غزل شمارهٔ ۱۵۷
خاقانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۱۵۷
زین وجودت به جان خلاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بکشند اولت به یک دم صور
وز دم دیگرت قصاص دهند
ز آتشین پل چو تشنه درگذری
آبت از چشمهٔ خواص دهند
مهره از باز پس بگردانند
از پسین ششدرت خلاص دهند
نام خاقانی از تو محو کنند
به بهین نامت اختصاص دهند
غزل شمارهٔ ۱۵۶: روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند
غزل شمارهٔ ۱۵۸: روزم به نیابت شب آمد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زین وجودت به جان خلاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
هوش مصنوعی: از این وجود تو، جانت را آزاد میکنند و دوباره به تو وجود ویژهای میدهند.
بکشند اولت به یک دم صور
وز دم دیگرت قصاص دهند
هوش مصنوعی: اگر در یک لحظه تو را بکشند، در لحظهای دیگر از تو انتقام میگیرند.
ز آتشین پل چو تشنه درگذری
آبت از چشمهٔ خواص دهند
هوش مصنوعی: زمانی که از پلی آتشین عبور میکنی و تشنهای، آب را از چشمهای که خواص خاصی دارد به تو میدهند.
مهره از باز پس بگردانند
از پسین ششدرت خلاص دهند
هوش مصنوعی: اگر مهره را از پسین باز گردانند، میتوانند از مشکل و گرفتاری رهایی یابند.
نام خاقانی از تو محو کنند
به بهین نامت اختصاص دهند
هوش مصنوعی: نام خاقانی را از یاد ببرند و به جای آن، بهترین نامی که شایسته توست برگزینند.