برگردان به زبان ساده
گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام
نه مسلسل همچو آبم تا هوسناک توام؟
هوش مصنوعی: گفتم دیگر بس کن، من نه خاک تو هستم و نه یک وسیلهای مثل تفنگ؛ من مانند آب هستم که به تو علاقهمندم.
مهرهٔ افعی است آن لب زهر افعی پاش چیست؟
ای گوزن آسا نه من زنده به تریاک توام؟
هوش مصنوعی: لبان تو همچون مهرهای از افعی است، زهرش مرا نمیترساند. ای گوزن، بدان که من به تریاک تو وابسته نیستم و زنده نمیمانم.
گفت هجری تلخ وانگه خوشدلی؟ آن بی من است
من به داغ این حدیث از خوی ناباک توام
هوش مصنوعی: میگوید که هجرت برای او تلخ است اما خوشدلیاش حقیقتی است که به او تعلق دارد و او به خاطر این موضوع، دلی بیباک و شجاع دارد.
بس که سربسته چو غنچه دردسر دارم چو بید
چون شکوفه مشکنم کز سرو چالاک توام
هوش مصنوعی: من آنقدر در دل خود غم و ناراحتی دارم که مانند غنچهای بسته شدهام؛ هنوز نتوانستهام به شکوفه بپردازم. همچون بید در مرز بین شکفتن و نگریستن به سرو خوشچهره تو، در حال انتظار و تردید هستم.
خاک، شهوت میبری کاب و هوا نگزایدت
با خودم بر کاخر از روی هوا خاک توام
آرزو را بر خاک میبری (ناچیز میشماری) که از آب و هوا گزند نبینی. با من ببر، که عاشقانه خاک تو هستم.
قفل مهر از سینه چون برداشتی خاقانیا
نه کلید گنج خانهیْ خاطرِ پاک توام؟
هوش مصنوعی: زمانی که قفل محبت را از دل برداری، ای پادشاه، من نیز کلید گنجینهٔ احساسات عمیق تو خواهم بود.