برگردان به زبان ساده
رفیقا شناسی که من ز اهل شروان
نه از بیم جان در شما میگریزم
هوش مصنوعی: دوست من، آیا میدانی که من اهل شروان هستم و تنها به خاطر ترس از جانم از شما دور نمیشوم؟
خطائی نکردم بهحمدالله آنجا
که اینجا ز بیم خطا میگریزم
هوش مصنوعی: من به لطف خداوند هیچ اشتباهی نکردهام، و به همین دلیل در اینجا از ترس خطا دوری میکنم.
چه خوش گفت سالار موران که با جم
نکردم بدی زو چرا میگریزم
هوش مصنوعی: سالار موران بیان کرده است که من هیچ بدی از جم ندیدهام، پس چرا باید از او فرار کنم؟
ز بهر فراغت سفر میگزینم
پی نزهت اندر فضا میگریزم
هوش مصنوعی: برای رهایی از دغدغهها و استراحت، به سفر میروم و در فضایی دلانگیز و طبیعی پرسه میزنم.
مرا زحمت صادر و وارد آنجا
عنا مینمود از عنا میگریزم
هوش مصنوعی: من در آنجا دچار زحمتها و مشکلاتی میشوم که از آنها فرار میکنم.
قضا هم ز داغ فراق عزیزان
دلم سوخت هم زان قضا میگریزم
هوش مصنوعی: سرنوشت من به خاطر دوری از عزیزانم دلم را به شدت آزرده کرده و از آن سرنوشت فراری هستم.
دلی بودم از غم چو سیماب لرزان
چو سیماب از آن جابجا میگریزم
هوش مصنوعی: دل من به اندازهی غمها و دردها بیقرار و لرزان است، مانند جیوهای که به خاطر جابهجایی از جایی به جای دیگر فرار میکند.
به تبریز هم پایبند عیالم
از آن پایبند بلا میگریزم
هوش مصنوعی: من از بلایی که بر سرم آمده، به خاطر وابستگی به همسر و زندگیام در تبریز، فرار میکنم.
ز تبریز چون سوی ارمن بیایم
هم از ظلمتی در ضیا میگریزم
هوش مصنوعی: وقتی از تبریز به سمت ارمن میروم، از یک تاریکی به سوی روشنایی فرار میکنم.