برگردان به زبان ساده
در این دامگاه ارچه همدم ندارم
بحمدالله از هیچ غم غم ندارم
هوش مصنوعی: هرچند که در این مکان تنها هستم و همدمی ندارم، اما به شکرانه خداوند از هیچ گونه غمی رنج نمیبرم.
مرا با غم از نیستی هست سری
که کس را در این باب محرم ندارم
هوش مصنوعی: من از درد و غم ناشی از نبودن خود، سنگینی خاصی در دل دارم که هیچکس را در این موضوع محرم و شریک نمیدانم.
ندارم دل خلق و گر راست خواهی
سر صحبت خویشتن هم ندارم
هوش مصنوعی: من هیچ علاقهای به دیگران ندارم و اگر بخواهی، حتی درباره خودم هم چیزی ندارم که بگویم.
چو از عالم خویش بیگانه گشتم
سر خویشی هر دو عالم ندارم
هوش مصنوعی: زمانی که از دنیای خودم دور شدم، دیگر حتی به هویت خودم در این دو دنیا نیز توجهی ندارم.
به سیمرغ مانم ز روی حقیقت
که از هیچ مخلوق همدم ندارم
هوش مصنوعی: من مانند سیمرغ هستم از نظر حقیقت، زیرا از هیچ مخلوقی در دوستی و همراهی برخوردار نیستم.
به نام و به وحدت چنو سر فرازم
که این هر دو معنی ازو کم ندارم
هوش مصنوعی: با نام و به خاطر یگانگی او، سر خود را بر افراشتهام، زیرا هر دو این معنا را از او نمیکاهیم.
مرا کشت زاری است در طینت دل
که حاجت به حوا و آدم ندارم
هوش مصنوعی: دل من در حالی از اندوه و غم غرق شده که نیازی به کسی دیگر مثل حوا و آدم ندارم.
مرا عز و ذلی است در راه همت
که پروای موسی و بلعم ندارم
هوش مصنوعی: من در مسیر اراده و تلاش خود عزتی دارم و هیچ ترسی از افت و ذلت برایم وجود ندارد، حتی اگر مانند موسی و بلعم (دو شخصیت مذهبی) به سختیهایی دچار شوم.
به پیش کس از بهر یک خندهٔ خوش
قد خویش چون ماه نو خم ندارم
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن یک لبخند زیبا از کسی، همچون ماه نو دست به خم نمیزنم و به او نمیروم.
چو در سبز پوشان بالا رسیدم
دگر جامهٔ حرص معلم ندارم
هوش مصنوعی: وقتی به جمع افرادی که لباس سبز پوشیدهاند رسیدم، دیگر اشتیاق و حرصِ طلبعلم را در خود حس نمیکنم.
به کافور عزلت خنک شد دل من
سزد گر ز مشک عمل شم ندارم
هوش مصنوعی: دل من در آرامش و دوری از هیاهو خوشحال است و جا دارد که اگر از خوشبوترین عطرها نیز خبری نباشد، باز هم لذت ببرم.
دهان خشک و دل خستهام لیکن از کس
تمنای جلاب و مرهم ندارم
هوش مصنوعی: زبانم خشک و قلبم خسته است، اما از هیچکس خواهان آب و مایهی آرامش نیستم.
به پازهر کس ننگرم گرچه بر خوان
یکی لقمه بیشربت سم ندارم
هوش مصنوعی: به هر کسی که نگاه میکنم، حتی اگر بر سر سفرهاش لقمهای بدون چاشنی باشد، برای من مضر و سمی نیست.
به دیو امل عقل غره نسازم
به باد طمع طبع خرم ندارم
هوش مصنوعی: من اجازه نمیدهم که به وهم و خیال عقل من غلبه کند و همچنین به آرزوها و تمایلات بیاساس دلبسته نیستم.
مرا باد و دیو است خارم اگرچه
سلیمان نیم حکم و خاتم ندارم
هوش مصنوعی: من در برابر مشکلات و موانع، همچون یک خار و آزاردهنده هستم. اگرچه قدرت و سلطنت سلیمان را ندارم و به مانند او ویژهگیهایی ندارم.
پیاده نباشم ز اسباب دانش
گر اسباب دنیا فراهم ندارم
هوش مصنوعی: اگر به وسیلههای دانش دسترسی نداشته باشم، حتی اگر وسایل دنیایی هم جمع کرده باشم، همچنان از نظر علمی عقب ماندهام.
هنر درخور معرکه دارم آخر
اگر ساخت درخورد ادهم ندارم
هوش مصنوعی: من مهارتهایی دارم که در میدان نبرد به درد میخورد، اما اگر قرار باشد به شکلی نامناسب و نادرست به کار گرفته شوند، در واقع چیزی برای ارائه ندارم.
از آنم به ماتم که زنده است نفسم
چو مرد از پسش هیچ ماتم ندارم
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه هنوز نفس میکشم در حال سوگواری هستم، اما چون او مرده است، دیگر برای او هیچ غمی ندارم.
گلستان جان آرزومند آب است
از آن دیده را هیچ بینم ندارم
هوش مصنوعی: جان من مانند یک گلستان است که به آب نیاز دارد و از آنجا که هیچ بیآبی را تحمل نمیکنم، همیشه آرزو دارم که اشکهایم جاری شوند.
