برگردان به زبان ساده
طره مفشان کز هلالت عید جان برساختند
طیره منشین کز جمالت عید لشکر ساختند
هوش مصنوعی: زیبایی موهایت را نریز، چرا که از نازکیهای هلالی چهرهات جانهای بسیاری را شاد میکند. با دلربایی خود مگذار که سپاهی از عاشقان به وجود آوری.
ماه نو دیدی لبت بین، رشتهٔ جانم نگر
کاین سه را از بس که باریکند همبر ساختند
هوش مصنوعی: ماه نو را دیدی؟ لبهای تو را میبینم، در حالی که رشتهٔ وجودم را نگاه کن. این سه چیز را (لبهای تو و ماه نو و رشتهٔ جانم) از بس که باریکند، به هم پیوند زدهاند.
پیش بالایت به بالایت فرو ریزم گهر
زانکه صد نوبر مرا زان یک صنوبر ساختند
هوش مصنوعی: به پای کرامت و بزرگی تو، دُر و گوهر میافشانم، زیرا که تو با وجود یک درخت میوه، مرا به صد میوهی نو و تازه تبدیل کردهای.
چون کمر حلقه به گوشم، چشم پیش از شرم آنک
چون کمر گاه تو بازم کیسه لاغر ساختند
هوش مصنوعی: وقتی که گردنبند بر گردن من باشد، چشمانم از شرم میخوابند. این حالتی است شبیه به وقتی که نگاهی به دور کمر تو میاندازم و در نهایت احساس میکنم که کیسهای از ضعف و ناامیدی بر دلم سنگینی میکند.
ز آن لب چون آتش تر هدیه کن یک بوس خشک
گرچه بر آتش تو را مهری ز عنبر ساختند
هوش مصنوعی: از آن لب که مانند آتش داغ و دلفروز است، حتی یک بوسه خشک هم برایم هدیه کن. هرچند این بوسه در برابر شعلههای عشق تو کوچک است، اما در دل علامت و نشانهای از محبت و نوازش تو خواهد بود.
من نی خشکم وگرچه طعمهٔ آتش نی است
طعمهٔ این خشک نی ز آن آتش تر ساختند
هوش مصنوعی: من نی خاموش و بی روح هستم، اما حتی اگر به آتش نزدیک نشوم، گرمای این آتش به من تاثیر میگذارد و باعث میشود که خشکتر شوم.
سرگذشت حال خاقانی به دفتر ساز از آنک
نو به نو غمهاش تو بر تو چو دفتر ساختند
هوش مصنوعی: خاقانی همیشه با غمهای جدیدی روبرو بوده و زندگیاش مانند دفتری است که مملو از این غمهاست. هر بار که غمی پیش میآید، به نوعی آن را در زندگیاش ثبت میکند.
سوخته عود است و دلبندان بدو دندان سپید
شوق شاهش آتش و شروانش مجمر ساختند
هوش مصنوعی: عطر عود در فضا پخش شده و افرادی که به آن دلبستهاند، با شوق و اشتیاق در کنار او قرار دارند. آتش و زیبایی او لحظهای را برای آنها به وجود آورده است که مانند ظرفی برای ذرات شوق و محبت میسوزد.
نصرة الاسلام گیتی پهلوان کاجرام چرخ
چارپای تختش از تاج دو پیکر ساختند
هوش مصنوعی: یاری رساندن به اسلام، پرچمدار و قهرمان دنیا، باعث شد که تقدیر این سرزمین به دو صورت مختلف شکل بگیرد.
ظل حق فرزند شمس الدین اتابک کز جلال
بر سر عرش از ظلال قدرش افسر ساختند
هوش مصنوعی: فرزند شمسالدین اتابک در سایهی حق، به مقام و جلالی دست یافته است که به خاطر عظمت و اهمیتش، تاجی بر سر عرش برای او قرار دادهاند.
هشت حرف است از قزل تا ارسلان چون بنگری
هفت گردون را در آن هر هشت مضمر ساختند
هوش مصنوعی: این شعر به ارتباط بین دو نام اشاره دارد، که با هشت حرف نوشته شدهاند. اگر به عبارتی که شامل هفت مفهوم مختلف است دقت کنی، خواهی دید که در این عبارت، کل هشت حرف به صورت نهفته وجود دارند. به نوعی نشاندهندهی تنوع و عمق معانی در یک قالب ساده است.
