برگردان به زبان ساده
در سایهٔ شب شکست روزم
خورشید سیاه شد ز سوزم
هوش مصنوعی: به خاطر غم و شکستهایی که دارم، روز من مانند خورشیدی که به خاطر درد و سوزش تاریک شده است، تحت تأثیر قرار گرفته است.
از دود جگر سِلاح کردم
تا کین دل از فلک بتوزم
هوش مصنوعی: از درد دل و غمهایی که دارم، به قدرت و نیرویی دست پیدا کردم تا انتقام خود را از آسمان بگیرم.
تنها همه شب من و چراغی
مونس شده تا بگاه روزم
هوش مصنوعی: تنها روی تخت خوابم نشستهام و تنها همدمم چراغی است که در کنارم روشن است و تا صبح شب را به صبح میرساند.
گاهی بکُشم به آه سردش
گاه از تف سینه برفروزم
هوش مصنوعی: گاهی دلم را با آهی سرد تسکین میدهم و گاهی هم از شدت احساسات، قلبم به آتش میافتد.
یک اهل نماند پس چرا چشم
زین پرده در آن فرو ندوزم
هوش مصنوعی: چرا نباید به این پرده بنگرم وقتی که دیگر کسی در آنجا نیست؟
خاقانی دل شکستهام، باش
تا عمر چه بر دهد هنوزم
هوش مصنوعی: من خاقانی، با دلی شکسته هستم. بگذار و ببین که عمرم چه پیش خواهد آورد، هنوز دلم به حالتی است که میگذرد.