برگردان به زبان ساده
سر چه سنجد که هوش میبشود
تن چه ارزد که توش میبشود
هوش مصنوعی: بدن آدمی چه ارزشی دارد وقتی که عقل و هوش را از دست بدهد؟
دلم از خون چو خم به جوش آمد
جان چو کف ز او به جوش میبشود
هوش مصنوعی: دل من مانند خم شراب به شدت و تلاطم درآمده و جانم به سان کف روی آب در حال سرریز شدن است.
منم آن بید سوخته که به من
دیده راوق فروش میبشود
هوش مصنوعی: من همان بید سوختهام که نگاههایم به زیان و خرابی ختم میشود.
چون گریزد دل از بلا که جهان
بر دلم تخته پوش میبشود
هوش مصنوعی: زمانی که دل از مشکل و رنج نجات پیدا میکند، احساس میکنم که زنجیرها و بارهای سنگین دنیا بر روی قلبم قرار میگیرد.
من ز گریه نیم خموش ولیک
مرغ جانم خموش میبشود
هوش مصنوعی: من هرچند که از گریه سکوت کردهام، اما روح من همچنان در درون خاموش میشود.
ساقی غم که جام جام دهد
عمر در نوش نوش میبشود
هوش مصنوعی: ای ساقی، همواره با نوشیدنیهای خود، غم و اندوه را فراموش کن و از زندگیات لذت ببر، زیرا هر جرعهای که مینوشی، زمان را به شادی میگذرانید.
بختم آوخ که طفل گرینده است
که به هر لحظه روش میبشود
هوش مصنوعی: حالم بد است که کودک بیتابی میکند و هر لحظه رو به افزایش است.
طفل بد را که گریهٔ تلخ است
به که در خواب نوش میبشود
هوش مصنوعی: بچهای که به خاطر دلایل مختلف ناراحت و گریان است، بهتر است که در خواب مشغول خیالات شیرین و خوش باشد تا اینکه به حالتی تلخ و غمگین باقی بماند.
خواب آشفته دیده بودم دوش
عالم امشب چو دوش میبشود
هوش مصنوعی: دیشب خواب پریشان و عجیبی دیده بودم، حالا که شب دوباره فرا رسیده، دنیا هم همچون دیشب در حال تغییر است.
آه کز مردن امام شهاب
آه من سخت کوش میبشود
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر وفات امام شهاب، آه و ناله من به شدت و توان بیشتری تبدیل شود.
دلم از راه گوش بیرون شد
بیم آن بد که هوش میبشود
هوش مصنوعی: دلم به شدت تحت تأثیر صداهایی است که میشنوم، نگرانم که این احساسات و هیجانات باعث شوند که تمرکزم را از دست بدهم.
نه به دل بودم این سخن نه به گوش
که دل از راه گوش میبشود
هوش مصنوعی: من این حرف را نه از دل شنیدم و نه از گوش، چرا که دل از طریق گوش به سخنها راه پیدا نمیکند.
ای دریغ ای دریغ چندان رفت
کآسمان پر خروش میبشود
هوش مصنوعی: ای کاش، ای کاش، زمانه به شدت در حال گذر است و در این میان، آسمان به شدت ملتهب و پر از سر و صدا خواهد شد.
تف آه از دلم سرشته به خون
سبحه سوز سروش میبشود
هوش مصنوعی: حسرت و اندوه من به اندازهای عمیق است که انگار با خون من گره خورده و مانند دانههای تسبیح، عواطف درونم را میسوزاند.
به وفاتش امام انجم را
ردی زر ز دوش میبشود
هوش مصنوعی: در این صورت، مرگ او همچون گوهری ارزشمند از دوش ستارهها برمیافتد.
داغ بر دل زیاد خاقانی
گر ز دل یاد اوش میبشود
هوش مصنوعی: اگر خاقانی به یاد او بیفتد، احساس درد و اندوهش بیشتر میشود.