برگردان به زبان ساده
نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
نه جای آنکه به جوی تو بگذرد آبم
هوش مصنوعی: نه میتوانم از عشق تو روی بگردانم، و نه میتوانم به قدری در این عشق غرق شوم که احساس کنم از حقیقت زندگی دور شدهام.
به جستجوی تو جان بر میان جان بندم
مگر وصال تو را یابم و نمییابم
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را در جستجوی تو فدای میکنم، تا شاید تو را پیدا کنم، اما هرگز نمیتوانم.
ز بس که از تو فغان میکنم به هر محراب
ز سوز سینه چو آتشکده است محرابم
هوش مصنوعی: به خاطر فریادهایی که از دل برای تو سر میزنم، هر جایی که به عبادت میروم، مانند آتشکدهای شده که از ناراحتی و دلتنگی سینهام شعلهور است.
برای بوی وصال تو بندهٔ بادم
برای پاس خیال تو دشمن خوابم
هوش مصنوعی: من به خاطر عطر وجود تو مانند بادی هستم که به تو میوزد و برای حفظ یاد تو، خواب را برای خود به عنوان دشمن میدانم.
اگر به جان کُنیَم حکم، برنتابم سر
مکن جفا که جفای تو برنمیتابم
هوش مصنوعی: اگر در دل میخواهی بر من حکم کنی، این را بدان که من نمیتوانم زجر و آزار تو را تحمل کنم. پس دست از اذیت و بیرحمی بردار، زیرا من طاقت این خسارت را ندارم.
کجا توانم پیوست با تو کز همه روی
شکسته چون دل خاقانی است اسبابم
هوش مصنوعی: نمیتوانم به تو بپیوندم، زیرا ناچار از دل شکستهای هستم که مانند دل خاقانی زخمها و ناامیدیهای زیادی دارد.