برگردان به زبان ساده
دوست داری که دوستدار کُشی
هر دلی را هزار بار کشی
هوش مصنوعی: دوست داری که برای عشق کسی، به هر دلی آسیب بزنی و او را بارها و بارها به درد و رنج بکشی.
تو گرفتار عشق را زِ نهان
دَم دَهی پَس به آشکار کشی
تو، گرفتار عشق را در نهان فریب میدهی و آشکارا میکُشی.
رشتهٔ جانْ سیَه کُنی چون شمع
عاشقی را که شمعوار کشی
هوش مصنوعی: اگر به عشق و زندگی روحی که داریم، آسیب برسانی، مانند شمعی که در اثر آتش ذوب میشود، ما نیز ویران خواهیم شد.
ما چراغِ تو و تو آتش و باد
گر یکی برکنی هزار کشی
هوش مصنوعی: ما نور و روشنی تو هستیم و تو، شعله و نیرویی هستی که ممکن است با یک حرکت، هزاران نفر را به خطر بیندازی.
کیسه لاغر شده، چه سیم کُشی
صید فربه شده چه زار کشی
هوش مصنوعی: کیسهای که خالی و بیپول شده، مثل ماهی که با زحمت و درد فراوان گرفته شده، حالا فربه و چاق شده است.
جام پُر بَر دهی به مجلسِ مِی
غمگِنان را به غمگُسار کشی
هوش مصنوعی: اگر در مجلس جام پر کنی و به این ترتیب به دلهای غمگین تسکین بدهی، میتوانی غم و اندوه را از دلها بزدایی.
خنده را گو که سَر مَبُر به شَکر
چند شیرانِ مرغزار کُشی
هوش مصنوعی: به دیگران بگو که به خاطر چیزهایی که ارزش چندانی ندارند، شادی و خنده را از خود دور نکنند، چرا که گاهی باید با دلایل بیمورد، چیزهای بزرگ و ارزشمند را نادیده گرفت.
غمزه را گو که خون مَریز به سِحر
چند مردانِ روزگار کشی
هوش مصنوعی: به آن نگاه نازک و دلربا بگو که با سحری که میزند، دلهای بسیاری از مردان زمانه را شکسته و به درد آورده است.
تشنهٔ عشق را به جُستنِ آب
غرقه در آبِ انتظار کشی
هوش مصنوعی: عاشقانی که به عشق نیاز دارند، مانند کسی هستند که در دریا به دنبال آب میگردد و در انتظار غرق شدن هستند.
دولتِ عشقْ یارِ خاقانی است
تو همه دولتی که یار کشی
هوش مصنوعی: محبت و عشق، یار خاقانی را به اوجرسانده است و تو هیچ ثروتی به جز کشتن یاران نمیدانی.