برگردان به زبان ساده
شب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند
کعبه را چهره در آن آینه پیدا بینند
هوش مصنوعی: در شب، هنگامی که چهرهی صبح همچون آینهای روشن میشود، مردم قادرند چهرهی کعبه را در آن آینه ببینند.
گرچه زان آینه خاتون عرب را نگرند
در پس آینه رویم زن رعنا بینند
هوش مصنوعی: اگرچه در آینه به زیبایی و魅魅 عرب دقت کنند، اما در پس آینه، چهرهای از زن رعنایی را خواهند دید که توجه را به خود جلب میکند.
اختران عود شب آرند و بر آتش فکنند
خوش بسوزند و صبا خوش دم از آنجا بینند
هوش مصنوعی: ستارگان مانند عود در شب میدرخشند و با شعلهور شدن، زیبایی خود را نمایان میسازند. نسیم ملایمی از آنجا میگذرد و این صحنه زیبا را میبیند.
صبح دندان چو مطرا کند از سوخته عود
عودی خاک ز دندانش مطرا بینند
هوش مصنوعی: صبح وقتی که دندانها را میشوییم، بویی شبیه بوی عود سوخته از آنها به مشام میرسد و دیگران این بوی مطهر را از دندانهایمان حس میکنند.
صبح را در رداء سادهٔ احرام کشند
تا فلک را سلب کعبه مهیا بینند
هوش مصنوعی: صبح را با لباس سادهٔ احرام میپوشند تا آسمان را آمادهٔ دیدار کعبه ببینند.
محرمان چون رداء صبح در آرند به کتف
کعبه را سبز لباسی فلک آسا بینند
هوش مصنوعی: دوستان نزدیک مانند پوشش صبحگاهی، جمال کعبه را بر دوش خود در میآورند و آسمان را با لباسی سبز مشاهده میکنند.
خود فلک شقهٔ دیبای تن کعبه شود
هم ز صبحش علم شقهٔ دیبا بینند
هوش مصنوعی: به خودی خود، آسمان نیز مانند پارچهای زیبا و گرانقیمت میتواند مظهر زیبایی و جلال باشد. زمانی که صبح میرسد، این زیبایی مانند علم (پرچم) برپا میشود و همگان آن را مشاهده میکنند.
دم صبح از جگر آرند و نم ژاله ز چشم
تا دل زنگ پذیر آینه سیما بینند
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، از دل و جان نداهایی برمیخیزد و اشکهای شبنم از چشمان میچکد تا دل، زنگارها را کنار بگذارد و بتواند زیبایی چهره را ببیند.
نم و دم تیره کنند آینه، این آینه بین
کز نم گرم و دم سرد مصفا بینند
هوش مصنوعی: آینه با بخار و دما تغییر میکند، اما این آینه را ببین که چطور در میان بخار و دمای سرد، صاف و زلال باقی مانده است.
ز آه سبوح زنان راه صبوحی بزنند
دیو را ره زدن روح چه یارا بینند
هوش مصنوعی: از نالهی افرادی که پاک و عارف هستند، دیوانگی را از بین میبرند و روح خود را به سوی صبحگاهی معنوی رهنمون میشوند؛ زیرا آنها نمیتوانند یاری را ببینند.
بشکنند آن قدح مه تن گردون زنار
که به دست همه تسبیح ثریا بینند
هوش مصنوعی: اگر آن جام را که به شکل مه و به رنگ زینتهای آسمان است بشکنند، آن زمان که در دست همه، تسبیح ثریا دیده میشود، چه سودی دارد؟
اختران از پی تسبیح همه زیر آیند
کآتش دل زده در قبهٔ بالا بینند
هوش مصنوعی: ستارهها همچون دانههای تسبیح به دنبال یکدیگر میآیند، چرا که شعلهای از دلشان برای دیدن آسمان بالا روشن شده است.
