برگردان به زبان ساده
مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
بختیان را ز جرس صبحدم آوا شنوند
هوش مصنوعی: هدف و مقصد همینجاست، کسانی که در جستجوی خواستههای خود هستند، میتوانند این صدا را بشنوند. خوشبختان صدای جرس صبحگاهی را میشنوند.
عارفان نظری را فدی اینجا خواهند
هاتفان سحری را ندی اینجا شنوند
هوش مصنوعی: عارفان در این مکان به یک دیدگاه و نظریه خاص توجه دارند و در عوض، افرادی که از قضا حواسشان به زیباییها و اسرار دنیای دیگر است، صدا و نداهای سحری را از اینجا میشنوند.
خاکیان را ز دل گرم روان آتش عشق
باد سرد از سر خوناب سویدا شنوند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسانها با وجودی که در زندگی خود سختیها و چالشهای زیادی را تجربه میکنند، در دلشان احساس عشق و اشتیاقی درونی دارند. این عشق مثل آتش درون آنها میسوزد و با وجود هوای سرد و سختیها، آن عشق همچنان وجود دارد و احساسات عمیق و واقعی را در آنها زنده نگه میدارد.
همه سگجان و چو سگ ناله کنانند به صبح
صبح دم نالهٔ سگ بین که چه پیدا شنوند
هوش مصنوعی: همه به حالت دچار ضعف و ناراحتی هستند و مانند سگها زوزه میکشند. هنگامی که صبح میشود، صدای زوزهٔ سگها را بشنوید که چه چیزهایی را درک میکنند.
خاک پر سبحهٔ قرا شود از اشک نیاز
وز دل خاک همان نالهٔ قرا شنوند
هوش مصنوعی: خاکی که پوشیده از تسبیح است، به واسطه اشکهای دل نیازمندان پر میشود و دل خاک نیز صدای ناله و واویلا را میشنود.
خاک اگر گرید و نالد چه عجب کاتش را
بانگ گریه ز دل صخرهٔ صما شنوند
هوش مصنوعی: اگر خاک هم گریه و ناله کند، چیز عجیب و غریبی نیست؛ زیرا صدای گریهاش مانند آتش، از دل سنگ سخت نیز شنیده میشود.
گریه آن گریه که از دیدهٔ آتش بینند
ناله آن ناله که از سینهٔ خارا شنوند
هوش مصنوعی: گریهای که از چشمان آتشین میریزد، و نالهای که از دل سنگین و محکم شنیده میشود.
چون بلرزد علم صبح و بنالد دم کوس
کوه را نالهٔ تب لرزه چو دریا شنوند
هوش مصنوعی: وقتی صبح بیدار میشود و صداهای مختلف شروع به شنیده شدن میکنند، کوه نیز به ناله و زاری درمیآید، مثل اینکه دریا هم صدای ناله و لرزش را میشنود.
صبح گلفام شد ارواح طلب تا نگرند
کوس گلبام زد ابدال بگو تا شنوند
هوش مصنوعی: صبح زیبا و دلانگیزی فرارسیده است و ارواحی که جویای حقیقت هستند، به انتظارند تا ببینند که پرچم گلبام (نماد شادی و زیبایی) به اهتزاز درآمده است. بگو تا دیگران نیز بشنوند و آگاه شوند.
هر چه در پردهٔ شب راز دل عشاق است
کان نفس جز به قیامت نه همانا شنوند
هوش مصنوعی: هر چیزی که در تاریکی شب راز دل عاشقان وجود دارد، فقط در قیامت به گوش کسی خواهد رسید و نه در این دنیا.
صبح شد هدهد جاسوس کز او وا پرسند
کوس شد طوطی غماز کز او وا شنوند
هوش مصنوعی: صبح فرارسید و هدهد به عنوان جاسوس خبر میآورد که از او میپرسند. طوطی هم به عنوان ناظری صحبت میکند و از او اطلاعات میشنوند.
چون به پای علم روز، سر شب ببرند
چه عجب کز دم مرغ آه دریغا شنوند
هوش مصنوعی: اگر کسی در آخر شب به علم و دانش روز دست پیدا نکند، جای تعجب نیست که از کلمات و صداهای زودگذری مانند آواز مرغ، فقط حسرت و اندوهی برایش باقی بماند.
