برگردان به زبان ساده
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
دیده ی مرغ صراحی بقدح باز کنیم
هوش مصنوعی: برخیز و بیایید تا صبح را با شادی و نشاط تجربه کنیم، چشمانمان را مانند پرندهای بیدار کنیم و از جام خوشی بهرهمند شویم.
زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری
از صوامع بدر میکده آواز کنیم
هوش مصنوعی: زاهدان را با نواختن چنگ سحری از مکانهای مذهبی بیرون میآوریم و به سمت میخانه صدا میزنیم.
باده از جام لب لعبت ساقی طلبیم
مستی از چشم خوش شاهد طنّاز کنیم
هوش مصنوعی: ما از جام لب زیبای تو شراب میطلبیم و میخواهیم از نگاه دلربای تو مست و شاداب شویم.
بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند
ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم
هوش مصنوعی: بلبلان زمانی که از درختی سخن میگویند، ما داستان قد و قامت این سرو بلندبالا را نقل میکنیم.
چنگ در حلقه ی آن طره طرار زنیم
چشم در عشوه ی آن غمزه ی غماز کنیم
هوش مصنوعی: در اینجا، ما در تلاشیم تا با زیبایی و جاذبۀ یک معشوقه، پیوندی عمیق ایجاد کنیم. به نحوی که با لطافت و دقت، به جزئیات ظاهری او توجه کرده و از جاذبه و فریباییاش لذت ببریم. در این میان، نگاهی معنادار به او داریم و از احساسات و نشانههای عشقی که از او نشأت میگیرد، بهرهمند میشویم.
وقت آنست که در پای سهی سرو چمن
برفشانیم سر دست و سرانداز کنیم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده است که در زیر سایههای زیبا و بلندی از سرو چمن، سر خود را بر زمین بگذاریم و برای خوابیدن، آرامش بیابیم.
کعبه ی روی دلارای پریرویان را
قبله ی مردمک چشم نظر باز کنیم
هوش مصنوعی: به سوی زیباییهای دلربا و دلنشین، که مانند کعبه برای مردم محترم و محبوب است، نگاه کنیم و آن را مرکز توجه خود قرار دهیم.
از لب روی فزا راح مروّج نوشیم
همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم
هوش مصنوعی: از زبان زیبا و دلنشین تو نوشیدنی مینوشیم، مثل عیسی که پس از آن معجزهای بزرگ به انجام رساندیم.
سایه ی شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد
گرچه کبکیم چه اندیشه ی شهباز کنیم
هوش مصنوعی: وقتی سایهی پرندگان بزرگ مانند سیمرغ بر ما میافتد، حتی اگر ما مانند کبک باشیم، باید به فکر شجاعت و بلند پروازی باشیم.
در قفس چند توان بود بیا تا چو همای
پر بر آریم و برین پنجره پرواز کنیم
هوش مصنوعی: در قفس نمیتوان مدت طولانی ماند، بیایید با هم پرهای خود را باز کنیم و از این پنجره پرواز کنیم.
چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجو
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
هوش مصنوعی: زمانی که باغ دوباره جوان و سرزنده شد، ای خواجو، بیا تا صبحگاهان با هم به شادی و خوشحالی بپردازیم و لذت ببریم.