برگردان به زبان ساده
در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم
الصبوح ای دل که از کار دو عالم فارغیم
هوش مصنوعی: ما در این دنیا و دنیای دیگر مشغول کارهایی هستیم که از غمها و دردها آزاد هستیم. ای دل، صبح فرا رسیده و ما از همه کارهای این دو عالم رهایی یافتهایم.
کم زدیم و عالم خاکی به خاکی باختیم
و آن دگر عالم گرو دادیم و از کم فارغیم
هوش مصنوعی: ما کمی از خود کاستهایم و در این دنیای مادّی به خاک سپردهایم. در عوض، به چیزی دیگر دست پیدا کردیم و از آن کمبود رهایی یافتهایم.
عقل اگر در کشتزار خاک آدم ده کیاست
ما چنان کز عقل بیزاریم از آدم فارغیم
هوش مصنوعی: اگر عقل در زمین وجود انسان به بار نشیند و حکمت بیاورد، ما از آن حکمت و عقل بیزاریم و از جنس انسانیت بینیاز هستیم.
خاک عشق از خون عقلی به که غم بار آورد
ما که ترک عقل گفتیم از همه غم فارغیم
هوش مصنوعی: محبت و عشق، از دل عقل و فکر انسان زاده میشود و این احساسات گاهی بسیار غمانگیز هستند. ما افرادی هستیم که به خاطر عشق، از عقل و تفکر خود دوری میکنیم و فکر میکنیم که به این ترتیب از تمام غمها و ناراحتیها آزاد هستیم.
عشق داریم از جهان گر جان مباشد گو مباش
چون سلیمان حاضر است تخت و خاتم فارغیم
هوش مصنوعی: اگر عشق ما به دنیا وابسته باشد، حتی اگر جان هم نباشد، مهم نیست. چون مثل سلیمان که دارای تخت و انگشتر بود، ما از آن دنیا بینیازیم و همچنان راضی هستیم.
همدم ما گر به بوی جرعه مستی شد تمام
ما به دریا نیم مستیم و ز همدم فارغیم
هوش مصنوعی: اگر یار ما به بوی شراب مست شده باشد، ما هم به اندازهی او مست نیستیم و از او بیخبر و جدا شدهایم.
محرم از بهر نهان کاران به کار آید حریف
ما که می پیدا خوریم از کار محرم فارغیم
هوش مصنوعی: محرم برای کسانی که کارهای پنهانی دارند مفید است. اما ما، که در مینوشیم و به لذت میپردازیم، از کارهای این افراد بیخبر و فارغ هستیم.
این لب خاکین ما را در سفالی باده ده
جام جم بر سنگ زن کز جام و از جم فارغیم
هوش مصنوعی: این لب خاکی ما را در ظرفی سفالی پر از شراب جام جم قرار بده و بر سنگ بزن، چرا که ما از نوشیدن و از جم بینیازیم.
چرخ و اختر چیست طاق آرایشی و طارمی است
ما خراب دوستیم از طاق و طارم فارغیم
هوش مصنوعی: چرخ و ستاره چه ارزشی دارند وقتی که ما دل در گرو دوست داریم و از زیباییهای دنیا بینیاز هستیم.
تن سپر کردیم پیش تیر باران جفا
هرچه زخم آید ببوسیم و ز مرهم فارغیم
هوش مصنوعی: ما برای مقابله با آزار و ستم خود را آماده کردهایم و هر زخم و آسیبی که بر ما وارد میشود را با عشق میپذیریم و نیازی به درمان و مرهم نداریم.
گر شما دین و دلی دارید و از ما فارغید
ما نه دین داریم و نه دل وز شما هم فارغیم
هوش مصنوعی: اگر شما ایمان و احساسی دارید و از ما بیخبر هستید، ما نه ایمان داریم و نه احساسی، و ما هم از شما بیخبر هستیم.
چند دام از زهد سازی و دم از طاعت زنی
ما هم از دام تو دوریم و هم از دم فارغیم
هوش مصنوعی: ما از تظاهر به دینداری و اطاعت کنارهگیری کردهایم و نه در دام فریب تو اسیر شدهایم و نه به نفس خود مشغولیم.
لاف آزادی زنی با ما مزن باری که ما
از امید جنت و بیم جهنم فارغیم
هوش مصنوعی: به ما درباره آزادی خود نبالید، زیرا ما از امید به بهشت و ترس از جهنم رهایی یافتهایم.
چند یاد از کعبه و زمزم کنی خاقانیا
باده ده کز کعبه آزاد و ز زمزم فارغیم
هوش مصنوعی: برای چه مدت به یاد کعبه و آب زمزم هستی؟ ای پادشاه، میریزان که ما از کعبه رها و از زمزم بینیاز هستیم.