برگردان به زبان ساده
دل به سودای بتان دربستهام
بتپرستی را میان دربستهام
هوش مصنوعی: دل من همچنان در آرزوی زیباییهای معشوقان است، و به نوعی به عشق و محبت آنها مشغولم که در این میان، از دنیای مادی و ظاهری فاصله گرفتهام.
دل بتان را دادم و شادم بدانک
سگ به شاخ گلستان دربستهام
هوش مصنوعی: دل را به معشوقان سپردم و خوشحالم، زیرا مانند سگی در باغی گلی، در آرامش به سر میبرم.
پختهٔ غمهای عشقم لاجرم
دم ز خامان جهان دربستهام
هوش مصنوعی: غمهای عشق را به خوبی تحمل کردهام، به همین خاطر ناچار به بیان مشکلات و نادانیهای کسانی هستم که در جهان به دور از حقیقت زندگی میکنند.
گوش بنهادم به آواز صبوح
وز دم سَبّوحخوان دربستهام
هوش مصنوعی: به صدای صبحگاهی گوش سپردم و از دم سبوحخوانی که در پشت در است، لذت میبرم.
باز تسبیح آشکار افکندهام
باز زنار از نهان دربستهام
هوش مصنوعی: من دوباره تسبیح دعا را در برابر دیدگان مردم قرار دادهام و دوباره زنجیر و قید پنهان در قلبم را به خاطر سپردهام.
گردن امید خود را ناقهوار
بس جرسها کز گمان دربستهام
هوش مصنوعی: امید خود را مانند شترهایی با گردن بلند به بلندای صداهای خوش، گسترش بده؛ زیرا من در گمان بستهای زندگی میکنم.
لاشهٔ عمر از هوس خوش میرود
مهرهٔ رنگینْش از آن دربستهام
هوش مصنوعی: عمر من مانند یک جسد به هوسهای بیمعنا و بیهوده میگذرد و من به دور از آن، رنگ و لعاب زندگی را در یک فضای بسته و محدود حفظ کردهام.