برگردان به زبان ساده
به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
به بهای جان از آن لب شکری فرست ما را
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلرباییات، از دل من پیامی بفرست. برای من، که حاضر به فدای جانم برای تو هستم، نگاهی از آن لب شیرینت بفرست.
به غلامی تو ما را به جهان خبر برآمد
گرهی ز زلف کم کن، کمری فرست ما را
هوش مصنوعی: به خاطر تو، ما را در دنیا خبر کردند. مقداری از گرههای زلفت را باز کن و کمری برای ما بفرست.
به بهانهٔ حدیثی بگشای لعل نوشین
به خراج هر دو عالم، گهری فرست ما را
هوش مصنوعی: به خاطر یک حدیث، لعل زیبایت را به من هدیه کن تا از هر دو جهان، گوهری به من بدهی.
به دو چشم تو که از جان اثری نماند با ما
ز نسیم جانفزایت، اثری فرست ما را
هوش مصنوعی: چشمان تو چنان تاثیری دارند که هرچه از جان من باقی مانده را از بین میبرند. از نسیم روحافزای تو خواهش میکنم که اثری به ما برسانی.
ز پی مصاف هجران که کمان کشید بر ما
ز وصال مردمی کن، حَشَری فرست ما را
هوش مصنوعی: به دنبال جدایی عشق، کمان حیات بر ما کشیده شده است. از افراد نیکوکار بخواه که برای ما دعایی کنند.
مگذار کز جفایت دل گرم ما بسوزد
ز وفا مفرحی کن، قدری فرست ما را
هوش مصنوعی: مگذار با رفتار نامناسبت دلهای ما به درد بیفتند. از محبت و وفایت به ما طراوت و شادابی ببخش، کمی از خوبیهای خود را به ما ارزانیدار.
به تو درگریخت خاقانی و دل فشاند بر تو
اگرش قبول کردی، خبری فرست ما را
هوش مصنوعی: خاقانی به تو پناه آورده و عشقش را به تو ابراز کرده است، اگر او را پذیرفتی، برای ما خبری بفرست.