برگردان به زبان ساده
آیا بُوَد که روزی از دوستان بشیری
آرد به دوستداران پیغام دلپذیری
هوش مصنوعی: آیا ممکن است روزی یکی از دوستان پیغامی خوشایند برای دوستداران بیاورد؟
ای بوی آشنائی از کوی کیست کائی
خود نکهت بهشتی یا نفحه عبیری
هوش مصنوعی: ای بوی آشنایی، از کدام خیابان و کوی تو میآیی؟ آیا تو عطر بهشتی را به همراه داری یا اینکه بوی خوشی مثل عطر مشک و عبیری؟
آوخ که خانه دل در عشق خوبرویان
چون کشوری است کاو را ویران کند امیری
هوش مصنوعی: افسوس که دل من در عشق زیبایانی مانند کشوری است که یک فرمانروا آن را ویران میکند.
دام بلا چه حاجت در راه ما نهادن
تاری ز زلف بگشا گر میبری اسیری
هوش مصنوعی: دامی که بلا در مسیر ما قرار داده، چه نیازی است که باید تار زلف را گشود؟ اگر میخواهی مرا اسیر کنی، پس این کار را انجام بده.
ما خود پذیره هستیم تا جان دهیم لیکن
تو خود ز بس تکبّر از ما نمیپذیری
هوش مصنوعی: ما آمادهایم که جان خود را فدای تو کنیم، اما تو به خاطر تکبر خود از ما پذیرش نمیکنی.
گفتی که گیرمت دست چون اوفتادی از پای
اینک ز پا فتادم، دست از چه ام نگیری؟
هوش مصنوعی: گفتی که وقتی به زمین بیفتم، دستم را خواهی گرفت. حالا که خودم از پا افتادم، چرا دستم را نمیگیری؟
افسر نوای عشقش در گوش جان اثر کرد
زآن بیخودانه هر دم بر میکشد صفیری
هوش مصنوعی: آوای عشق او در دل جانم تأثیر عمیق گذاشت و هر لحظه از شوری و بیقراری، صدایی را به گوش میرساند.