برگردان به زبان ساده
زان بخششی که بر در عالم شد
اندُه نصیب گوهر آدم شد
هوش مصنوعی: به علت بخششی که در آسمانها صورت گرفت، انسان از درد و غم برخوردار شد و به او نصیبی از ارزش و گوهر وجودی عطا شد.
یارب چه نطفه بود نمیدانم
کز وی زمانه حاملهٔ غم شد
هوش مصنوعی: خداوندا، نمیدانم چه چیزی در ابتدای اینهمه غم و اندوه نهفته است که باعث شده این زمانه پر از مشکلات و ناراحتیها باشد.
لطف از مزاج دهر بشد گوئی
ای مرد، لطف چه، که وفا هم شد
هوش مصنوعی: گویی ای مرد، مهربانیها از طبیعت زمانه رخت بر بستهاند، و وفاداری هم دیگر وجود ندارد.
زیر سپهر کیست نمیدانم
کز گردش سپهر مسلم شد
هوش مصنوعی: در دل آسمان چه کسی وجود دارد نمیدانم، اما از چرخش آسمان میتوان فهمید که همه چیز حتمی و ثابت شده است.
در هم شده است کارم و در گیتی
کار که دیدهای که فراهم شد
هوش مصنوعی: کار من در این دنیا به هم ریخته و هیچ کار مثبتی ندیدم که به نتیجه برسد.
ایزد نیافرید هنوز آن دل
کهاندر جهان درآمد و خرم شد
هوش مصنوعی: خدا هنوز دلی نیافریده بود که در جهان بیاید و شاد شود.
زین چرخ عمر خوارِ سیه کاسه
در کام دل نواله همه سم شد
هوش مصنوعی: از گردش زمان، زندگی، و دشواریهای آن باعث شده که دل ما همیشه آرزوها و خواستههایمان به تلخی و نامرادی تبدیل شود.
زخمی رسید بر دل خاقانی
کهاوقات او هزینهٔ مرهم شد
هوش مصنوعی: خاقانی دلی زخمخورده دارد که به خاطر عواطف و دردهایش، دربارهٔ مرهم و التیام احساساتش سخن میگوید. در واقع، زخم دلش او را به تفکر و بیان احساساتش واداشته است.