برگردان به زبان ساده
سعد و نحس شب سپید و سیاه
خاتم مُقتَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: سرنوشت و خوشی و بدی در طول شب و روز تحت تأثیر یکدیگر قرار نمیگیرند و نمیتوان به راحتی آنها را یکی دانست.
قرصهٔ مه کلیچهٔ سیم است
عقربش صِیرَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: ماه مانند یک شیرینی نقرهای است و اگرچه زهرش خطرناک است، اما هیچ کس به دنبال آن نمیرود.
چون ولیعهد یوسف است امروز
خلق جز یوسفی نمیشاید
هوش مصنوعی: امروز همه چیز به خاطر وجود یوسف است و هیچ چیز جز او شایسته نیست.
این رفیع پدر خر زن مزد
از پی مَشرَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: این فرد بزرگ و محترم به خاطر مقام و ارتباطش، از زحمت کشیدن برای بدست آوردن درآمد نمیگذرد.
در چنین تنگنای دار الضرب
زیر چنگی دفی نمیشاید
هوش مصنوعی: در این وضعیت سخت و دشوار، هیچ چیزی نمیتواند انگیزه یا شور و شوق را به وجود آورد.
قاضی اسراف میکند در جور
این همه مُسرَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: داور در ظلم ورزیدن زیادهروی میکند، اما هیچکس نمیتواند این میزان اسرافکننده را تحمل کند.
زی نبی رفت و برد نور نبی
نور دین مُنطَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: از پیامبر به سوی او رفت و نور او را با خود برد. نور دین من هرگز خاموش نمیشود.
هست بغداد گرد کوه و در او
قاضیی فلسفی نمیشاید
هوش مصنوعی: بغداد در دور کوه قرار دارد و در آنجا قاضیای با تفکرات فلسفی وجود ندارد.
بگذر از فلسفی که از پی خرج
شاید از فلس فی نمیشاید
هوش مصنوعی: از تفکرات عمیق بگذر، زیرا گاهی صرف هزینه و تلاش برای فهم آنها، نتیجهای نمیدهد و به عمق مطلب نمیرسد.
این سمرقند نیست بغداد است
نقد او غِدرَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: اینجا سمرقند نیست، بلکه بغداد است و ارزش او با چیزی که به نظر میرسد نمیتوان سنجید.
تا طرازد طراز سکهٔ ملک
خامهزن جز صفی نمیشاید
هوش مصنوعی: نگاه کن، تا زمانی که سکهٔ شاهانه با دست خط خوش نوشته میشود، تنها در صفی از آن نمیتوان دید.
بهر آوردن عروس سبا
رای جز آصفی نمیشاید
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه عروس سبا تنها به کار فردی چون آصف میخورد و افراد دیگر در این زمینه نمیتوانند موفق شوند.
هم صفی به که با سپاه کرم
بخل را همصفی نمیشاید
هوش مصنوعی: رفتن با کسانی که بخشندهاند بهتر است تا اینکه با افرادی که بخیل هستند همپیمان شوی.
جملةالامر با خواص عمل
نام نامُنصَفی نمیشاید
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در نهایت باید نسبت به تأثیرات و ویژگیهای عمل به طور عادلانه و منصفانه نظر داد. به طور کلی میگوید که نمیتوان بدون توجه به خاصیتها و ویژگیهای یک عمل، آن را قضاوت کرد.