نیک لرزانند از مؤذن تسبیح فلک
اخترانی که چو تسبیح مجزا بینند
هوش مصنوعی: خوب، ستارههای آسمان که مانند دانههای تسبیح هستند، از صدای مؤذن لرزان و پریشان میشوند، زیرا آنها خود را جدا شده از یکدیگر میبینند.
خوش دمان آن ردی صبح بشویند چو شیر
کن ردا جامهٔ احرام مسیحا بینند
هوش مصنوعی: در زمان خوشی و زیبایی، صبحگاهان بیدار شو و مانند شیر، ردا و لباس احرام را با شوق و طراوت بپوش. مسیحا را ببین که در این حالت چقدر زیبا و با روح است.
نه نه مشتاقان از صبح و ز شام آزادند
که دل از هر چه دو رنگی است شکیبا بینند
هوش مصنوعی: نه، عاشقان نه از صبح و نه از شب آزادند، چرا که دلشان قادر است از هر چیزی که دو رنگی دارد، با صبر و استقامت عبور کنند.
صبح و شام آمده گل گونه رخ و غالیه فام
رو که مردان نه بدین رنگ، زنان وابینند
هوش مصنوعی: صبح و شب، گل با چهره زیبا و رنگی شبیه عطر به دنیا میآید. اما مردان به این زیبایی شکوفا نیستند و زنان به این رنگ و حالت روی میآورند.
صبح صادق پس کاذب چکند بر تن دهر
چادر سبز درد تا زن رسوا بینند
هوش مصنوعی: صبح صادق ناچار بر تن دنیا چادر سبز درد میپوشاند، تا رسوایی و زشتی را به نمایش بگذارد.
ز آبنوس شب و روز آمده بر رقعهٔ دهر
دو سپه کالت شطرنجی سودا بینند
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف و تشبیه زیبایی شناسی زندگی و زمان میپردازد. او به رنگهای تیره و روشن اشاره میکند و میگوید زندگی مانند یک تخته شطرنج است که در آن دو نیروی قدرتمند به رقابت مشغولاند. این رقابت، نماد چالشها و مشکلاتی است که در طول روز و شب با آنها روبرو میشویم، و این نکته را به تصویر میکشد که دهر (زمان) همچون یک میدان نبرد است که در آن با انتخابها و تصمیمات خود به بازی زندگی پرداخته و در نهایت باید به سود یا زیان این رقابتها پی ببریم.
لعب دهر است چو تضعیف حساب شطرنج
گرچه پایان طلبندش نه همانا بینند
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک بازی شطرنج است که در آن حساب و کتاب دقیق اهمیت زیادی دارد؛ اگرچه برخی ممکن است به دنبال پایان یافتن ماجرا باشند، اما حقیقت این است که همه چیز در ظاهر به گونهای دیگر به نظر میرسد.
کی کند خاک در این کاسهٔ مینای فلک
که در او آتش و زهر آبخور ما بینند
هوش مصنوعی: کیست که در این ظرف شیشهای آسمان خاک بریزد، در حالی که درون آن آتش و زهر را برایمان ببینند؟
غلطم خاک چه حاجت که چو اندر نگرند
همه خاک است که در کاسهٔ مینا بینند
هوش مصنوعی: نیازی به نگران بودن از اشتباهات نیست، زیرا وقتی به درون نگاه میکنند، همه چیز در نهایت خاک و زحمت است که در ظرف زیبا مشاهده میشود.
خاک خوران ز فلک خواری بینند چو خاک
خاک بر سر همه را هیچ مگو تا بینند
هوش مصنوعی: افراد خوار و زبون که در زمین به خاک و ذلت افتادهاند، به آسمان نگاه میکنند و ذلت خود را میبینند. در این وضعیت، بهتر است نه درباره آنها صحبت کنیم و نه چیزی بگوییم تا خودشان متوجه حالشان شوند.
