برگردان به زبان ساده
نی دست من به شاخ وصال تو بررسید
نی وهم من به وصف جمال تو دررسید
هوش مصنوعی: دستم هرگز به شاخ وصل تو نرسید و تصورم نیز به توصیف زیباییات نرسید.
این چشم شوربخت تو را دید یک نظر
چندین هزار فتنه ازآن یک نظر رسید
هوش مصنوعی: چشم بد سرنوشت تو را یک لحظه نگاه کرد و از آن یک نگاه، چندین هزار دردسر و مشکل برایت به وجود آمد.
عمریست کز تو دورم و زآن دلشکستهام
نی از توام سلام و نه از دل خبر رسید
هوش مصنوعی: سالهاست که از تو دور هستم و دلم از این جدایی شکسته است. نه میتوانم از تو سلامی بکنم و نه از دل خبر تازهای به تو برسانم.
از دست آنکه دست به وصلت نمیرسد
جانم ز لب گذشت و به بالای سر رسید
هوش مصنوعی: دل به دست آوردن معشوق از دست کسی برنیامد، بنابراین جانم از غم و عشق او به لب رسید و حالا به مرحلهای رسیده که به آرامش فکر میکنم.
هر تیر کز گشاد ملامت برون پرید
بیآگهیِ سینه، مرا بر جگر رسید
هر تیر که از چلّهٔ ملامت پرتاب شد، از سینه گذشت و بر جگر نشست.
با این همه به یک نظر از دور قانعم
چون روزی از قضا و قدر، این قدر رسید
هوش مصنوعی: با اینکه اتفاقات و مشکلات زیادی در زندگی وجود دارد، من با یک نگاه به دور میتوانم راضی باشم، زیرا گاهی اوقات به صورت ناگهانی، چیزهای خوبی به دست میآید.
دوری گزیدن از درِ تو دل نمیدهد
خاقانی این خبر ز دلِ خویش بررسید
دلم نمیآید دوری گزیدن از درِ تو. این خبر از دل خویش به منِ خاقانی رسید.