برگردان به زبان ساده
این خود چه صورت است که من پایبست اویم
وین خود چه آفت است که من زیر دست اویم
هوش مصنوعی: این خود چه حالتی است که من در آن وابسته به او هستم، و این خود چه مصیبت و بلایی است که من به زیر سلطه و تسلط او قرار دارم.
او زلف را بر غمم، دایم شکسته دارد
من دل شکسته زآنم کاندر شکست اویم
هوش مصنوعی: او به طور مداوم با زلف خود بر غم من میتازد و من نیز دل شکستهام، زیرا شکسته شدن من در اثر شکستن اوست.
هر شب به سیر کویش از کوچهٔ خرابات
نعره زنان برآیم یعنی که مست اویم
هوش مصنوعی: هر شب به سمت کوی تو میروم و با صدای بلند شکایت میکنم، یعنی اینکه به عشق تو مست و سرخوش شدهام.
یک شب وصال داد مرا قاصد خیالش
با آن بلند سرو که چون سایه پست اویم
هوش مصنوعی: یک شب، فرستاده خیال تو مرا به وصال رساند، در حالی که من در مقابل قامت بلندت مانند سایهای کمارتفاع جلوه میکنم.
مانا که صبح صادق غماز بود اگر نه
این فتنه از که خاست که من همنشست اویم
همانا که صبح صادق سخن چین بوده است وگرنه، این داستان از کجا آمد که من همنشین او بودهام؟.
آوازه شد به شهری و آگاه گشت شاهی
کو عشقدان من شد من بتپرست اویم
هوش مصنوعی: خبر عشق من در شهری منتشر شد و شاهی که به عشق آگاه است، متوجه حال من شد. من پرستنده و علاقهمند او هستم.
خاقانیم که مرگم از زندگی است خوشتر
تا چون که نیست گردم داند که هست اویم
هوش مصنوعی: من مانند خاقانی هستم که مرگ برای من از زندگی خوشایندتر است، زیرا اگر وجود نداشته باشم، دیگر کسی نمیداند که هستم.