رستم توران ستان است این خلف کز فر او
الدگز را ملک کیخسرو میسر ساختند
هوش مصنوعی: رستم از سرزمین توران است و این پسر او، که به چهرهای شایسته از او به ارث برده، سرنوشت دگرگونی عظیمی را برای کیخسرو رقم زده است.
مملکت بخشی که نقش هشت حرف نام اوست
بیضهٔ مهری که بر کتف پیمبر ساختند
هوش مصنوعی: کشوری که نامش از هشت حرف تشکیل شده، جایی است که نگینی همچون ماه را بر شانه پیامبری قرار دادهاند.
عکس یک جامش دو گیتی مینماید کز صفاش
آب خضر و آینهٔ جان سکندر ساختند
هوش مصنوعی: تصویر این جام به قدری زیباست که میتوان دو جهان را در آن دید. از شفافیت آن، آب جاودان و آینهای برای روح سکندر ساخته شده است.
هست اتابک چون فریدون نیست باک ار کافران
خویشتن ضحاک شور و اژدها سر ساختند
هوش مصنوعی: اتابک مانند فریدون نیست، بنابراین نگران نیست که کافران مانند ضحاک و اژدها برای خود قدرت و سلطهای بسازند.
آب گز گاو سارش باد کو را عرشیان
آتش ضحاک سوز و اژدها خور ساختند
هوش مصنوعی: آب گوزن به قدری سرد و بیروح است که حتی آتشسوزی شخصیتهای بزرگ و افسانهای مانند ضحاک و اژدها را هم نمیتواند گرم کند.
هست اتابک مصطفی تایید و اسکندر خصال
کاین دو را هم در یتیمی ملک پرور ساختند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اتابک مصطفی و اسکندر از ویژگیهای برجستهای برخوردارند و هر دو در دوران یتیمی به شکل خاصی پرورش یافتهاند.
ور یکیشان در قبائل قابل فرمان نشد
آخرش چوندعنصر اول مبتر ساختند
هوش مصنوعی: اگر یکی از آنها در قبائل تحت فرمان قرار نگرفت، در نهایت به خاطر آنکه عنصر اولیه به درستی ایجاد نشده بود، این وضعیت پیش آمد.
مصطفی در شصت و سه، اسکندر اندر سی و دو
دشمنان را مسخ کردند و مسخر ساختند
هوش مصنوعی: مصطفی در سن شصت و سه سالگی و اسکندر در سی و دو سالگی، دشمنان خود را تحت تأثیر قرار دادند و آنها را تسلیم کردند.
هست اتابک آسمانی کاین خلف خورشید اوست
آسمان را افسر از خورشید انور ساختند
هوش مصنوعی: در اینجا به وجود شخصیتی بلندمرتبه و باعظمت اشاره شده که همچون خورشید در آسمان میدرخشد. او به قدری درخشان و تاثیرگذار است که به مانند تاجی بر سر آسمان، زیبایی و روشنی را به آن بخشیده است.
هست اتابک بهمن آسا کاین خلف دارای اوست
لاجرم در ملتش دارا و داور ساختند
هوش مصنوعی: اتابک بهمن مانند است و چون او فرزندی دارد، به همین دلیل در میان مردمش ثروتمند و دادگر به وجود آورده است.
پیش یاجوجی که ظلمت خانهٔ الحاد راست
دست و تیغ این سکندر سد اکبر ساختند
هوش مصنوعی: در برابر یاجوج و ماجوج، که تاریکی به خانه کفر و الحاد میبرد، دستان سکندر بزرگ به عنوان سد و محافظت کننده قرار داده شده است.
خستگان دیو ظلم از خاک درگاهش به لب
نشره کردند و به آب رخ مزعفر ساختند
هوش مصنوعی: افرادی که خسته و疲ی از ستم و ظلم بودهاند، از خاک درگاه او، ناله و فریاد بلند کرده و چهرهشان را با آب رنگین کردهاند.
پیش سقف بارگاهش خانهٔ موری است چرخ
کز شبستان سلیمانیش منظر ساختند
هوش مصنوعی: در زیر سقف باشکوه او، خانهای کوچک و ناچیز وجود دارد که همچون دنیای بزرگ و حیرتانگیز سلیمان از دور به چشم میرسد.
کعبهٔ ملک است صحن بارگاهش کز شرف
باغ رضوان را کبوتر خانه ایدر ساختند
هوش مصنوعی: کعبه مکانی است که به عنوان محلی مقدس و با ارزش شناخته میشود و بارگاه آن به قدری باعظمت است که به خاطر ارادت و شرافت آن، باغ رضوان را به جای گنجینهای برای کبوتران تبدیل کردهاند.