بگذریم از فلک و دهر و در کعبه زنیم
کاین دو را هم به در کعبه تولا بینند
هوش مصنوعی: بیایید از چرخ فلک و روزگار بگذریم و در کعبه بایستیم، چرا که این دو (فلک و دهر) نیز در کعبه به ما احترام خواهند گذاشت و ما را خواهند دید.
ما و خاک پی وادی سپران کز تف و نم
آهشان مشعله دار و مژه سقا بینند
هوش مصنوعی: ما در خاک و زمین وادی سپران هستیم که به خاطر گرما و رطوبت چشمهای پرآبشان، همواره شعلهور است و سقاها میتوانند آن را ببینند.
ها ره واقصه و قصهٔ آن راه شویم
که ز برکهش برکه برکه سینا بینند
هوش مصنوعی: ما باید به حقیقت و عمق داستانی برویم که در آن، از دریا و برکهای چون برکه سینا آگاه شویم.
بادیه بحر و بر آن بحر، چو باران ز حباب
قبهٔ سیم زده حله و احیا بینند
هوش مصنوعی: در بیابان، دریا و ساحل آن، مانند بارانی که از حبابهای یک قبه نقرهای میریزد، زندگی و نشاط را مشاهده میکنند.
از خفاجه به سر راه معونت یابند
وز عرینه به لب چاه مواسا بینند
هوش مصنوعی: افرادی که از خفاجه عبور میکنند، در مسیر کمک به دیگران قرار میگیرند و کسانی که از عرینه میگذرند، در کنار چاه احساس همیاری و همدلی را تجربه میکنند.
گرم گاهی که چو دوزخ بدمد باد سموم
تف باحورا چو نکهت حورا بینند
هوش مصنوعی: گاهی که گرما مثل جهنم به اوج میرسد و باد داغ و سوزان میوزد، بوی خوشی مثل بوی حور بهشتی احساس میشود.
قرصهٔ شمس شود قرصهٔ ریوند ز لطف
بهر تفته جگران کافت گرما بینند
هوش مصنوعی: خورشید مانند قرص گزیدهای از ریوند میشود و بخاطر محبتش، داغی جگرها را تحمل میکند، وقتی گرما را احساس میکنند.
چرخ نارنج صفت شیشهٔ کافور شود
که ز انفاس مریدان دم سرما بینند
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که در آن مصداقی از عالم عرفان و ارتباط با حقیقت را مشاهده میکنیم. به تصویر کشیده شده است که وقتی نیکوکاران و پیروان حقیقت، نفس خود را در معرض سرمای عشق و صفا قرار میدهند، چه تغییرات شگفتانگیزی در وجود آنها به وجود میآید. در واقع، اشاره به تبدیل و دگرگونی روحی دارد که از اثرات تبادل روحانی میان مریدان و معلم خویش ناشی میشود.
علم خاص خلیفه زده در لشکر حاج
چتر شام است کز او ماه شب آرا بینند
هوش مصنوعی: دانش و توانایی ویژهای که فرماندهی دارد در میان لشکر حاج چتر شام وجود دارد، به گونهای که از برکات آن، زیبایی و درخشش ماه شبافروز دیده میشود.
ماه زرین زبر رایت و دستارچه زیر
آفتابی به شب آراسته عمدا بینند
هوش مصنوعی: ماه درخشان بر روی پرچم و دستار، و زیر نور آفتاب شب را به زیبایی تزیین کردهاند تا عمداً نظرها را جلب کند.
تاج زرین به سر دختر شاهنشه زنگ
باز پوشیده به گیسوش سراپا بینند
هوش مصنوعی: دختر پادشاه بر سر تاجی زرین دارد و زنگولههایی که به گیسویش آویزان شده، به طور کامل دیده میشوند.
ز می از خیمه پر افلاک و ز بس فلکهٔ زر
بر سر هر فلکی کوکب رخشا بینند
هوش مصنوعی: از شراب در خیمهای به بلندای آسمان و به خاطر سکههای طلایی که در بالای هر آسمان دیده میشود، ستارهای درخشان را میبینند.
