برگردان به زبان ساده
ساقیا ساغر شراب کجاست
وقت صبحست آفتاب کجاست
هوش مصنوعی: ای ساقی، کجا است کشکولی از شراب؟ اینک صبح شده و آفتاب نیز کجا است؟
خستگی غالبست مرهم کو
تشنگی بیحدست آب کجاست
هوش مصنوعی: خستگی بر من غلبه کرده است و درمانی برای تشنگی شدیدم وجود ندارد. آب کجاست؟
دُرد نوشان درد را بصبوح
جز دل خونچکان کباب کجاست
هوش مصنوعی: شرابنوشان از دردها چه میدانند، در صبحگاه تنها دلهای خونین و پارهپاره است که به یاد میآید.
همه عالم غمام غم بگرفت
خور رخشان مه نقاب کجاست
هوش مصنوعی: تمام جهان پر از غم و اندوه شده است، در حالی که ماه روشن ما کجاست که این غم را از بین ببرد؟
لعل نابست آب دیده ما
آن عقیقین مذاب ناب کجاست
هوش مصنوعی: ما گوهری خالص داریم که از اشکهای ما به دست آمده است، آن سنگهای قیمتی ناب کجا هستند؟
تا بکی اشک بر رخ افشانیم
آخر آن شیشه گلاب کجاست
هوش مصنوعی: تا کی باید اشکهایمان را بر چهره بریزیم؟ اما حالا شیشه گلاب کجاست؟
بسکه آتش زبانه زد در دل
جگرم گرم شد لعاب کجاست
هوش مصنوعی: آتش در دل من به شدت شعله ور شده و حالا دلم به شدت میسوزد. بگو، آن لعاب کجاست که این درد را تسکین دهد؟
از تف سینه و بخار خمار
جانم آمد بلب شراب کجاست
هوش مصنوعی: از گرمای سینه و اثر مشروبات الکلی، جانم به تنگ آمده است؛ پس بگویید، شراب کجاست؟
دلم از چنگ می رود بیرون
نغمه ی زخمه ی رباب کجاست
هوش مصنوعی: دل من از دست میرود و در فراق آهنگ زیبای رباب در جستجوی آن هستم.
بجز از آستان باده فروش
هر شبم جایگاه خواب کجاست
هوش مصنوعی: هر شب، جز در آستانه مرد بادهفروش، جایی برای خواب و آرامش ندارم.
دل خواجو ز غصّه گشت خراب
مونس این دل خراب کجاست
هوش مصنوعی: دل خواجو به شدت از غم دچار مشکل شده است، حالا برود به دنبال کسی که مونس و همدم این دل پریشان باشد.