برگردان به زبان ساده
هر دل که غم تو داغ کردش
خون جگر آمد آب کردش
هوش مصنوعی: هر دلی که به خاطر غم تو سوخته و به درد آمده، مانند آبی از دلش بیرون آمده است.
چون کوشم با غمت که گردون
کوشید و نبود همنبردش
هوش مصنوعی: هرچقدر که من با غم تو تلاش میکنم، رابطهی آسمان و زمین هم در تلاش است و باز هم هیچ نتیجهای به دست نمیآورند.
در درد فراق تو دل من
جان داد و نکرد هیچ دردش
هوش مصنوعی: دل من در دوری تو به شدت رنج کشید و جان داد، اما هیچ نشانهای از درد و ناراحتی او نداشت.
دور از تو گذشت روز عمرم
نزدیک شد آفتاب زردش
هوش مصنوعی: دور از تو، روزهای عمر من سپری شد و حالا خورشید زندگیام در حال غروب و زرد شدن است.
در بابل اگر نهند شمعی
زینجا بکُشم به باد سردش
هوش مصنوعی: اگر در بابل شمعی بگذارند، من آن را به وزش باد سردش منتقل میکنم.
وصل تو دو اسبه رفت چون باد
هیهات کجا رسم به گردش
هوش مصنوعی: در عشق تو، چنان شتابان و تند میروم که نمیتوانم به چرخش و گردش تو برسم.
خاقانی را جهان سر آمد
دریاب که نیست پایمردش
هوش مصنوعی: خاقانی را دریاب که دورانش به پایان رسیده و دیگر کسی مثل او وجود ندارد.
خاصه که به شعر بینظیر است
در جملهٔ آفتاب گردش
هوش مصنوعی: به ویژه اینکه در میان تمام چیزها، مانند آفتاب درخشان و بینظیر است.