برگردان به زبان ساده
نماند اهل و رنگی که من داشتم
برفت آب و سنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: کسی که شوق و اشتیاق من را داشت، دیگر در میان نیست. تمام چیزهایی که من داشتم و به آن عشق میورزیدم، از بین رفتهاند.
به بوی دل یار یکرنگ بود
به منزل درنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: به خاطر عطر و بوی محبوبم، تمام لحظاتم را در خانهام به یاد او سپری کردم.
برد رنگ دیبا هوا لاجرم
هوا برد رنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: هوا رنگ و بوی خاصی دارد که بر اثر دیبای زیبا و رنگارنگی که در آن هست، تغییر میکند؛ این یعنی آنچه من داشتم، تحت تأثیر محیط و زیباییها قرار میگیرد.
خزان شد بهاری که من یافتم
کمان شد خدنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: بهار زیبا و دلنشین به پایان رسید و حالا من شاهد زوال آن هستم. کمان نیرومند من نیز به خدنگی تند و تیز تبدیل شده است که نشانه تغییرات و تحولات ناخواسته است.
بجز با لب و چشم خوبان نبود
همه صلح و جنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: جز با لب و چشم معشوقان، هیچ کدام از آشتیها و دعواهایی که من تجربه کردهام، وجود نداشت.
چو شیر، آتشین چنگ و چست آمدم
پی هر پلنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: مثل شیر، با چنگی آتشین و چابکی به دنبال هر پلنگی که داشتم، آمدم.
کنون جز به تعویذ طفلان درون
نبینند چنگی که من داشتم
هوش مصنوعی: اکنون دیگر چنگ و ساز مرا فقط به عنوان یک تکه سرگرمی برای کودکان نمیسنجند و نمیبینند.
نه خاقانیم نام گم کن مرا
که شد نام و ننگی که من داشتم
هوش مصنوعی: من نه فرمانروای بزرگی هستم و نه به نام و شهرت خود اهمیت میدهم، چون اکنون نام و اعتبارم لکهدار شده است.