کشته شد دیو به پای علم لشکر حاج
شاید ار تهنیت از کوس مفاجا شنوند
هوش مصنوعی: دیو به خاطر علم و دانش در میدان جنگ به شکست رسید، شاید اگر خبر پیروزی را از طنین دوتار بشنوند، به ما تبریک بگویند.
کوس حاج است که دیو از فزعش گردد کر
زو چو کرنای سلیمان دم عنقا شنوند
هوش مصنوعی: صدای حاجی چنان بلند و رعبآور است که دیوان از ترس آن، کر میشوند. انگار که کرنایی که سلیمان در دست داشت، صداهای شگفتانگیزی را به گوش عنقا میرساند.
یارب این کوس چه هاروت فن و زهره نواست
که ز یک پرده صد الحانش به عمدا شنوند
هوش مصنوعی: خدایا، این صدا چه آوای دلنشینی دارد که از یک پرده، صد melodies مختلف به طور عمدی شنیده میشود.
چه کند کوس که امروز قیامت نکند
بند آرد نفس صور که فردا شنوند
هوش مصنوعی: آیا میتوانند صدای طبل را بشنوند، در حالی که امروز قیامت برپا نمیشود؟ نفس انسان در انتظار است و در فردا همه خواهند شنید.
کوس را بین خم ایوان سلیمان که در او
لحن داود به آهنگ دل آرا شنوند
هوش مصنوعی: به صدای دلنواز و زیبا در ایوان سلیمان گوش کنید که آهنگ آن یادآور لحن داود است.
کوس چون صومعهٔ پیر ششم چرخ کز او
بانگ شش دانهٔ تسبیح ثریا شنوند
هوش مصنوعی: صدای طبل مانند صومعهای است که پیرمردی در آن زندگی میکند و از آنجا صدای شش دانه تسبیحی که به ستاره ثریا مربوط میشود، به گوش میرسد.
کوس ماند به کمان فلک اما عجب آنک
زو صریر قلم تیر به جوزا شنوند
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که در دنیای آسمانی، صدای تیری که از کمان فلک رها میشود، به گوش میرسد، ولی جالب اینجاست که این صدا را در فصل جوزا میشنوند. به عبارت دیگر، در اینجا به تأثیرات و تأملات در زندگی و جهان بر میخیزد که چگونه ویژگیها و صداهای مختلف در زمان و مکانهای خاصی قابل شنیدن هستند.
کوس را دل نی و دردی نه، چرا نالد زار
نالهٔ زار ز درد دل دروا شنوند
هوش مصنوعی: دل هیچگاه برای عشق و درد ناله نمیکند، پس چرا من اینقدر بیصبرانه و غمگین به زاری میپردازم در حالی که کسی صدای بیتابیام را نمیشنود؟
کوس چون مار شده حلقه و کو بند سرش
بانگ آن کوفتن از کعبه به صنعا شنوند
هوش مصنوعی: صدای طبل که مانند صدای مار غنایی پیچیده است، بیوقفه به گوش میرسد و اهلدل از دور به این صدا مینگرند، گویی به گوشهای از کعبه که دارند به سمت صنعا میروند، میرسد.
سخت سر کوفته دارندش و او نالد زار
نالهٔ مرد ز سرکوبهٔ اعدا شنوند
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که فردی به شدت تحت فشار و سختی قرار دارد، به طوری که از دردی که میکشد، ناله میکند. دیگران نیز صدای ناله او را میشنوند و متوجه رنج و ظلمی که به او وارد میشود، میگردند. در واقع میتوان گفت که این فرد قهرمانانه در برابر ستم ایستاده و نالههایش بیانگر صدای اعتراضش به ظلم و تعدی است.
خم کوس است که ماه نو ذیحجه نمود
گر ز مه لحن خوش زهرهٔ زهرا شنوند
هوش مصنوعی: این بیت به تشبیه ماه نو در آسمان اشاره دارد و آن را به شکل خم کوسی به تصویر میکشد که در آستانهی ظهور است. همچنین، بیان میکند که اگر از صدای دلنشین این ماه سحرآمیز کسی بشنود، میتواند زیبایی و جاذبهی خاصی را احساس کند که به گوهر وجودی زهره، دختر حضرت علی و حضرت فاطمه، مربوط میشود. در کل، تصویرسازی از زیبایی و شعف در آسمان و تأثیر آن بر دلها را به تصویر میکشد.
