برگردان به زبان ساده
ای دل ای دل هلاک تن کردی
بس کن ای دل که کار من کردی
هوش مصنوعی: ای دل، بس کن! زیاد خودت را به زحمت نینداز که تو باعث و بانی این وضعیت من شدی.
سر من زان جهان همی آید
که ره جان به پای تن کردی
هوش مصنوعی: سر من از دنیای دیگر به اینجا میآید، زیرا روح من به خاطر بدنم در قید و بند شده است.
از سگان کی به زهرهٔ شیر
که شکار آهوی ختن کردی
هوش مصنوعی: آیا میتوان از سگان توقع داشت که مانند شیر با زیبایی و قدرت، آهوهایی را که در دشتهای ختن هستند شکار کنند؟
شب مهتاب چون به سر بازی
قصد خورشید غمزه زن کردی
هوش مصنوعی: شب به وقتی که نور مهتاب میدرخشید، تو با ناز و عشوهکاری قصد جذابیت و جلب توجه خورشید را داشتی.
در شبستان آفتاب شدی
آه من آسمان شکن کردی
هوش مصنوعی: در شب روشنی تابید و من با صدای دلتنگیام آسمان را شکافتی.
گر سلیمان نهای به دیودلی
در پری خانه چون وطن کردی
هوش مصنوعی: اگر تو مانند سلیمان نیستی که در دیودلی (دیو و دل) قدرت و سلطانی داشته باشی، حداقل میتوانی در خانهای که دوستش داری، آرامش و خوشبختی پیدا کنی.
لاجرم بهر یک شبه طربت
برگ صد سالم از حزن کردی
هوش مصنوعی: به ناچار برای یک شب شادی تو، برگههای سبز و سالمم را از غم دور کردی.
توئی آن مرغ کآتش آوردی
خود به خود قصد سوختن کردی
هوش مصنوعی: تو همان پرندهای هستی که خود به خود آتش را به وجود آوردی و به طور غیرارادی تصمیم به سوختن گرفتی.
تیشه در بیشهٔ بلا بردی
هر سر شاخ بابزن کردی
هوش مصنوعی: تو با تیشهات به دل مشکلات و سختیها هجوم بردی و هر جا که برخورد کردی، آن را بشکستی و از بین بردی.
دانهٔ دست پایدام تو گشت
از که نالی که خویشتن کردی
هوش مصنوعی: تو به خودت آسیب زدی و حالا به دیگران شکایت میکنی، در حالی که مشکل از خودت است.
ای چو زنبور کلبهٔ قصاب
که سر اندر سر دهن کردی
هوش مصنوعی: تو مانند زنبوری هستی که در کلبهٔ قصاب در حال گردش و جستجو میباشد و سر خود را در دهان گوشت فرو میبری.
سخن اندر زر است خاقانی
تو همه تکیه بر سخن کردی
هوش مصنوعی: خاقانی میگوید که کلام و سخن او به مانند طلا ارزشمند است و تو فقط به سخن او تکیه کردهای.