سالکان راست ره بادیه دهلیز خطر
لکن ایوان امان کعبه علیا بینند
هوش مصنوعی: روشمندان واقعی در مسیر زندگی با چالشها و خطراتی مواجه هستند، اما در نهایت به مکانی امن و مقدس میرسند که در آن زیباییهای عالی را میبینند.
همه شبهای غم آبستن روز طرب است
یوسف روز، به چاه شب یلدا بینند
هوش مصنوعی: هر شب غم به امید روزی شاداب و خوش گذشته میشود. مانند داستان یوسف که در شب یلدا به چاه افتاد و در نهایت به روزی روشن و خوشحالکننده دست یافت.
خوشی عافیت از تلخی دارو یابند
تابش معنی در ظلمت اسما بینند
هوش مصنوعی: انسانها برای رسیدن به خوشبختی و آرامش، گاهی باید با چالشها و سختیها مقابله کنند. در حقیقت، در لحظات سخت و تلخ، معانی عمیقتری از زندگی و تجربههای جدید را درک میکنند که به آنها کمک میکند تا نور و امید را در تاریکیها پیدا کنند.
برشوند از پل آتش که اثیرش خوانند
پس به صحرای فلک جای تماشا بینند
هوش مصنوعی: از روی پل آتش عبور میکنند که به آن اثیر گفته میشود، سپس به دشت آسمان میرسند و مناظر زیبا را تماشا میکنند.
بگذرند از سر موئی که صراطش دانند
پس سر مائدهٔ جنت ماوا بینند
هوش مصنوعی: افرادی که از مشکلات و موانع کوچک عبور میکنند، به حقیقت و زیباییهای بزرگ زندگی خواهند رسید و در نتیجه، نعمتهای بهشتی را تجربه خواهند کرد.
حفت الجنه همه راه بهشت آمد خار
پس خارستان گلزار تمنا بینند
هوش مصنوعی: بهشت به همه راه میدهد، اما در این مسیر، تنها خارها وجود دارد. پس افرادی که در دنیای پر از مشکلات زندگی میکنند، باید به گلزار آرزوها نگاه کنند.
حفت النار همه راه سقر گلزار است
باز خارستان سر تاسر صحرا بینند
هوش مصنوعی: آتش جهنم تمام راهها را فراگرفته و در میان بیابان، تنها خارزار را میتوان دید.
شوره بینند به ره پس به سر چشمه رسند
غوره یابند به رز پس میحمرا بینند
هوش مصنوعی: افرادی که در مسیر راه با مشکلات و تلخیها روبرو میشوند، در نهایت به منبع اصلی و شیرینی زندگی میرسند و تجربههای خوب و خوشایند را به دست میآورند.
آب ابر است کزاو شوره فرات انگارند
تاب مهر است کز او غوره منقا بینند
هوش مصنوعی: آب را میتوان به ابر تشبیه کرد، زیرا از ابر به سرزمینهای شور و نمکزار فرات (رودخانهای نمکی) میریزد. همچنین، گرمای خورشید را میتوان بهسانی توصیف کرد که از آن میوههای نارس (غوره) بهوجود میآید.
فر کعبه است که در راه دل و باغ امید
شوره و غورهٔ ما چشمه و صهبا بینند
هوش مصنوعی: در دل و باغ آرزو، کعبهای وجود دارد که در آن شوری و تلخی ما دیده میشود و دیگران سرمستی و شادابی را میبینند.
تخم کاینجا فکنی کشت تو آنجا دروند
جوی کامروز کنی آب تو فردا بینند
هوش مصنوعی: هر کاری که الان انجام دهی، ثمره و نتیجهاش را در آینده خواهی دید. اگر در اینجا تلاش کنی، آن تلاش در آینده به بار مینشیند و نتیجهاش را خواهی گرفت.
