برگردان به زبان ساده
آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
از پری روئی مسلسل شد دل شیدای من
هوش مصنوعی: آب و سنگ باعث شدند که آتش آرزوهایم به باد برود. عشق به چهرهای زیبا، دلم را مدام در تلاطم و شور و شوق قرار داده است.
نیستم یارا که یارا گویم و یارب کنم
کآسمان ترسد بدَرَّد یارب و یارای من
هوش مصنوعی: من توانایی این را ندارم که بگویم "یارا" و "یارب" و از درد و مشکلاتم شکایت کنم، چون شاید آسمان از نالههای من بترسد.
دود آهم دوش بابِل را حبش کرده است از آنک
غارت هاروتیان شد زهرهٔ زهرای من
هوش مصنوعی: دود زخم دل من، شهر بابل را غم زده کرده است، زیرا زیبایی و جذابیت عشقم، از دست رفته و تحت تاثیر سوء استفادههایی قرار گرفته است.
شب، زن هندوی و جانم جوجو اندر دست او
جو به جو میدید شب حال دل رسوای من
هوش مصنوعی: در شب، زنی هندی و جان من در دستان او بود و او با هر گام، حال و روز دلایل عشق و رسوایی مرا میدید.
هر زن هندو که او را دانه بر دست افکنم
دانهزن، بیدانه بیند خرمن سودای من
هوش مصنوعی: هر زنی که از هند باشد و من دانهای به دستش بگذارم، او نمیبیند که من در دل چه آرزوهایی دارم و تنها به دانهای که در دستش هست توجه میکند.
چون ببارم اشک گرم، آتش زنم در عالمی
شعر خاقانی است گوئی اشک آتشزای من
هوش مصنوعی: وقتی که اشکهای گرمم را نثار میکنم، انگار که آتش را در دنیایی از شعر خاقانی روشن میکنم، گویی این اشکهای من خود آتشزایند.