خود فلک خواهد تا چنبر این کوس شود
تا صداش از حبلالرحمهٔ بطحا شنوند
هوش مصنوعی: آسمان انتظار دارد که این آواز تا زمانی که به قوس و دایره خاصی برسد، طنینانداز شود تا صدایش از رشتههای رحمت در زمین به گوش برسد.
گر دم چنبر چو بین که شنودند خوش است
پس دم آن خوشتر کز چنبر مینا شنوند
هوش مصنوعی: اگر صدای چنبر را بشنوی، خوب است، اما صدایی که از چنبر مینا میآید، حتی از آن هم بهتر است.
از پی حرمت کعبه چه عجب گر پس از این
بانگ دق الکوس از گنبد خضرا شنوند
هوش مصنوعی: به خاطر احترام و حرمت کعبه، عجیب نیست که بعد از این، صدای نواهای غمانگیز را از گنبد سبز بشنوند.
مشتری قرعهٔ توفیق زند بر ره حاج
بانگ آن قرعه بر این رقعهٔ غبرا شنوند
هوش مصنوعی: کسی که به توفیق و کامیابی دست مییابد، همچون کسی است که قرعهای برنده شده است و صدا و خبر این قرعه در دفتری پُر از غبار به گوشها میرسد.
عرشیان بانگ وللله علی الناس زنند
پاسخ از خلق سمعنا و اطعنا شنوند
هوش مصنوعی: فرشتگان از آسمان سر به سوی مردم بلند کرده و ندا میدهند که از جانب خدا به آنها گوش دهید و فرمانبردار باشید، و مردم نیز این ندا را میشنوند و به آن پاسخ میدهند.
از سر و پای در آیند سراپا به نیاز
تا تعال از ملک العرش تعالی شنوند
هوش مصنوعی: افرادی به طور کامل با خضوع و نیاز به درگاه خداوند میآیند تا از آسمان به خواستههایشان پاسخ داده شود.
روضه روضه همه ره باغ منور بینند
برکه برکه همه جا آب مصفا شنوند
هوش مصنوعی: در هر جای باغ، زیبایی و شادابی به وضوح دیده میشود و همه جا صدای آب زلال و پاک به گوش میرسد.
بر سر روضه همه جای تنزه شمرند
بر لب برکه همه جای تماشا شنوند
هوش مصنوعی: در کنار باغ، همه جا پاک و پاکیزه به نظر میرسد و در کنار برکه، همه جا مشغول تماشا و لذت بردن هستند.
انجم ماه وش آمادهٔ حج آمدهاند
تا خواص از همه لبیک مثنا شنوند
هوش مصنوعی: ستارهها و ماه کامل، برای انجام مراسم حج آماده شدهاند تا خاصان و برگزیدگان از همه جا صدای دعوت را بشنوند.
همه را نسخهٔ اجزای مناسک در دست
از پی کسب جزا خواندن اجزا شنوند
هوش مصنوعی: همه کسانی که به انجام مناسک میپردازند، باید با دقت و دانش این اجزا را مطالعه کنند تا از آنها بهرهمند شوند و پاداش دریافت کنند.
نه صحیفه است فلک هفت ده آیت ز برش
عاشقان این همه از سورهٔ سودا شنوند
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که آسمان به عنوان یک کتاب نیست و عاشقان تنها از آیات و نشانههای عشق و درگیریهای درونی خود میشنوند، مانند سورهایی که در قرآن وجود دارد. به عبارتی دیگر، تمام زیباییها و معانی عشق در زندگی عاشقان به خوبی درک و شنیده میشود، نه از طریق نوشتهها و متون رسمی.
نه صحیفه که به ده بند یکایک بستند
تا نه بس دیر چو سی پاره مجزا شنوند
هوش مصنوعی: نه، این یک متن نیست که به قطعات جداگانه تقسیم شده باشد تا دیرتر شنیده شود.