بد دلی در ره نیکی چه کنی کاهل نیاز
نیک را هم نظر نیک مکافا بینند
هوش مصنوعی: اگر در راه نیکی دلی بد داشته باشی، چه میتوانی کرد؟ زیرا کسانی که از نیکی در طلبند، حتی با کاستیها و ناتوانیهای خود، همواره به خوبی دیده میشوند.
تشنگانی که ز جان سیر شوند از می عشق
دل دریا کش سرمست چو دریا بینند
هوش مصنوعی: تشنگانی که از جان سیراب میشوند، وقتی نسبت به عشق احساس پرستی و شوق کنند، مانند دریا سرمست و خوشحال به نظر میرسند و در دل آنها نیز عمق و وسعتی از شادی حضوردارد.
دیو کز وادی محرم شنود نالهٔ کوس
چون حریر علمش لرزه بر اعضا بینند
هوش مصنوعی: شیطان که صدای کوس (بوق خوشصدا) را از منطقه مقدس محرم میشنود، مانند پارچه ابریشم، از ترس به خود میلرزد.
گوسفند فلک و گاو زمین را به منی
حاضر آرند و دو قربان مهیا بینند
هوش مصنوعی: فلک و زمین، هر کدام نمادهایی از آسمان و زمین هستند که در اینجا به شکل حیوانات نمایان شدهاند. در این بیت، سخن از این است که آسمان و زمین همراه با نعمتها و موهبتهایشان، آمادهاند تا به من تقدیم شوند و خود را برای قربانی کردن آماده کردهاند. به نوعی میتوان گفت که در زمان خاصی، همه چیز آماده است تا به من برسد.
پی غلط کرده چو خرگوش همه شیر دلان
ره به تنها شده تا کعبه به تنها بینند
هوش مصنوعی: وقتی که اشتباهاتی پیش میآید، مانند خرگوشی که به راه خود ادامه میدهد، دلیران به تنهایی به مسیر خود میروند تا کعبه را از دور ببینند.
آسمان در حرم کعبه کبوتروار است
که ز امنش به در کعبه مسما بینند
هوش مصنوعی: آسمان بالای کعبه مانند پرندههایی است که در امنیت و آرامش پرواز میکنند، به طوری که هر کسی به خاطر امنیتش، به کعبه توجه میکند.
آسمان کو ز کبودی به کبوتر ماند
بر در کعبه معلق زن و دروا بینند
هوش مصنوعی: آسمان به رنگ آبیاش شبیه به کبوتر است و مانند کبوتر بر در کعبه معلق بمان. به زیباییهای آن نگریست.
این کبوتر که نیارد ز بر کعبه پرید
طیرانش نه به بالا که به پهنا بینند
هوش مصنوعی: این کبوتر که نمیتواند از کنار کعبه به پرواز درآید، پروازش نه به سوی آسمان که به سمت زمین دیده میشود.
شقهای کز بر کعبه فلکش میخوانند
سایهٔ جامهٔ کعبه است که بالا بینند
هوش مصنوعی: سایهای که بر کعبه میافتد نشانهای از شکاف و جدایی است و در واقع الهامبخش نگریستن به کعبه و درک عمیقتر آن محسوب میشود.
روز و شب را که به اصل از حبش و روم آرند
پیش خاتون عرب جوهر و لالا بینند
هوش مصنوعی: روز و شب را که به خاطر عشق او و سرزمین روم میآورند، پیش خانم عرب، گوهر و لعل را مشاهده میکنند.
حبشی زلف یمانی رخ زنگی خال است
که چو ترکانش تتق رومی خضرا بینند
هوش مصنوعی: دختری با زلفهای سیاه و زیبا که رنگ چهرهاش تیره است و دارای خالی بر صورتش است، به قدری دلربا است که وقتی ترکها او را میبینند، به یاد زیباییها و خصوصیات اروپایی میافتند.
