برگردان به زبان ساده
دریغ میوهٔ عمرم رشید کز سر پای
به بیست سال برآمد به یک نفس بگذشت
هوش مصنوعی: عمر جوانیام به سرعت گذشت و حالا افسوس میخورم که این مدت کم را چطور سپری کردم. تنها یک نفس کافی بود تا بیست سال از زندگیام به پایان برسد.
مرا ذخیزه همین یک رشید بود از عمر
نتیجهٔ شب و روزی که در هوس بگذشت
هوش مصنوعی: تنها دستاورد من از زندگیام، همان یک لحظه روشن و باارزش است که در میان گذر زمان و آرزوهای گوناگون به دست آمده است.
چو دخترم آمدم از بعد این چنین پسری
سرشک چشم من از چشمهٔ ارس بگذشت
هوش مصنوعی: وقتی دختر شدم، پس از این که پسری را دیدم، اشک از چشمانم ریخت و به سمت چشمه ارس رفت.
مرا به زادن دختر غمی رسید که آن
نه بر دل من و نی بر ضمیر کس بگذشت
هوش مصنوعی: من از خبر تولد دختری غمگین شدم، اما این غم نه در دل من ماند و نه در دل کسی دیگر تاثیر گذاشت.
چو دختر انده من دید سخت صوفیوار
سه روز عدهٔ عالم بداشت پس بگذشت
هوش مصنوعی: زمانی که دختر اندوه من را دید، به طور جدی و مانند یک صوفی، سه روز از جمع علمای دیگر فاصله گرفت و سپس از آن وضعیت گذر کرد.