خام پوشند و همه اطلس پخته شمرند
زهر نوشند و همه بانگ هنیا شنوند
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که برخی افراد در ظاهر خود را با زیور و لباسهای شیک میآرایند، اما در واقع در دل خود تلخی و زهر را تجربه میکنند. آنها به ظاهر مشغول لذت و شادمانی هستند، اما حقیقت این است که در باطن زندگی را به سختی میگذرانند.
زندگیشان به حق و نام بر ارواح چراست
کبشان ابر دهد لاف ز سقا شنوند
هوش مصنوعی: افراد زندگی خود را به خاطر حقیقت و نام نیک میگذرانند. مانند آواز کبوتران که زیر ابرها مینشیند و از آوردههای سقا میگوید.
گنج پروردهٔ فقرند و کمکم شده لیک
گم گم گنج سرا پردهٔ بالا شنوند
هوش مصنوعی: افرادی که در فقر بزرگ شدهاند، به تدریج به گنج واقعی میرسند، اما این گنج به آرامی و به صورت پنهانی در پس پردهای بالاتر قرار دارد.
فقر نیکوست به رنگ ارچه به آواز بد است
عامه زین رنگ هم آواز تبرا شنوند
هوش مصنوعی: فقری که زینت و زیبایی داشته باشد، خوب است، اما وقتی که به گوش مردم میرسد و از آن به عنوان چیزی بد یاد میشود، باید مراقب بود. مردم در چنین شرایطی از آن بد میگویند و انتقاد میکنند.
شبه طاووس شمر فقر که طاوسان را
رنگ زیباست گر آواز نه زیبا شنوند
هوش مصنوعی: شبیه طاووس، فقر را نپندار، چرا که طاووسها تنها در زیبایی رنگهایشان شناخته میشوند و اگر صدای زیبا نداشته باشند، آوازشان به چشم نمیآید.
سفر کعبه نمودار ره آخرت است
گرچه رمز رهش از صورت دیبا شنوند
هوش مصنوعی: سفر به کعبه نمادی از مسیر به سوی زندگی پس از مرگ است، هرچند که نشانهها و رمز و رازهای این مسیر از ظاهری زیبا و فریبنده به گوش میرسد.
جان معنی است باسم صوری داده برون
خاصگان معنی و عامان همه اسما شنوند
هوش مصنوعی: جان در واقع همان معنی و مفهوم واقعی است که به شکل ظاهری و صوری به نمایش درآمده است. خاصان و افراد عادی هر دو نامها و اصطلاحات را میشنوند و درک میکنند، اما در اصل، آنچه که اهمیت دارد، باطن و حقیقت نهفته در این نامهاست.
کعبه را نام به میدانگه عام عرفات
حجرهٔ خاص جهان داور دارا شنوند
هوش مصنوعی: کعبه را در مکانی عمومی در عرفات میشناسند، در حالی که درون آن، به عنوان خانهای ویژه، تنها برای خداوند و قضاوت او مورد احترام قرار دارد.
عابدان نعره برآرند به میدانگه از آنک
نعرهٔ شیر دلان در صف هیجا شنوند
هوش مصنوعی: مؤمنان و عبادتگزاران در میدان نبرد فریاد بلندی سر میدهند، زیرا صدای نعره شیران دلیر را در جمع خود میشنوند.
عارفان خامش و سر بر سر زانو چو ملخ
نه چو زنبور کز او شورش و غوغا شنوند
هوش مصنوعی: عاشقان و عارفان در سکوت و tranquilidad هستند، مثل ملخی که بر زانوی خود نشسته و در آرامش است. برعکس زنبور که با فعالیت و سر و صدایش به شلوغی دنیای اطراف میافزاید.
ساربانا به وفا بر تو که تعجیل نمای
کز وفای تو ز من شکر موفا شنوند
هوش مصنوعی: ای ساربان! به خاطر وفا و صداقتت با من زودتر بیا، زیرا از وفای تو، به دیگران نیز از شکرگزاری من خبر خواهند شنید.
حاش لله اگر امسال ز حج وامانم
کز قصور من و تقصیر تو حاشا شنوند
هوش مصنوعی: اگر امسال نتوانم به حج بروم، این به خاطر ناتوانی من یا کمکاری تو نیست، بلکه هرگز چنین چیزی نباید گفته شود.