کعبه را بینند از حلقهٔ در حلقهٔ زلف
نقطهٔ خالش از آن صخرهٔ صما بینند
هوش مصنوعی: افرادی که در جستجوی حقیقت و زیبایی هستند، حتی از جزئیات کوچک و ظریف زندگی نیز میتوانند نشانههایی از کمال و معبود را مشاهده کنند. آنها میتوانند با دقت به زوایای مختلف، جلوهای از روحانیّت و معنای عمیق را در چیزهای ساده بیابند.
جان فشانند بر آن خال و بر آن حلقهٔ زلف
عاشقان کان رخ زیتونی زیبا بینند
هوش مصنوعی: عاشقان جان خود را فدای آن خال و آن حلقهٔ مو میکنند؛ چرا که آنها در چهرهی زیبای زیتونی، معشوق را مشاهده میکنند.
مشتری عاشق آن زلف و رخ و خال شده است
که چو گردونش سراسیمه و شیدا بینند
هوش مصنوعی: عاشق به زیباییها و جذابیتهای معشوقی دل بسته است که مانند آسمان پر از تلاطم و هیجان به نظر میرسد.
گفتی آن حلقهٔ زلف از چه سپید است چو شیر
که ز خال سیهی عنبر سارا بینند
هوش مصنوعی: تو پرسیدی چرا آن حلقهٔ موهایت به سفیدی شیر است، در حالی که بر اثر خال سیاه عطر مانند عطر سارا به نظر میرسد.
کعبه دیرینه عروسی است عجب نی که بر او
زلف پیرانه و خال رخ برنا بینند
هوش مصنوعی: کعبه قدیمی مکان جالبی برای عشق است، بنابراین عجیب نیست که بر روی آن، موهای خاکستری و نشانههای جوانی را ببینند.
حلقهٔ زلف کهن رنگ بگرداند لیک
خال را رنگ همان غالیه گونا بینند
هوش مصنوعی: حلقههای قدیمی مو ممکن است رنگ خود را عوض کنند، اما لبخند یا خال روی صورت هنوز همان رنگ و شکل را دارد و به همین دلیل برای دیگران قابل تشخیص و زیباست.
عشق بازان که به دست آرند آن حلقهٔ زلف
دست در سلسلهٔ مسجد اقصی بینند
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی به حلقهٔ موهای محبوبشان دست یابند، در حالی که به عشق خود مشغولند، زیبایی و عظمت مسجد اقصی را مشاهده میکنند.
خاکپاشان که بر آن سنگ سیه بوسه زنند
نور در جوهر آن سنگ معبا بینند
هوش مصنوعی: افرادی که بر روی آن سنگ سیاه خاک میپاشند، به هنگام بوسیدن آن، در عمق وجود آن سنگ، نوری را میبینند که برآمده از جوهر آن است.
از پس سنگ سیه بوسه زدن وقت وداع
چشمهٔ خضر ز ظلمات مفاجا بینند
هوش مصنوعی: در لحظه وداع، با وجود سختیها و تاریکیها، عشق و زیبایی را میتوان در دل حوادث ناگوار دید. مثل اینکه در پس سنگهای سیاه، یک بوسه به یادگار میزنیم و از چشمهٔ زندگی و امید، نور و روشنی را میبینیم.
گر به مکه فلک و نور مجزا دیدند
در مدینه ملک و عرض معلا بینند
هوش مصنوعی: اگر در مکه اهل آسمان و نور را ببینند، در مدینه هم قدرت و عظمت را خواهند دید.
خاکیان جگر آتش زده از باد سموم
آب خور خاک در حضرت والا بینند
هوش مصنوعی: افراد معمولی و فرودست، که در اثر گرما و بادهای سوزان دچار درد و رنج شدهاند، در حضور بزرگمردان میتوانند طعم زندگی و آرامش را بچشند.
