برگردان به زبان ساده
زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی
خود را به آستانِ عَدَم باز بَسْتَمی
هوش مصنوعی: اگر از این وضعیت ترسناک و دشوار بیرون بیایم، خودم را به آستانه نیستی میرسانم.
گر راه بُرْدَمی سویِ این خیمهٔ کبود
آنگه نِشَسْتَمی که طنابش گُسَسْتَمی
هوش مصنوعی: اگر به طور ناگهانی به این چادر آبی نزدیک شوم، آنگاه در حالتی که طنابش پاره شده است، مینشینم.
ور دستِ من، به چرخ رسیدی چنان که آه
بند و طلسمِ او، همه درهم شِکَسْتَمی
هوش مصنوعی: اگر من به دستاوردی بزرگ دست پیدا کنم، مانند آن است که همه محدودیتها و موانع زندگی را از میان برداشتهام و به آزادی و قدرتی کامل دست یافتهام.
گر ناوَکِ سَحَرْگَهِ من، کارگر شُدی
شَک نیستی که گُردهٔ گردون بِخَسْتَمی
هوش مصنوعی: اگر تیر صبحگاهی من به هدف خورد، شکی نیست که بخشش آسمان نیز نصیب من خواهد شد.
این کارهایِ من که گره در گره شدهست
بُگْشادَمی یکایک اگر چیرهدستمی
هوش مصنوعی: اگر من با توانایی و مهارت خاصی که دارم به کارهایم پردازم، میتوانم یکی یکی مشکلات و پیچیدگیهایم را حل کنم.
جُسْتَم میانِ خَلْق، سَلامَت نیافتم
ور بوی بُرْدَمی به کران، چون نِشَسْتَمی؟
هوش مصنوعی: در میان مردم به دنبال آرامش بودم و نتوانستم آن را پیدا کنم. اما وقتی کمی از آن دور شدم، احساس کردم بویی خوش به مشامم رسید.
امروز، شوخچَشْمان، آسودهخاطِرند
من شوخچَشْم نیستم، ای کاش هستمی
امروزه بیشرمان، آرامش خاطر دارند. من که بیشرم نیستم؛ کاش بودم.
از آسمان بیافتمی هر سعادتی
گر زین نُحوسخانهٔ شروان بِجَسْتَمی
اگر از این حای بدشگونِ شروان رهایی مییافتم، هر سعادتی که از آسمان میخواستم به دست میآوردم.
خاییدهٔ دهانِ جهانم چو نیشکر
ای کاش نیشکر نِیَمی من کَبَسْتَمی
هوش مصنوعی: من سخنی تلخ و ناگوار از دهان دنیا میزنم، مانند نیشکر که شیرینی دارد. ای کاش که نیشکر نبودم و به جای آن، شیرینی و لطافت را داشتم.
خاقانیِ گُهَرسُخَنَم ور نَبودَمی
از جورهایِ بَدگُهران باز رَسْتَمی
خاقانی گوهر سخنم؛ که اگر نبودم، از بد نهادها رهایی مییافتم. (چنین معنایی، با سراسر غزل سازگار است)