برگردان به زبان ساده
رخت تمنای دل بر در عشاق نه
تخت شهنشاه عشق بر سر آفاق نه
هوش مصنوعی: لباس آرزوی دل بر دَرِ عاشقان است و نه تخت شاهنشاهی عشق که در آسمانها قرار دارد.
قفل که بر لب نهی از لب معشوق ساز
پای که از سر کنی در صف عشاق نه
هوش مصنوعی: اگر بر لب معشوق قفل بگذاری، یعنی او را از صحبت کردن و بیان احساساتش منع کنی، از طرف دیگر، اگر خودت از مقام و موقعیت عاشقانهات پایین بیایی، دیگر در صف عاشقان جا نخواهی داشت.
زخم که جانان زند همسر مرهم شناس
زهر که سلطان دهد همبر تریاق نه
هوش مصنوعی: اگر محبوب زخم بزند، همسر باید بداند چگونه مرهم بگذارد و اگر سلطانی زهر دهد، تریاق هم باید در دسترس باشد.
طاق پذیر است عشق جفت نخواهد حریف
بر نمط عشق اگر پای نهی طاق نه
هوش مصنوعی: عشق به راحتی تحمل میکند و هیچ رقیبی برای آن وجود ندارد. اگر وفاداری و پایبندی به عشق را نشان دهی، عشق تو را نخواهد رها کرد.
دیدهٔ تو راست نیست لاف یکی بین مزن
صورت تو خوب نیست آینه بر طاق نه
هوش مصنوعی: چشم تو حقیقت را نمیبیند، پس به کسی که دربارهی زیباییات میگوید، توجه نکن. در حقیقت چهرهات آنقدرها هم زیبا نیست؛ پس آینه را روی دیوار نگذار و به آن نگاه نکن.
عالَم زراق را سُغبه مشو چون شدی
هر دو جهان مردوار بر کف زراق نه
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به ما یادآوری میکند که نباید به ظاهر دنیا دل بسپاریم. وقتی که به درک عمیق و واقعی از زندگی برسیم، میتوانیم هر دو جهان را در دستان خود داشته باشیم. بنابراین، به چیزهای سطحی و زودگذر توجه نکنیم، بلکه بیشتر به عمق و معنا بپردازیم.
از سرِ حدّ وجود بگذر خاقانیا
با عدم ار عاشقی دست به میثاق نه
هوش مصنوعی: از مرز وجود بگذر، ای شاه عشق، اگر واقعاً عاشق هستی، با عدم و نیازی که در وجود داری، پیمان ببند.