مصطفی پیش خلایق فکند خوان کرم
که مگس ران وی از شهپر عنقا بینند
هوش مصنوعی: مصطفی (پیامبر اسلام) با بزرگواری و کرم خود، نظر همهی مردم را به خود جلب کرده است، به گونهای که حتی مگسها هم نمیتوانند به او نزدیک شوند و بزرگی او فراتر از تصور است.
عیسی از چرخ فرود آید و ادریس ز خلد
کاین دو را زله ز خوان پایهٔ طاها بینند
هوش مصنوعی: عیسی از آسمان فرود میآید و ادریس از بهشت میآید، زیرا این دو نفر از مقام و جایگاه بلند خود به تماشای پایه و اساس وجود پیامبر طاها (حضرت محمد) خواهند پرداخت.
خاصگان بر سر خوان کرمش دم نزنند
ز آن اباها که بر این خوانچهٔ دنیا بینند
هوش مصنوعی: افرادی که در کنار سفره نعمتهای او هستند، نباید در مورد کسانی که از این زندگی مادی غفلت میکنند، صحبت کنند.
زعفران رنگ نماید سر سکباش ولیک
گونهٔ سگ مگس است آنکه ز سکبا بینند
هوش مصنوعی: زعفران رنگ زیبایی به سر سگ میدهد، اما صورت سگ مانند مگس است. یعنی آنهایی که فقط ظاهر را میبینند، نمیتوانند پی به واقعیت ببرند.
عقل واله شده از فر محمد یابند
طور پاره شده از نور تجلی بینند
هوش مصنوعی: عقل حیران و سرگردان شده است و از نور و معنای محمد (ص) بهرهمند میشود، مانند کوه طور که از نور تجلی الهی شکسته و متلاشی شده است.
عقل و جان چون یی و سین بر در یاسین خفتند
تن چو نون کز قلمش دور کنی تا بینند
هوش مصنوعی: عقل و جان مانند دو حرف "ی" و "س" در دروازهای خوابیدهاند و بدن مانند نانی است که وقتی از قلم دورش کنی، مردم آن را میبینند.
او گرفته ز سخن روزه و از عید سخاش
صاع خواهان زکوة آدم و حوا بینند
هوش مصنوعی: او از گفتار روزهداران در عید مینالد و میخواهد که به اندازهای که آدم و حوا زکات میدادند، به او هم داده شود.
شیر مردان به حریمش سگ کهفند همه
اینت شیران که مدد ز آتش هیجا بینند
هوش مصنوعی: شجاعان و قهرمانان به قلمرو او مانند سگانی بیاراده هستند، زیرا همه این شیران تنها زمانی که خطر آتش را میبینند، به او کمک میکنند.
سرمهٔ دیده ز خاک در احمد سازند
تا لقای ملک العرش تعالی بینند
هوش مصنوعی: سرمهٔ چشم را از خاک شخصی به نام احمد بسازند تا بتوانند ملاقات و دیدار با خداوند بلندمرتبه را تجربه کنند.
حضرت اوست جهانی که شب و روز جهان
شاخ و برگی است که آن روضهٔ غرا بینند
هوش مصنوعی: حضرت او همان جهانی است که شب و روز در آن جریان دارد و مانند شاخ و برگی است که به زیبایی درختی را در یک باغ دلانگیز نشان میدهد.
داد خواهان که ز بیداد فلک ترسانند
داد از آن حضرت دین داور دارا بینند
هوش مصنوعی: خواستاران عدالت آنقدر از ظلم و ستم آسمان میترسند که تنها داد وستا را از آن مقام بلند که داوری عادل و ثروتمند است میطلبند.
بنده خاقانی و درگاه رسول الله از آنک
بندگان حرمت از این درگه اعلی بینند
هوش مصنوعی: من بنده خاقانی هستم و از درگاه رسول الله، زیرا بندگان در این مرتبهی عالی حرمت و مقام والایی را مشاهده میکنند.
