برگردان به زبان ساده
اندرین هفت هشت نه صدیق
مصطفی را به خواب دیدستند
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح بیان میشود که در این هفت و هشت نفر، برخی از دوستان و پیروان پیامبر اسلام را از نزدیک دیدهاند.
روی آن بحر دست صاحب فیض
بحر وش بینقاب دیدستند
هوش مصنوعی: بر روی دریا، دست کسی که خداوند نعمتهای بیپایانی به او ارزانی داشته، بدون پرده و پوشش دیده میشود.
کآمد و التفات کرد به من
زان مرا جاه و آب دیدستند
هوش مصنوعی: او آمد و به من توجه کرد، زیرا که من را با مقام و اعتبارم دیده بودند.
شیر تنها رو شریعت را
با سگی در خطاب دیدستند
هوش مصنوعی: شیر تنها، که نماد قدرت و شجاعت است، در حال گفتگو با سگی است که مثالی از وفاداری و اطاعت است. در این گفتگو، شیر به اصول و قوانین زندگی اشاره میکند، اما سگ به نوعی نماد افرادی است که از او پیروی میکنند یا در کنار او قرار دارند. این معنا به نوعی به تضاد در قدرت و اطاعت، یا سربلندی در برابر قوانین اشاره دارد.
سگ بیدار کهف را در خواب
همبر شیر غاب دیدستند
هوش مصنوعی: سگی که در کنار غاری در حال مراقبت بوده، حتی در خواب و خواب آلودگیاش هم شیر جنگل را میبیند.
مختلف خوابهاست کاین طبقات
ران مقدس جناب دیدستند
هوش مصنوعی: این خوابها بسیار متفاوت است و این طبقات، که افراد برجستهای آنها را دیدهاند، هر کدام معنای خاصی دارد.
قومی از آب دست او که چکید
بر عذارم گلاب دیدستند
هوش مصنوعی: گروهی از افراد، وقتی که قطرات آب دست او بر صورت من چکید، متوجه عطر گل و زیبایی خاصی شدند.
قومی از کاس او مرا در خواب
جرعه خور شراب دیدستند
هوش مصنوعی: گروهی از مردم در خواب مرا در حال خوشی و نوشیدن شراب دیدهاند.
قومی از فضلههای آب دهانش
بر لب من لعاب دیدستند
هوش مصنوعی: گروهی بر این باورند که آب دهان او بر لب من اثر گذاشته است.
چه عجب زانکه تری لب گل
از لعاب سحاب دیدستند
هوش مصنوعی: چقدر جای تعجب است که گل را از مرطوبی لبش که به خاطر باران است، میشناسند.
مصطفی چشمهٔ حیات و مرا
خضر چشمه یاب دیدستند
هوش مصنوعی: مصطفی منبع زندگی است و من را به عنوان کسی که مانند خضر، آب زنده را پیدا میکند، دیدهاند.
او علیه السلام و من بنده
سومین بوتراب دیدستند
هوش مصنوعی: او، با احترام به مقام والای خود، و من در مرتبهای پایینتر، سومی بود و تجلیات بوتراب (یا نشانههای آن) را مشاهده کردند.
گاهی او آسمان سوار و مرا
چون صبا در شتاب دیدستند
هوش مصنوعی: گاه پیش میآید که او با سرعتی همچون باد در آسمان در حرکت است و من را در حالتی تند و شتابان مشاهده میکند.
مصطفی بر براق و دست مرا
در هلال رکاب دیدستند
هوش مصنوعی: مصطفی (پیامبر اسلام) بر اسب سریع و بالاروندهای سوار شده و دست مرا در حال نشستن بر رکاب مشاهده کرده است.
آن سالات را که من کردم
از زبانش جواب دیدستند
هوش مصنوعی: سوالات من را از زبان او پاسخ دادهاند.
خاطرم را که کرم شب تاب است
خادم ماهتاب دیدستند
هوش مصنوعی: ذهنم مانند کرم شب تاب است که نورش را تنها در حضور ماه تابان میبیند و از زیباییاش بهرهمند میشود.
صورتم را که صفر ناچیز است
با الف هم حساب دیدستند
هوش مصنوعی: صورت من که بسیار کوچک و ناچیز است، با حرف الف هم مقایسه شده و مورد توجه قرار گرفته است.
خواجه صاحب خراج کون و مرا
از زکاتش نصاب دیدستند
هوش مصنوعی: من و تو مورد توجه خداوند و روزیدهندهایم، و به نظر میرسد که او ما را در زمره کسانی قرار داده که باید از نعمتهایش بهرهمند شوند.
خواجه صاحب خراح کون و مرا
از زکاتش نصاب دیدستند
هوش مصنوعی: مرد ثروتمند و صاحب مال، من را به عنوان کسی که باید از او زکات بگیرند، شناخته و در نظر گرفته است.
