برگردان به زبان ساده
زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا
بهر شکست نافه تاتار داریا
هوش مصنوعی: ای زلف تو، که همگی شکننده و تارند، برای شکست دل، هر گرهای از مویت همچون تارتار است.
دام و کمند و رشته و چین، حلقه و رسن
بر صید جان مردم هشیار داریا
هوش مصنوعی: حلقهها و دامها و ابزارهای دیگر برای به دام انداختن افرادی که در جستجوی حقیقت و آگاهی هستند، به کار گرفته میشوند.
پیکان مژّه، صارم ابرو، سپاه خط
با عاشقان مگر سر پیکار داریا
هوش مصنوعی: مژههای زیبا همچون تیر، ابروها مانند شمشیری تیز، و خطی که عاشقان را به میدان جنگ میکشاند، همه نشاندهندهی شدت عشق و هیجانزدگی در روابط است.
جانها بری به غارت و دلها کنی اسیر
از این چنین هنرها بسیار داریا
هوش مصنوعی: ای دل، تو با چنین هنری میتوانی جانها را به خطر بیندازی و دلها را به تسخیر خود درآوری. این هنرها بسیار ارزشمند و گرانبها هستند.
اندام تیره، چهره دژم، کالبد پریش
قامت خمیده پشت نگونسار داریا
هوش مصنوعی: اندام تیره و چهره غمگین، بدنی پریشان و قامت خمیدهای دارد که بر روی دنیای ناامید استوار شده است.
همچون غراب تیره همه روز تا به شب
آرامگه به ساحت گلزار داریا
هوش مصنوعی: مانند کلاغی تاریک، هر روز تا شب در مکان زیبا و دلانگیز گلزار زندگی میکنم.
یا همچو زاغ تیره تو بر عرعر بلند
بنشسته ای و لاله به منقار داریا
هوش مصنوعی: تو مانند زاغ سیاه، بر بلندی نشستهای و لالهای را در منقارت داری.
داری دو صف ز مژگان و این آیدم عجب
بهرچه این دو لشکر خونخوار داریا
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و ویژگیهای خاص مژگان چشم خود اشاره میکند و اینکه این دو صف مژهها به گونهای هستند که به نظر میرسد میتوانند جنگجویان خونخواری باشند. او تعجب میکند که این دو صف مژه، که به اندازهای قوی و اثرگذار هستند، برای چه هدفی وجود دارند.