چو از حبس این چار ارکان گذشتم
طربگاه جز هفت طارم ندارم
هوش مصنوعی: وقتی از این محدودیتهای چهارگانه عبور کردم، جز هفت ساز که شادمانی میآفرینند، چیز دیگری ندارم.
اگرچه بریده پرم، جای شکر است
که بند قفس سخت محکم ندارم
هوش مصنوعی: هر چند که بال و پرم شکسته است، اما این جای شکر دارد که قفس من به طور محکم بسته نیست.
برآرم پر و برپرم کشیانه
به از قبهٔ چرخ اعظم ندارم
هوش مصنوعی: من بالهایم را میگشایم و با شجاعت به آسمان میروم، بهتر از اینکه در زیر سقف بزرگ جهان محبوس باشم.
نه خاقانیم گر همی عزم تحویل
مصمم از این کلبهٔ غم ندارم
هوش مصنوعی: من اگرچه پادشاه نیستم و به تغییر وضعیت فکر نمیکنم، از این کلبهٔ غم و اندوه هیچ چیزی ندارم.
مرا پای بسته است خاقانی ایدر
چرا عزم رفتن مصمم ندارم
هوش مصنوعی: من در اینجا گرفتار و اسیر شدهام، اما نمیدانم چرا تصمیمی برای رفتن نمیگیرم.
همانا که این رخصت از بهر خدمت
ز درگاه صدر معظم ندارم
هوش مصنوعی: من این اجازه را که برای خدمت به درگاه عالیرتبه باشم، ندارم.
امام امم ناصر الدین که در دین
امامت جز او را مسلم ندارم
هوش مصنوعی: من به جز او، هیچ کس دیگری را در دین امامت معتبر نمیشناسم و او را ناصر دین میدانم.
براهیم خوشنام کز مدحش الا
صفات براهیم ادهم ندارم
هوش مصنوعی: من هیچ ویژگی جز خوبیهای ابراهیم ادهم برای ستایش ابراهیم خوشنام نمیشناسم.
فلک خورد سوگند بر همت او
که در کون جز تو مقدم ندارم
هوش مصنوعی: آسمان به او سوگند میخورد که در عالم وجود کسی را به مقام او نمیرسانم.
ز خصمی که ناقص فتاده است نفسش
کمال تو را هیچ مبهم ندارم
هوش مصنوعی: من از دشمنی که خودش ناتوان و ضعیف است، هیچ گونه ابهامی در کمال و برتری تو ندارم.
گر او هست دجال خلقت برغمش
تو را کم ز عیسی مریم ندارم
هوش مصنوعی: اگر او مانند دجال خلق است، من به خاطر او هیچ چیزی از عیسی مریم را کم ندارم.
وگر فعل ارقم کند من که چرخم
زمرد جز از بهر ارقم ندارم
هوش مصنوعی: اگر کار ارقم را انجام دهد، من که در این جهان مانند چرخ هستم، هیچ چیز جز به خاطر ارقم ندارم.
زهی دین طرازی که بینقش نامت
در آفاق یک حرف معجم ندارم
هوش مصنوعی: چه دین زیبایی که بدون نام تو در سراسر جهان هیچ جملهای معنادار و واضحی ندارم.
از آنگه که خاک درت سرمه کردم
به چشم سعادت درون نم ندارم
هوش مصنوعی: از وقتی که خاک حرم تو را به عنوان سرمهای برای چشمانم کردم، دیگر هیچ نشانهای از خوشبختی در وجودم نیست.
اگرچه ز انصاف با دشمن و دوست
دم مدح رانم سر ذم ندارم
هوش مصنوعی: با اینکه ممکن است درباره دوستان و دشمنان سخن نیکو بگویم، اما هرگز بدگویی نمیکنم.
به دنبال تو چون سگی برنیایم
که طبع هنر کم ز ضیغم ندارم
هوش مصنوعی: من به دنبالت مانند سگی وفادار نخواهم بود، زیرا خوی هنری من کمتر از خوی شیر نیست.
اگر تن به حضرت نیارم عجب نی
که رخشی سزاوار رستم ندارم
هوش مصنوعی: اگر خود را به مقام و منزلت عالی نرسانم، جای تعجب نیست اگر نتوانم به مقام رستم و بزرگانی همچون او دست پیدا کنم.
رخ از آب زمزم نشویم ازیرا
که آلودهام روی زمزم ندارم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم چهرهام را با آب زمزم شاداب کنم، زیرا که آلودهام و شایستهی آن نیستم که با آب پاک و مقدس، خود را بیارایم.
ز صدر تو گر غائبم جز به شکرت
زبان بر ثنای دمادم ندارم
هوش مصنوعی: اگر از حضورت دور باشم، جز از خاطر لطف و نیکیات نمیتوانم در مورد تو صحبت کنم و همیشه به تعریف و ستایش تو مشغولم.
دعاهات گفتم به خیرات بپذیر
اگرچه دعای مقسم ندارم
هوش مصنوعی: من دعاهای خود را برای خیر و خوبی میفرستم، خواه دعای من تاثیری داشته باشد یا نه.