برگردان به زبان ساده
مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
گشتیم عرق آتش و آبی نیافتیم
هوش مصنوعی: ما در حالتی مستی و نشئگی به سر میبردیم، ولی نوشیدنیای پیدا نکردیم. هرچه گشتیم، تنها نشانههایی از آتش و آب یافتیم، اما هیچ چیز واقعی و خوشگوار به دست نیاوردیم.
کردیم حال خون دل از دیدگان سؤال
لیکن بجز سرشک جوابی نیافتیم
هوش مصنوعی: ما در دل خود درد و غم را از چشمانمان جلوهگر کردیم و از آنها پرسیدیم، اما جز اشک و گریه هیچ پاسخی پیدا نکردیم.
تا چشم مست یار خرابی بنا نهاد
همچون دل شکسته خرابی نیافتیم
هوش مصنوعی: چشم زیبا و میخانهوار یار باعث ویرانی و خرابی ما شد، همانطور که دل شکسته ما هیچ ترمیم و بهبودی ندارد.
رفتیم در هوایش و بر خاک کوی او
بردیم آب خویش و مآبی نیافتیم
هوش مصنوعی: ما به دل هوای او رفتیم و در کوچههای او قدم زدیم، اما هرچه تلاش کردیم، نتوانستیم از آب و زندگیاش بهرهمند شویم.
جان را براه بادیه از تاب تشنگی
کردیم خون و اشک سحابی نیافتیم
هوش مصنوعی: در مسیر بیابان به خاطر تشنگی جان را به خطر انداختیم، اما نتوانستیم حتی ذرهای از خون و اشک را به دست آوریم.
در ده قدح که جز دل بریان خون چکان
در بزمگاه عشق کبابی نیافتیم
هوش مصنوعی: در مهمانی عاشقانه، در میان ده جام، تنها چیزی که یافتیم دل سوخته و خونین بود و هیچ چیز دیگری به جز کباب وجود نداشت.
کردیم بی حجاب نظر در رخت ولیک
روی ترا بجز تو حجابی نیافتیم
هوش مصنوعی: ما بدون حجاب به چهرهات نگاه کردیم، اما جز تو هیچ مانع و حجابی برای دیدن روی تو نیافتیم.
خاک درت شدیم چو خواجو بحکم آنک
برتر ز درگه تو جنابی نیافتیم
هوش مصنوعی: ما مانند خواجو، در برابر تو به خاک درگاهت تبدیل شدهایم، زیرا کسی را بالاتر از مقام تو پیدا نکردیم.