برگردان به زبان ساده
بآب گل رخ آن گلعذار می شویند
و یا بقطره ی شبنم بهار می شویند
هوش مصنوعی: گلبرگهای آن چهرهی زیبا را با آب میشویند یا با قطرههای شبنم بهاری.
بکوی مغبچگان جامه های صوفی را
بجامهای می خوشگوار می شویند
هوش مصنوعی: به کوی خوشچهرگان، لباسهای درویش را در جامهای خوشمزهای شستشو میدهند.
هنوز نازده منصور تخت بر سردار
بخون دیده ی او پای دار می شویند
هوش مصنوعی: هنوز مانده است که ناز و تدبیر منصور بر روی تخت قرار گیرد و سردار از چهره خونین او در زیر دار میشوید.
خوش آن صبوح که آتش رخان ساغر گیر
بباده لعل لب آبدار می شویند
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن صبحی که وقتی صورت زیبا را در شیشه میگذارند، راز و زیبایی لبهای تاجدار را در مُشکی سرخ ارزیابی میکنند و از آن آب مینوشند.
بحلقه ئی که زلفت حدیث می رانند
دهان نخست بمشک تتار می شویند
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زلف و افسون آن شده است که افرادی در تلاشند تا از زیبایی و جذابیت آن صحبت کنند. در ابتدا هم به مسأله خوشبویی و عطر اشاره میشود، گویی که از عطر مشک برای توصیف زیبایی زلف یاری استفاده میکنند.
بپوش چهره که مشّاطگان نقش نگار
ز شرم روی تو دست از نگار می شویند
هوش مصنوعی: چهرهات را بپوشان، زیرا آرایشگران به خاطر شرم از زیبایی تو، از نقاشی و آرایش دست میکشند.
بسا که شرح نویسان روزنامه ی گل
ورق ز شرم تو در جویبار می شویند
هوش مصنوعی: بسیاری از نویسندگان و شاعران برای تو مینویسند و به خاطر زیباییات از شرم، نوشتههایت را در جوی آب میشویند تا پاک و خالص شوند.
قتیل تیغ ترا خستگان ضربت شوق
بآب دیده ی گوهر نثار می شویند
هوش مصنوعی: کشتگان تیغ تو، مجروحان عشق هستند که با اشکهای گرانبهای خود تو را شستوشو میدهند.
بشوی گرد ز خاطر که دیدگان هر دم
ز لوح چهره ی خواجو غبار می شویند
هوش مصنوعی: از یاد ببر آنچه را که ذهن تو را مشغول کرده است، زیرا هر لحظه چشمانت غبار از چهره خواجو بر میدارند.