برگردان به زبان ساده
دیده در کار لب و خالش کنم
پیشکش هم جان و هم مالش کنم
هوش مصنوعی: چشمم را در نظر رنگ و زیبایی لب و چهرهاش مشغول میکنم، آنقدر برایش ارزش قائل هستم که علاوه بر جانم، داراییام را هم تقدیم او کنم.
کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست
جان و دل قربان همه سالش کنم
هوش مصنوعی: او کعبهی وجود من و عید خوشحالیام است. جان و دل خود را هر سال برای او قربانی میکنم.
چون مرا از راه کعبه است این فتوح
بس طواف شکر کهامسالش کنم
هوش مصنوعی: از آنجایی که من به فیض الهی و لطف خداوند به این موفقیتها و دستاوردها رسیدهام، باید با شکرگزاری و سپاسگذاری از این نعمتها دور کعبه طواف کنم.
ماه من کهاشتر سوار آید به راه
دیده سقا، سینه حمالش کنم
هوش مصنوعی: عزیزم، ای کاش همچون سوارکاری ماهی در جاده بیفتی تا من با اشتیاق، به تو خدمت کنم و عشق و محبت را در دل خود حس کنم.
ناقه را چون ماه بر کوهان بود
نام چرخ مشتری فالش کنم
هوش مصنوعی: مثل اینکه شترم مانند ماه بر بلندیهاست، نام چرخ مشتری را به شکلی نامناسب برمیزنم.
ناقهای کو پای بر یالش نهد
بوسهگه هم پای و هم یالش کنم
هوش مصنوعی: گاو چموش و زیبایی که بر یال خود ایستاده، من نیز در لحظهای که او را میبوسم، هم به پای او توجه میکنم و هم به یالش.
گه مهار از رشتهٔ جان سازمش
گه زر رخسار خلخالش کنم
هوش مصنوعی: گاهی رشتهٔ جان را به کنترل خود درمیآورم و گاهی زینتهای چهرهاش را زینت فرم میزنم.
گر دلم سوزد سموم بادیه
بس مفرح کز لب و خالش کنم
هوش مصنوعی: اگر دل من بسوزد، بادهای بیابانی میتواند روحیهام را شاد کند، زیرا از لب و خال او لذت میبرم.
کمترین هندوی او خاقانی است
گر پذیرد نام مثقالش کنم
هوش مصنوعی: هرچند که او اندک و کوچک است، اما اگر بپذیرد، نامش را به اندازهای بزرگ میکنم که به اندازه مثقال درخشان و ارزشمند باشد.