پیش خندان لبش ز اشک چو ابر
گریهٔ آفتاب دیدستند
هوش مصنوعی: او با لبخندش، همچون ابرها، گریان است و اشکهایش به خاطر تابش خورشید را دیده است.
ز آتش شوق او که در دل داشت
دل آتش کباب دیدستند
هوش مصنوعی: اشتیاق به محبوب آنقدر در دل او شعلهور بود که دل، آتش را در کباب احساس کرد.
من ندیدم نه اهل بیتم دید
کاهل حسن المب دیدستند
هوش مصنوعی: من هیچوقت کسی را ندیدم که در خانوادهام باشد و از زیبایی معشوقهاش غافل باشد.
نه دروغ است خواب پاکان زانک
از سر صدق خواب دیدستند
هوش مصنوعی: خواب افرادی که پاک و صاف هستند دروغ نیست، زیرا آنها با صداقت خواب دیدهاند.
آنک اصحاب صدق زیشان پرس
تا کجا وز چه باب دیدستند
هوش مصنوعی: به آنها که در دوستی و صداقت معروف هستند، بگو تا کجا و از چه موضوعاتی آگاهی دارند و چه چیزهایی را مشاهده کردهاند.
آیت رحمت است کایت دهر
با دلیل عذاب ددیدستند
هوش مصنوعی: نشانهای از رحمت است که در دوران زندگی، افرادی با دلایل قوی عذاب را تجربه کردهاند.
نفس شیطان نماید آن حاشا
که سپهری شهاب دیدستند
هوش مصنوعی: نفس شیطان همچون دلیلی میماند که میگوید کسی نمیتواند سپیدی یک ستاره شهاب را ببیند.
من رآنی فقد رای الله گوی
کاین نظر بس عجایب دیدستند
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا دیده، گوید که خدا را دیده است؛ زیرا این نگاه پر از شگفتیهاست.
از همه آن شگرفتر که به من
نظرش بیحجاب دیدستند
هوش مصنوعی: هیچ چیز برای من بیشتر از این نیست که کسی مرا بدون هیچ تزویر و پوششی ببیند و به عمق وجودم پی ببرد.
ز آن نظر کشت زرد عمر مرا
تا ابد فتح باب دیدستند
هوش مصنوعی: از آن نگاه تو، زندگیام به زردی و پژمردگی گرایید و تا ابد در تاریکی و تنگنظری به سر میبرم.
زده از نور مصطفی خیمه
دست من در طناب دیدستند
هوش مصنوعی: به خاطر نور و درخشندگی حضرت مصطفی، اهل آسمانی نسبت به من توجه کردند و دست من را در اسارت دیدند.
مصطفی را ز رنج خاطر من
با بدان در عتاب دیدستند
هوش مصنوعی: مصطفی، به خاطر ناراحتی من، با افرادی که نیکوکار نیستند در حال سرزنش و توبیخ دیده است.
آری از بیم غارت گهر است
کب را اضطراب دیدستند
هوش مصنوعی: بله، به خاطر ترس از دزدیده شدن جواهرات، کبک مضطرب و نگران شده است.
مصطفی آمده به معماری
که دلم را خراب دیدستند
هوش مصنوعی: مصطفی به عنوان یک معمار آمده است، زیرا دیده که دل من خراب و خراب شده است.
نعت او حرز جان خاقانی است
کز جهان احتساب دیدستند
هوش مصنوعی: مدح و ستایش او، برای خاقانی همچون سپری است که جانش را از آسیبهای دنیا حفظ میکند؛ زیرا او تجربیات زیادی از زندگی و دشواریهای آن دارد.
دیدن مصطفی است حجت من
کاین دلیل صواب دیدستند
هوش مصنوعی: دیدن پیامبر، برای من دلیل و مدرکی است که نشان میدهد آنها حقیقت را دیدهاند.
این مرا مرهم است اگر قومی
خستن من ثواب دیدستند
هوش مصنوعی: این برای من تسکین است، اگر گروهی از مردم از من رنجیده باشند و به نتیجهای خوب رسیده باشند.
آبم اینجا برفت شادم از آنک
کارم آنجا به آب دیدستند
هوش مصنوعی: من در اینجا، آب را از دست دادم، اما خوشحالم چون کارم در آنجا به آب مرتبط است.
پس به آخر مرا دعا گفتی
آن دعا مستجاب دیدستند
هوش مصنوعی: در نهایت تو برای من دعا کردی و آن دعا اثر خود را نشان داد.
چه عجب گر ز سورهٔ والتین
ورد جان غراب دیدستند
هوش مصنوعی: چه جای شگفتی است اگر جان غروب، دیدگاه والایی را تجربه کرده باشد.