برگردان به زبان ساده
با هیچ دوست دست به پیمان نمیدهی
کار شکستگان را سامان نمیدهی
هوش مصنوعی: تو هیچگاه با کسی که با او دوست هستی، پیمان نمیبندی و به همین دلیل نمیتوانی به کسانی که در زندگی شکست خوردهاند، کمک کنی و اوضاع آنها را درست کنی.
آنجا که زخم کردی مرهم نمیکنی
آنجا که درد دادی درمان نمیدهی
هوش مصنوعی: جایی که تو زخم میزنی، التیامی نمیگذاری و جایی که درد میآوری، درمانی ارائه نمیدهی.
همچون فلک که بر سر خوان قبول ورد
آن را همی که تره دهی نان نمیدهی
هوش مصنوعی: مانند آسمان که بر سر سفرهی پذیرش است، اگرچه ممکن است زینتها و نعمتها را به شما بدهد، اما هیچگاه نان و sustenance را نمیدهد.
آسان همی بری ز حریفان خویش دل
چون قرعه بر تو افتد آسان نمیدهی
هوش مصنوعی: وقتی قرعه به نام تو میافتد، راحت از رقیبان خود دل نمیکنی و این کار آسان نیست.
ارزان ستانی آنچه دهم در بهای بوس
پس بوسه از چه معنی ارزان نمیدهی
هوش مصنوعی: تو آنچه را که من با بوسه تقدیم میکنم، کم بها میدانید؛ پس چرا از بوسههایی که تقدیم میشود، معنی ارزان بودن را نمیپذیرید؟
مژگانت را به کشتن من رخصه دادهای
لب را به زنده کردن فرمان نمیدهی
هوش مصنوعی: چشمانت به من اجازه میدهند که آسیب ببینم، اما لبانت هیچ اشارهای به این ندارند که میخواهی مرا نجات بدهی.
خاقانی گدای به وصل تو کی رسد
کز کبریا سلام به سلطان نمیدهی
هوش مصنوعی: خاقانی به کسی اشاره میکند که در آرزوی وصال معشوق است و حسرت میخورد که حتی سلامی از بزرگی مانند سلطان نمیگیرد. این جمله نشاندهنده احساس کوچکبودن و دوری از محبوب است.