دوستان یافته میقات و شده زی عرفات
من به فید و ز من آوازه به بطحا شنوند
هوش مصنوعی: دوستان با هم در مکان مقدسی گرد هم آمدهاند و به حال عرفات رسیدهاند. اما من در حال گم شدن هستم و صدای من در سرزمین بطحا به گوش میرسد.
هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایهٔ هیچ
که مرا نام نه در دفتر اشیا شنوند
هوش مصنوعی: اگر هیچ وجودی بر خود بگیرد، من مانند آن سایهی هیچ هستم که نامم در دفتر اشیاء ثبت نمیشود و کسی صدایم را نمیشنود.
ها و ها باشد اگر محمل ما سازی و هم
برسانیم به کم، زانکه ز من ها شنوند
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی ما را به مقصد برسانی، هرچند بارها بگویند، ما به تو گوش میدهیم و از تو پیروی میکنیم.
بر در کعبه که بیت الله موجودات است
که مباهات امم زان در والا شنوند
هوش مصنوعی: در دروازه کعبه، که خانه خدا و محل حضور همه موجودات است، امم (ملتها) به افتخار و عظمت آن گوش میسپارند و از آنجا به خود میبالند.
بار عام است و در کعبه گشاده است کز او
خاصگان بانگ در جنت ماوا شنوند
هوش مصنوعی: در این روزها، مهمانی عمومی است و در کعبه به روی همه گشوده است؛ از این رو، افراد ویژه از آنجا صدای بهشت را میشنوند.
پس چو رضوان در جنات گشاید ملکان
بانگ حلقه زدن کعبهٔ علیا شنوند
هوش مصنوعی: زمانی که فرشتگان بهشت درها را میگشایند، صدای حلقهزدن در کعبهای عالی را میشنوند.
زان کلیدی که نبی نزد بنیشیبه سپرد
بانگ پر ملک و زیور حورا شنوند
هوش مصنوعی: از کلیدی که پیامبر به بنیشیبه سپرد، صدای پادشاهی و زیور حوریان را خواهند شنید.
چون جرس دار نجیبان ره یثرب سپرند
ساربان را همه الحان، جرس آسا شنوند
هوش مصنوعی: هنگامی که زنگ جرس به صدا درمیآید، نجیبزادگان راه یثرب به سوی او حرکت میکنند و ساربان با تمام وجود به صداهای زیبا و دلنشین گوش میسپارد.
در فلک صوت جرس زنگل نباشان است
که خروشیدنش از دخمهٔ دارا شنوند
هوش مصنوعی: صدای زنگ جرس در آسمان به گوش نمیرسد، ولی خروش و صداهای آن از دالانهای تاریک ثروتمندان شنیده میشود.
به سلام آمدگان حرم مصطفوی
ادخلوها به سلام از حرم آوا شنوند
هوش مصنوعی: سلامی به زائران حرم پیامبر، که با درود و احترام وارد میشوند. صدای خوش آمدگویی از حرم به گوش میرسد.
النبی النبی آرند خلایق به زبان
امتی امتی از روضهٔ غرا شنوند
هوش مصنوعی: مردم به پیامبر گرامی توجه میکنند و او را به نام امت خود یاد میکنند و از سخنان زیبای او در باغ معرفت بهرهمند میشوند.
از صریر در او چار ملایک به سه بعد
پنج هنگام دوم صور به یک جا شنوند
هوش مصنوعی: در این متن، به توصیف لحظهای اشاره میشود که چهار فرشته در یک مکان خاص به گوش دادن صدای صیحهای مشغول هستند. این صدا در سه زمان مختلف و در پنج نقطه به گوش میرسد. به طور کلی، این تصویر به معنای توجه خاص فرشتگان به یک واقعه یا پیام مهم است.
بر در مرقد سلطان هدی ز ابلق چرخ
مرکب داشته را نالهٔ هرا شنوند
هوش مصنوعی: در نزد مرقد راهنمای الهی، صدای نالهٔ اسب قهوهای را میشنوند.
خود جنیبت به درش داشته بینند براق
کز صهیلش نفس روح معلا شنوند
هوش مصنوعی: تو زیبایی و جذابیتی داری که دیگران با دیدن تو، شگفتزده میشوند و از لطافت وجود تو، نفسی خوش و روحنواز احساس میکنند.
