برگردان به زبان ساده
بخت بدرنگ من امروز گم است
یارب این رنگ سواد از چه خُم است
امروز بخت و اقبال زشت من تیره و تار شده است. ای پروردگار من ! این غم و اندوه بدبختی من از چه جهت است؟
دلدل دل ز سر خندق غم
چون جَهانم که بس افکنده سم است
دل من مانند اسبی و غم مانند گودالی است. چگونه این اسبِ دل را از گودالِ غم عبور دهم وقتی که ناتوان و زار گشته است.
با من امروز فلک را به جفا
آشتی نیست همه اشتلم است
امروزه فلک و روزگار ظالم وستمکار با من قصد صلح و دوستی ندارد بلکه تماماً قصد تندی و خشونت و تعدی دارد.
شد چو کشتی به کژی کار فلک
که عنانش محل پاردم است
کار و عمل این روزگار در نادرستی و کجی ، مانند کشتی ای شده است که افسارش در پشتش است. ( یعنی برعکس و وارونه عمل میکند و کژ رفتار است )
دولت امروز زن و خادم راست
کاین امیر ری و آن شاه قم است
امروزه ، بخت و اقبال مانند زن و خدمتکار مطیع روزگار است. زیرا روزگار مانند پادشاه ری و قم است ( وسعت قلمروش وسیع است )
هر که را نعمت و مال آمد و جاه
سفلگی را بعهم کلبهم است
هرکسی که دارایی و ثروت و مقام و منسبت بدست بیاورد ، پستی و حقارت نیز مانند سگ ، دنباله روی آنها خواهد آمد. ( فرومایه و خوار میشود )
تا به درگاه خدا داری روی
زرِ آلوده سگِ حلقه دم است
تا زمانی که به درگاه خداوند روی نهادی و به او تکیه کرده ای ، مال و منال دنیا مانند سگی میماند که دمش را حلقه کرده است و رام و آرام از صاحبش پیروی میکند. ( مادیات برایت بی ارزش میشوند )
باز چون بر در خلق افتد کار
زر بر سفله خدای دوم است
دوباره وقتی که از خدا روی برگردانی و به مردم محتاج شوی، مادیات در نظر انسان های حقیر و پول پرست و مادی گرا جای خدا را میگیرد. ( مال و ثروت جایگزین خدا میشود و تو برایش کار خواهی کرد )
این کرم جستن خاقانی چیست
که کرم در همه آفاق گم است
عجیب است که خاقانی به دنبال بخشندگی و جوانمردی میگردد! زیرا جوانمردی و سخاوت در همه جا و در همه کرانه های جهان از میان رفته است و یافتنی نیست.