خاک مشکین که ز درگاه رسول آورده است
حرز بازوش چو الکهف و چو کاها بینند
هوش مصنوعی: خاک خوشبو و معطر که از درگاه پیامبر به دست آمده، مانند زرهی محکم و مقاوم بر بازو پوشیده شده است و اگر آن را ببینند، شگفتزده خواهند شد.
مصطفی حاضر و حسان عجم مدح سرای
پیش سیمرغ خمش طوطی گویا بینند
هوش مصنوعی: مصطفی در برابر حسان که شاعر عجم است، مدح و ستایش را در پیش سیمرغی که حکایتگر سخن طوطیوار است، میخوانند و به تماشا مینشینند.
گرچه حسان عجم را همه جا جای دهند
جایش آن به که به خاک عربش جا بینند
هوش مصنوعی: هر چند که شاعران عجم در هر مکانی مورد استقبال قرار میگیرند، اما بهتر است که جایگاه واقعی آنها در سرزمین عرب باشد.
گرچه در نفت سیه چهره توان دید ولیک
آن نکوتر که در آیینهٔ بیضا بینند
هوش مصنوعی: هرچند میتوان در نفت سیاه و تار، چهرهای را مشاهده کرد، اما زیباتر این است که زیبایی را در آینهی صاف و شفاف ببینند.
لاف از آن روح توان زد که به چارم فلک است
نی ز یبروح که در تبت و یغما بینند
تا در این جای مقدس هستم (بر خلاف بودن در هر جای دیگر)، میتوانم دعوی منزلت و شرافت کنم. [برگرفته از: شرح دیوان خاقانی، نسخه خطی مجلس، به شماره ثبت 89712]
یادش آید که به شروان چه بلا برد و چه دید
نکبتی کان پشه و باشه ز نکبا بینند
هوش مصنوعی: به خاطر میآورد که در شروان چه مصیبتها و مشکلاتی را تجربه کرده است، بهطوری که حتی موجودات کوچک مانند پشه و مگس نیز بدیها را از او مشاهده کردهاند.
بس که دید آفت اعدا ز پی انس عیال
مردم از بهر عیال آفت اعدا بینند
هوش مصنوعی: به دلیل دشمنیها و مشکلاتی که اطراف ما وجود دارد، مردم برای حفظ روابط و انس با یکدیگر به شدت تلاش میکنند و در صدد جلوگیری از آسیبهای ناشی از این دشمنان هستند.
موسی از بهر صفورا کند آتش خواهی
و آن شبانیش هم از بهر صفورا بینند
هوش مصنوعی: موسی برای صفورا آتش را روشن میکند و آن شبان نیز کارهای خود را به خاطر صفورا انجام میدهد.
به فریب فلک آزرده دلش خوش نکنند
تا فلک را چو دلش رنگ معزا بینند
هوش مصنوعی: دل را به فریبها و نیرنگهای دنیا خوش نمیکنند تا زمانی که دنیا مانند دلش رنگ و بویی زشت و ناخوشایند بگیرد.
کی توان برد به خرما ز دل کس غصه
کاستخوان غصه شده در دل خرما بینند
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند غم خود را با خرما از دل دیگران بردارد، زیرا غصه به عمق دل چنان رسوخ کرده که مانند استخوان در آن جا گرفته است.
سخنش معجز دهر آمد از این به سخنان
به خدا گر شنوند اهل عجم یا بینند
هوش مصنوعی: سخن او به قدری زیبا و حیرتانگیز است که اگر مردم بیگانه هم آن را بشنوند یا ببینند، به وجد میآیند.
چو تمسکت به حبل الله از اول دیدند
حسبنا الله و کفی آخر انشا بینند
هوش مصنوعی: وقتی به رشته الهی و ایمان به خداوند چنگ میزنی، در ابتدا همه میبینند که خداوند برای ما کافی است و در پایان نیز این را تجربه خواهند کرد.