برگردان به زبان ساده
کو صبح که بار شب کشیدم
در راه بلا تعب کشیدم
هوش مصنوعی: صبحی که در انتظارش هستم، بار سنگین شب را بر دوش کشیدم و در مسیر سختیها و مشکلات، زحمتهای زیادی را تحمل کردم.
صبرم نکشید تا سحر زآنک
از موکب غم شغب کشیدم
هوش مصنوعی: تاب و تحملم کم شد تا صبح فرا رسید، زیرا از کاروان غم و اندوه، به زودی بیرون آمدم.
جان هم نکشد به حیله تا روز
من تا به سحر عجب کشیدم
هوش مصنوعی: من به هیچ تدبیری نمیگذارم جانم را از دست بدهم و تا روز روشن منتظر میمانم، چقدر شگفتانگیز است که این احساس را تجربه کردم.
زنده به امید صبح ماندم
تا صبح بدین سبب کشیدم
هوش مصنوعی: منتظر صبح بودم و به خاطر این امید، شب را زنده ماندم.
دارم ز خمار چشم میگون
بیآنکه می طرب کشیدم
هوش مصنوعی: دارم به خاطر زیبایی چشمان میگون احساس بیتابی میکنم، بدون اینکه بادهای بنوشم که مرا خوشحال کند.
صبحا به گلاب ژاله بنشان
این درد سری که شب کشیدم
هوش مصنوعی: صبح زود، با عطر گلاب و قطرات شبنم، این دردی را که در طول شب متحمل شدم، تسکین بده.
بر چرخ کمان کشیدم از دل
کز آتش دل لهب کشیدم
هوش مصنوعی: با تیر و کمان عشق، کمانم را کشیدم و از دل سنگینم، شعلهای بر افروختم.
تیرم همه بر نشانه شد راست
هر چند کمان به چپ کشیدم
هوش مصنوعی: من با وجود اینکه کمان را به سمت چپ کشیدم، تیرم به هدف درست و با دقت نشانه گرفته و اصابت کرده است.
پر آبله شد لبم ز بس تف
کز سینه به سوی لب کشیدم
هوش مصنوعی: لبم از بس که شوق و احساسات درونم را بیان کردم، پر از زخم و نشانه شد.
گویند لب تو را چه افتاد
این عذر نهم که تب کشیدم
هوش مصنوعی: میگویند که لبهای تو چگونه شده است. من به این دلیل این را میگویم که تب دارم و نمیتوانم به درستی صحبت کنم.
کردم طلب و نیافتم اهل
اکنون قدم از طلب کشیدم
هوش مصنوعی: من به دنبال چیزی بودم و نتوانستم آن را پیدا کنم، پس از جستجو و تلاش برای به دست آوردن آن، از جستجو دست کشیدم.
خاقانیوار خط واخواست
بر عالم بوالعجب کشیدم
هوش مصنوعی: با سبک و سیاق شاعران بزرگ، نامستندات و شگفتیهای جهان را به تصویر کشیدم.