بلکه تا این کعبه رضوان را کبوتر خانه شد
چون کبوتر کعبه را گردش مچاور ساختند
هوش مصنوعی: تا زمانی که این کعبهٔ رضوان به کبوتر خانه تبدیل شود، مانند کبوتر، دور آن را چرخاندهاند.
زو مظالم توز و ظالم سوزتر شاهی نبود
تا تظلم گاه این میدان اغبر ساختند
هوش مصنوعی: به هیچ حاکمی به اندازه تو ظلم و ستم نمیزید، اینجا محل شکایت و نالهای است که برای مردم ساخته شده است.
کشتی سلجوقیان بر جودی عدل ایستاد
تا صواعق بار طوفانش ز خنجر ساختند
هوش مصنوعی: کشتی حکومت سلجوقیان بر کوه جودی عدالت قرار گرفت تا طوفانهای شدید را به ضربات تند خنجر تبدیل کند.
کافرم گر پیش از او یا پیش از او اسلام را
زین نمط کو ساخت تمهید موفر ساختند
هوش مصنوعی: اگر من کافر هستم، پیش از او یا قبل از آن، کسی مانند او اسلام را به این زیبایی تزیین نکرده و تدبیر لازم را در ایجاد آن نداشته است.
از پس عهد کیومرث کیان تا دور شاه
کارداران فلک آئین منکر ساختند
هوش مصنوعی: از زمان کیومرث، نخستین پادشاه، تا دوران شاهان کاردان و نیکو، اصول و قوانین آسمانی به گونهای ناپسند و منفی تغییر یافتهاند.
گه به ناپاکی ز باد انجیر بید انگیختند
گه به خودرائی ز بید انجیر عرعر ساختند
هوش مصنوعی: گاهی باد باعث ایجاد ناپاکی میشود و درخت انجیر را به حرکت در میآورد، و گاهی هم به دلیل خودرایی، درخت انجیر صداهایی بلند و ناخوشایند تولید میکند.
شیر خواران را به مغز و شیر مردان را به جان
طعمهٔ مار و شکار گرگ حمیر ساختند
هوش مصنوعی: کودکان شیرخوار را با عقل و بزرگترها را با جان و روحشان به دام میاندازند و طعمهی مار و شکار گرگها قرار میدهند.
پس به آخر این نکو کردند کاندر صد قران
این یکی صاحب قران را شاه و سرور ساختند
هوش مصنوعی: در پایان کار، این خوبان به نتیجهای رسیدند که در طول صد سال، یکی از آنها را به عنوان شاه و سرور انتخاب کردند.
پایگاه تازیانش ساختند ایوان روم
بلکه خوک پایگاهش جان قیصر ساختند
هوش مصنوعی: تازیان در ایوان روم پایگاهی بنا کردند، اما در عوض، خوک پایگاه او را به جان قیصر تغییر دادند.
حاسدان در زخم خوردن سرنگون چون سکهاند
تا به نامش سکهٔ ایران مشهر ساختند
هوش مصنوعی: حسودان در زمان درد و رنج، مانند سکههایی هستند که با ضربهای به زمین میافتند. تا زمانی که نام او را به عنوان سکهٔ ارزشمند ایران در نظر گرفتهاند.
وز پی تعظیم سکهش را ز روهینای هند
شاه جن را جنیان دیهیم و افسر ساختند
هوش مصنوعی: به منظور بزرگداشت و احترام، سکهای را که از روهینای هند به دست آمده بود، شاه جن به جنیان داد تا تاج و دیهیم بسازند.
گر سلاطین پرچم شبرنگ با پر خدنگ
از پر مرغ و دم شیر دلاور ساختند
هوش مصنوعی: اگر پادشاهان پرچمهایی با رنگ شب و تیرهایی از پر پرندگان و دم شیر دلاور درست کردند،
میر ما را از پر روح الامین و زلف حور
پر تیر و پرچم رخش مضمر ساختند
هوش مصنوعی: میر ما ما را با روح القدسی پر از عشق و زیبایی و با زلفی که مانند حوریان است و با پرچمی از زیبایی و خلوص، تزئین کرده است.
آن نگویم کز دم شیر فلک وز آفتاب
پرچم و طاسش برای خنگ و اشقر ساختند
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که من از چیزی سخن نمیگویم که نشانههایی مانند پرچم و کلاه را از دریغ و بیفکری برای افراد نادان و بیخبر ساختهاند. به طور کلی، اشاره به این دارد که برخی نشانهها و نمادها، تنها در دسترس کسانی قرار میگیرند که درک عمیقی از موضوع ندارند.
