برگردان به زبان ساده
دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
قوت روان من ز شراب مغانه بود
هوش مصنوعی: دیشب احساس کردم که جز در میخانه مغان، جایی دیگر برای وطن من وجود ندارد. نیرو و انرژی روح من از شراب مغان است.
بود از خروس مرغ صراحی سماع من
وز سوز سینه هر نفسم جز فغان نبود
هوش مصنوعی: وجود من پر از شور و شوق است، مانند صدای خروس که صبح را اعلان میکند. از شدت درد و آتش درون، هر نفسم تنها فریاد و نالهای بیش نیست.
دل را که بود بی خبر از جام سرمدی
جز لعل جانفزای بتان کام جان نبود
هوش مصنوعی: دل کسی که از شراب جاودان بیخبر است، جز زیبایی و جلوههای جانفزای معشوقان چیز دیگری نمیتواند بخواهد.
طاوس جلوه ساز گلستان عشق را
بیرون ز صحن روضه ی قدس آشیان نبود
هوش مصنوعی: طاوس، زیبایی و جلوهگری عشق را نمیتواند از باغ دلانگیز بهشت رها کند.
کس در جهان نبود مگر یار من ولیک
گرد جهان بگشتم و او در جهان نبود
هوش مصنوعی: هیچ کس در این دنیا نبود جز یار من، اما با وجود اینکه به دور دنیا سفر کردم، او را در هیچ کجا نیافتم.
بر هر طرف ز عارض آن ماه دلستان
دیدم گلی شکفته که در گلستان نبود
هوش مصنوعی: در هر سو از چهره آن ماه دلانگیز، گلی را دیدم که در باغ گل وجود نداشت.
همچون کمر بگرد میانش در آمدم
او را میان ندیدم و او در میان نبود
هوش مصنوعی: مثل دایرهای که دور کمر میچرخد، به وسط آن وارد شدم، ولی او را در میان ندیدم و او هم در وسط نبود.
جز خون دل که آب رخم را بباد دادم
در جویبار چشم من آب روان نبود
هوش مصنوعی: جز درد و رنجی که برای تو تحمل کردم، در چشمانم چیزی جز اشک وجود نداشت.
گفتم کرانه گیرم از آشوب عشق او
وین بحر را چو نیک بدیدم کران نبود
هوش مصنوعی: گفتم که از شر و هیجان عشق او فاصله بگیرم، اما وقتی به عمق این دریا نگاه کردم، متوجه شدم که هیچ مرزی برای آن وجود ندارد.
کون و مکان بگشتم و در ملک هر دو کون
او را مکان ندیدم و بی او مکان نبود
هوش مصنوعی: من در تمامی جهان و آفریدهها گشتم، اما در هیچکجای آن، نشانهای از او نیافتم. بدون او اصلاً جایی وجود ندارد.
خواجو گهی بنور یقین راه باز یافت
کز خویشتن برون شد و اینم گمان نبود
هوش مصنوعی: خواجو در این بیت به تجربهای از درک و شناخت اشاره میکند که در برخی از لحظات زندگی، حقیقت و روشنایی را به وضوح میبیند و از محدودیتهای خود خارج میشود. او متوجه میشود که این حالت به سادگی به دست نیامده و حاصل یک گمان یا حدس نبوده است، بلکه یک آگاهی و یقین عمیق است.