برگردان به زبان ساده
گر به شروانم اهل دل میماند
در ضمیرم سفر نمیآمد
هوش مصنوعی: اگر اهل دل به شروان بیایند، سفر در درون من به وجود نمیآید.
ور به تبریزم آب رخ میبود
ارمنم آبخور نمیآمد
هوش مصنوعی: اگر در طبرستان (تبریز) آبی از چهرهام میریخت، باز هم آبگوشت ارمنی به من نمیرسید.
ور به ارمن دو جنس میدیدم
دل به جای دگر نمیآمد
هوش مصنوعی: اگر در میان ارمنیها دو نوع طعام میدیدم، دل و احساس من به جای دیگری نمیرفت و تمام توجهام به آنها جلب میشد.
هرچه میکردم آسمان با من
از در مهر در نمیآمد
هوش مصنوعی: هر چه تلاش میکردم، آسمان به من محبت نمیکرد و اقدامی از سر دوستانه نشان نمیداد.
هرچه میتاختم به راه امید
طالعم راهبر نمیآمد
هوش مصنوعی: هرچه در تلاش بودم و به امید موفقیت پیش میرفتم، سرنوشت و شانس من راهنمایی نمیکرد و به کمکم نمیآمد.
خون همی شد ز آرزو جگرم
و آرزوی جگر نمیآمد
هوش مصنوعی: از شدت آرزو، قلبم به درد آمد و آرزوهایم برآورده نمیشدند.
آرزو بود در حجاب عدم
به تمنا به در نمیآمد
هوش مصنوعی: آرزویی در پس پرده نبودن وجود داشت که با درخواست نمیتوانست به تحقق برسد.
همتی نیز داشتم که مرا
دو جهان در نظر نمیآمد
هوش مصنوعی: من ارادهای داشتم که در آن لحظه، هیچ چیزی برایم اهمیت نداشت و دو جهان به نظرم بیاهمیت بود.
بیش بیش آرزو که بود مرا
با کم کم به سر نمیآمد
هوش مصنوعی: آرزوهای بزرگ و زیاد داشتم، اما با کم و جزئیات کوچک، به هیچ وجه به خواستههایم نمیرسیدم.
آب روزی ز چشمهٔ هر روز
یک دو دم بیشتر نمیآمد
هوش مصنوعی: آب هر روز فقط کمی بیشتر از روز قبل از چشمه میآمد.
دل نمیداشت برگ خشک آخر
وز جهان بوی تر نمیآمد
هوش مصنوعی: دل نمیخواست دیگر شادابی و زندگی را ببیند، و از این دنیا هیچ نشانهای از طراوت و تازگی احساس نمیکرد.
ترک بیشی بگفتم از پی آنک
کشت دولت به بر نمیآمد
هوش مصنوعی: من دربارهی رفتن یک ترک صحبت کردم، زیرا در آن زمان خوشبختی و سعادت به دست نمیآمد.
آنچه آمد مرا نمیبایست
و آنچه بایست بر نمیآمد
هوش مصنوعی: آنچه برای من پیش آمد، نباید میبود و آنچه که باید میآمد، نیامد.