برگردان به زبان ساده
خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
نوبت دی فوت شد نوبت اکنون بیار
هوش مصنوعی: برخیز و در ایام زیبای گل، شراب قرمز را بیاور، زیرا زمان دی ماه سپری شده و اکنون زمان شادی و جشن است.
دست مُقامر ببوس نقش حریفان بخوان
بزم صبوحی بساز نقل دگرگون بیار
[به نشانهٔ ادب] دست قماربازان را ببوس و دست حریفان را رو کن. بزم بادهٔ بامدادی برپا کن و سخن تازه بیاور.
شاهد دل ناشتاست درد زبان گز بده
مطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار
هوش مصنوعی: معشوق در حالتی بیخود و سرمست است و قلب عاشق به خاطر درد و احساساتش زبانش را به چالش میکشد. موسیقیدان در حالی که روحی شاداب دارد، به یادآوری و اجرای آهنگهای دلنشین دعوت میکند.
شرط صبوحی بود گاو زر و خون رز
خون سیاوش بده، گاو فریدون بیار
هوش مصنوعی: برای جشن صبحگاهی، لازم است که گاو طلایی و خون گل سرخ تهیه شود. همچنین، خون سیاوش را باید فراهم کرد و گاو فریدون را هم بیاورید.
پیش که یاوه شوند خرد وشاقان چرخ
بر بر گل عارضان ساغر گلگون بیار
هوش مصنوعی: قبل از آنکه خردمندان و اهل تفکر به بیهودهگویی بپردازند، خوشبختانه دَوران به ما فرصت میدهد که با گل سرخ، جامی سرخ رنگ بیاوریم.
باده به کم کاسگان تا خط بغداد ده
بهر لب خاصگان یک دو خط افزون بیار
برای کسانی که کم ظرفیت هستند، [جام] باده تا خط بغداد بده و برای خاصان، یکی دو خط پُرتر.
غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانیی
شو دیت خون او زان می چون خون بیار
هوش مصنوعی: افسوس روزگار چنان انسان را ناراحت میکند که حسی چون شاعر خاقانی را به درد میآورد. او به عمق دردهایش پی میبرد و میخواهد این احساسات را با دیگران در میان بگذارد. در واقع، خاطرات تلخ و غمهای او همچون خونی است که از دردهایش به وجود آمده و خواهان رهایی از این شرایط است.