برگردان به زبان ساده
تا بیش دلم خراب داری
دل بیش کند ز جانسپاری
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر به دل من آسیب برسانی، دل من بیشتر از جانم دلخور میشود.
ای کار مرا به دولت تو
افتاد قرار بیقراری
هوش مصنوعی: ای کار من به خاطر نعمت تو آرامش یافته است، اما در واقع هنوز بیقرارم.
دل خوش کردم چنین که دانی
تن دردادم چنان که داری
هوش مصنوعی: به خودم روحیهای خوب بخشیدم و به همان صورتی که خودت میدانی، تسلیم شدم.
یک ناخن کم نمیکنی جور
تا خون دلم به ناخن آری
هوش مصنوعی: یک ذره از درد و رنج من کم نمیشود، مگر اینکه به گونهای آزار ببینی که بتوانی احساس من را درک کنی.
جان کاهی و اندهان فزایی
سیبی به دو کرده روزگاری
هوش مصنوعی: تو به جان کمارزشت، به خویش پافشاری میکنی، در حالی که بر دوش زندگی بار سنگینی را حمل میکنی.
آوازه فراخ شد به عالم
درگاه تو را به تنگ باری
هوش مصنوعی: خبر تو در همه جا پیچید و همه جا دربارهات صحبت میشود، اما تو به خاطر گرفتاریهایت در تنگنا قرار داری.
هر لحظه کشی ز صف عشاق
چندان که به دست چپ شماری
هوش مصنوعی: هر زمانی که یکی از عاشقان را به قتل برسانی، به اندازهای که با دست چپ خود میشماری، این کار را ادامه بده.
این باقی عمر با تو باشم
کز عمر گذشته یادگاری
هوش مصنوعی: این باقی عمر را با تو میگذرانم تا یادگاری از عمر گذشته برایم بماند.
خاک در تو رساند آخر
خاقانی را به تاجداری
هوش مصنوعی: خاک، در نهایت، خاقانی را به مقام پادشاهی رساند.