سهو شد بر عقل کاول رستم ثانیش خواند
گرچه از اقلیم رومش هفت خوان بر ساختند
هوش مصنوعی: رستم دوم را بر عقل اشتباه شد که او را هم رستم خواندند، هرچند که در سرزمین روم، هفت خوانی برای او ساخته بودند.
کز پی میر آخوری در پایگاه رخش او
آخشیجان جان رستم را مکرر ساختند
هوش مصنوعی: به خاطر دنبال کردن نشانهها و نشانه گذاریهای دلاورانه رخش، خدمتگذاران جان رستم را دوباره و دوباره مورد تحسین و تمجید قرار دادند.
ساحت این هفت کشور برنتابد لشکرش
شاید ار خضرای نه چرخش معسکر ساختند
هوش مصنوعی: این هفت سرزمین نمیتواند فشار لشکر ما را تحمل کند، حتی اگر در مکان سبز و سرسبز چرخش قرار گیرد.
پار دیدی کاین سر سلجوقیان بر اهل کفر
چون شبیخون ساخت کایشان غول رهبر ساختند
هوش مصنوعی: دیدی که چگونه سران سلجوقیان بر کفار حمله کردند، مانند شبخون، و آنها غولمانندی را به عنوان رهبر خود انتخاب کردند؟
چون دو لشکر بر هم افتادند چون گیسوی حور
هفت گیسودار چرخ از گرد معجر ساختند
هوش مصنوعی: زمانی که دو لشکر در میدان جنگ به هم میرسند، زمین مانند گیسوی زیبای حوری به هم میپیچد و به حالتهای مختلف درمیآید، گویا گرد دندههای معجر (پوشش سر) در آن به هم پیچیده شده است.
نوک پیکانها چو درهم خانهٔ عیسی رسید
چرخ ترسا جامه را دجال اعور ساختند
هوش مصنوعی: وقتی پیکانها به خانه عیسی رسیدند، چرخ سرنوشت سبب شد که لباس ترسا به دجال نابینا تبدیل شود.
در میان اب و آتش کاین سلاح است آن سمند
شیر مردان چون سلحفات و سمندر ساختند
هوش مصنوعی: در دل آتش و آب، سلاحی وجود دارد که سمند شیرمردان را به وجود آوردهاند مانند لاکپشت و سمندر.
شه خلیل اعجاز و هیجا آتش و گرد خلیل
از بهار و گل نگارستان آزر ساختند
هوش مصنوعی: حضرت ابراهیم (خلیل) با معجزات و شگفتیهای خود، نماد آتش و عاشقانهها را به وجود آورد و از عناصر طبیعت، مانند بهار و گل، باغی زیبا و دلنشین آفرید.
مرکبان شاه را چون جوزهر بر بسته دم
گفتی از هر جوزهر جوزای ازهر ساختند
هوش مصنوعی: اسبهای شاه را مانند دمی بسته شده از جوزهر میدانی، انگار که از هر جوزهر، جوزای خاص و زیبایی ساختهاند.
چون همای فتح پور الدگز بگشاد بال
کرکسان چرخ از آن خون خوارگان خور ساختند
هوش مصنوعی: زمانی که پرنده خوشبختی، که نماد پیروزی است، بالهای خود را گشود، ستارههای آسمان با آن خونخواران، که به دندان آشنا بودند، شراکت کردند.
از دل و رخسارشان خوردند چندان کرکسان
کز شبه منقار و از زرنیخ ژاغر ساختند
هوش مصنوعی: از وجود و چهرهی آنها، کرکسان زیادی تغذیه کردند بهگونهای که از نوکهی آنها و از زرنیخ، پیکرهای زشت و بدظاهری بهوجود آوردند.
بر چنان فتحی که این شاه ملایک پیشه کرد
هم ملایک شاهدالحالند و محضر ساختند
هوش مصنوعی: در این پیروزی بزرگ که این پادشاه با ویژگیهای فرشتهگون به دست آورد، فرشتگان نیز حاضرند و شاهد این واقعهاند.
دشمنانش همره غولند اگر خود بهر حرز
هشت حرفش هفت هیکلوار دربر ساختند
هوش مصنوعی: دشمنان او مانند موجودی بزرگ و وحشتناک هستند و برای محافظت از خود، او به دور خود را با هفت جسم به شکل هفت هیکل محاصره کرده است.
