برگردان به زبان ساده
خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفت
باز به پیرانهسر، عشق تو از سر گرفت
هوش مصنوعی: دوباره دلم از درد تو پر شده و در حالی که سن و سالی از من گذشته، عشق تو دوباره در من زنده شده است.
یار درآمد به کوی، شور برآمد ز شهر
عشق در آمد ز بام، عقل رهِ در گرفت
هوش مصنوعی: دوست به کوی عشق آمد و شور و هیجان در شهر بالا گرفت، عشق از بام خانهها به بیرون آمد و عقل در تلاش بود که راهی پیدا کند.
لعل تو یک خنده زد، مردهدلی زنده کرد
حسن تو یک شعله زد، سوختهای درگرفت
هوش مصنوعی: لبخند تو جان تازهای به دلهای بیروح میدهد و زیباییات مانند شعلهای به جان سوختهام جان میبخشد.
تاختن آورد هجر، تیغ بلا آخته
زحمت هستی ما، از ره ما برگرفت
هوش مصنوعی: هجران و جدایی به ما آسیب زده و درد و رنجی را برای ما به ارمغان آورده است، در حالی که مشکلات زندگی و سختیها، ما را از مسیر واقعیمان دور کردهاند.
شیر به چنگال عنف، گردن آهو شکست
باز به منقار قهر، بال کبوتر گرفت
هوش مصنوعی: شیر در چنگال خشم، گردن آهو را شکست و سپس با منقار خود، بال کبوتر را گرفت.
صبر و دل و دین ما جمله ز ما بستدند
روح مجرد بماند، دامن دل برگرفت
هوش مصنوعی: صبر، عشق و ایمان ما همه از ما گرفته شد و تنها روح بیقید باقی ماند که دامن دل را گرفت.