موسی استاده و گم کرده ز دهشت نعلین
ارنی گفتنش از هبر تجلا شنوند
هوش مصنوعی: موسی ایستاده است و از ترس، نعلین خود را گم کرده. او در این حال میگوید که اگر مرا ببینی، از نورش بشنوید.
بهر وایافتن گم شده نعلین کلیم
والضحی خواندن خضر از در طاها شنوند
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن گمشده، باید به درگاه کسی چون کلیم (حضرت موسی) دعا کرد و از خضر (حضرت خضر) طلب یاری کرد. این افراد در تاریخ به عنوان راهنما و کمککننده شناخته شدهاند.
بنده خاقانی و نعت سر بالین رسول
تاش تحسین ز ملک در صف اعلی شنوند
هوش مصنوعی: من بندۀ خاقانی هستم و در کنار بستر پیامبر، وصف و مدح او را میخوانم تا تحسین و ستایش ملکوتی را از مقام بلند دریافت کنم.
فخر من بنده ز خاک در احمد بینند
لاف دریا ز دم عنبر سارا شنوند
هوش مصنوعی: من به افتخار و عظمت خودم از خاک و ریشهام به تو اشاره میکنم، در حالی که دیگران فقط از صدای خوش عطر عنبر سخن میگویند.
نعت صدر نبوی که به غربت گویم
بانگ کوس ملکی به که به صحرا شنوند
هوش مصنوعی: مدح و ستایش نبی، اگرچه در غربت باشد، چه خوب است که صدای ملکوتی آن را شنیده شود تا در دشتها و بیابانها هم به گوش برسد.
نکنم مدح که من مرثیه گوی کرمم
چون کرم مرد ز من بانگ معزا شنوند
هوش مصنوعی: من توصیف نمیکنم که چه خوب است، چرا که من تنها غمگینی را بیان میکنم. هنگامی که کرم از دنیا رفت، صدای عزا و سوگواری من را خواهند شنید.
زنده کردم سخن ار شاکر من شد چه عجب
که ز عازر صفت شکر مسیحا شنوند
هوش مصنوعی: اگر سخن من زندگی جدیدی پیدا کرده و مورد تقدیر قرار بگیرد، عجیب نیست که از صفت شکرگزاران، صدای شکرگزاری شفا بخش را بشنوند.
شاید ار لب به حدیث قدما نگشایند
ناقدانی که ادای سخن ما شنوند
هوش مصنوعی: شاید اگر از صحبتهای قدیمی بگویند، افرادی پیدا شوند که سخنان ما را به خوبی درک کنند.
آب هر آهن و سنگ ار بشود نیست عجب
که دم آتش طور از ید بیضا شنوند
هوش مصنوعی: اگر آب میتواند آهن و سنگ را ذوب کند، پس تعجبی ندارد که دم آتشطور از معجزهی موسی شنیده میشود.
شاعران حیض حسد یافته چون خرگوشند
تا ز من شیر دلان نکتهٔ عذرا شنوند
هوش مصنوعی: شاعران همچون خرگوش، دچار حسد و ناراحتی شدهاند و منتظرند تا از من کسانی که دلهای شجاع دارند، نکتههای ارزشمند را بشنوند.
خصم سگدل ز حسد نالد و چون جبهت ماه
نور بیصرفه دهد وع وع عوا شنوند
هوش مصنوعی: دشمن بددل به خاطر حسادتش ناله میزند و زمانی که چهرهی ماه روشنایی بیفایدهای را به نمایش میگذارد، همهی صداهای ناله و پچپچه را میشنوند.
از سر خامه کنم معجزه انشا، به خدای
گر چنین معجزه بینند سران یا شنوند
هوش مصنوعی: با نوک قلمم میتوانم معجزهای خلق کنم، اگر سران یا کسانی که گوش میدهند چنین معجزهای را ببینند به خدا قسم.
راویان کیت انشای من انشاد کنند
بارک الله همه بر صاحب انشا شنوند
هوش مصنوعی: کسانی که داستان من را نقل میکنند، خداوند آنان را پاداش دهد و بر صاحب این داستان رحمت بفرستد.