بخت گم کردند چون یاری ز کافر خواستند
روی کژ دیدند چون آئینه مغفر ساختند
هوش مصنوعی: چون یاری از کافر درخواست کردند، بخت خود را گم کردند و رویی نادرست مشاهده کردند، همانند آئینهای که طرفی نامناسب نشان میدهد.
تخت نرد ملک را ز آن سو که بد خواهان اوست
هفت نراد فلک خانه مششدر ساختند
هوش مصنوعی: تخت نرد پادشاهی به دلیل کسانی که برای او بدخواه هستند، به دور از آنها و به شکل خاصی در آسمان چیده شده است.
نو عروس از ره نشینان شکر چون گوید از آنک
دام عنین از سقنقور مزور ساختند
هوش مصنوعی: نوعروس از میهمانان به شیرینی سخن میگوید، زیرا دامعنکبوتی که از مادهای تقلبی ساخته شده است، او را گرفتار کرده است.
ای که مردان عجم پیشت چو طفلان عرب
طوق در حلقند و نامت تاج مفخر ساختند
هوش مصنوعی: ای کسی که مردان بیزبان عجم در مقابل تو مانند کودکان عرب هستند و خود را در اختیار تو قرار دادهاند و نام تو را به عنوان نماد افتخارشان میسازند.
ناخنی از معن و جعفر کم نکردی فضل از آنک
فضلهٔ هر ناخنت را معن و جعفر ساختند
هوش مصنوعی: تو هیچ چیزی از فضیلت معن و جعفر به خود اضافه نکردی؛ زیرا هر کدام از ناخنهای تو را با فضیلت آن دو درآمیختند و به مرتبهای از ارزش رساندند.
تا درت بینم به دیگر جای نفرستم ثنا
کز درت دعوتگه روح مطهر ساختند
هوش مصنوعی: هرگز در جای دیگری تو را نی praises خواهم کرد، زیرا دروازهات به قدری مقدس است که روح پاک را به دعوت میکند.
کودکی را سوی بستان خواند عم کودک چه گفت؟
گفت: رو بستان ما پستان مادر ساختند
هوش مصنوعی: کودکی به شخصی گفته میشود که به باغ برود. اما کودک پاسخ میدهد که به جای رفتن به باغ، او را به سینه مادرش میبرد که محبت و nourishment او را تأمین میکند.
شعر من فالی است نامش سعد اکبر گیر از آنک
راوی من در ثنات از سعد اصغر ساختند
هوش مصنوعی: شعر من مانند یک فال است و نام آن "سعد اکبر" است. به این دلیل که گویندهی من در ستایش و تعریف، از "سعد اصغر" استفاده کرده است.
چون کف و خلقت به تازی هست خارا و نسیج
خانهٔ من حله و بغداد و ششتر ساختند
هوش مصنوعی: به دلیل تمایز در زبان و فرهنگ، من در ساخت و بافت زندگی خود از عناصر و ویژگیهای متنوعی استفاده کردهام. من از نشانهها و نمادهای مختلفی که نشاندهندهی شهرها و مکانهای خاصی هستند، برای شکل دادن به هویت و محیط خود بهره گرفتهام.
همت و لطف تو را در خوانده، اینجا بخششم
زر و زربفت و غلام و طوق و استر ساختند
هوش مصنوعی: همت و مهربانی تو را در اینجا مورد توجه قرار دادهاند و به همین خاطر بخشش من شامل طلا، پارچههای با ارزش، کنیز و خدم و توشک و الاغ خواهد بود.
عدل ورزا خسروا پیوند عمرت باد عدل
کز جهان عدل است و بس کاو را معمر ساختند
هوش مصنوعی: عدالت و راستی گنجی هستند که پیوند زندگیات را با آنها مستحکم کن، چرا که تنها جهانی که بر پایهی عدالت بنا شده، عمر را طولانی و پایدار میکند.
عید باقی ساز کز ساعات روز عمر تو
ساعتی را هفتهای از روز محشر ساختند
هوش مصنوعی: عید خودت را جشن بگیر، زیرا از ساعات زندگیات، یک ساعت را بهعنوان یک هفته از روز قیامت قرار دادهاند.
ملک و عقل و شرع زیر خاتم و کلک تو باد
کاین سه را ز اقبال این دو بخت یاور ساختند
هوش مصنوعی: سلطنت، عقل و قوانین زیر فرمان و نوشته تو قرار دارند، زیرا این دو شانس به هم پیوستهاند و موجب به وجود آمدن این سه مقام مهم شدهاند.