برگردان به زبان ساده
آتش زنم ز عشق گر این سان به جان خویش
روشن کنم چو شعله شمع استخوان خویش
هوش مصنوعی: اگر اینطور است که عشق مرا به آتش میکشاند، من هم با این عشق جانم را همانند شعلهای که شمع را روشن میکند، روشن خواهم ساخت.
گر خون دل ز دیده بریزم بدین نمط
گلشن کنم ز لاله کنار و میان خویش
هوش مصنوعی: اگر درد دل را از چشمانم بریزم، به این شیوه گلزار را با لالههایی که کنار و در میان من هستند، زیبا خواهم کرد.
گر لخت لخت شد جگر و پاره پاره دل
با مدعی نگویم راز نهان خویش
هوش مصنوعی: اگر دل و جگرم بشکنند و پاره پاره شوند، با کسی که میخواهد از رازهایم مطلع شود، چیزی نمیگویم.
چون بحر در خروشم و چون باده ام به جوش
مهر خموشی ار زده ام بر دهان خویش
هوش مصنوعی: من به شدت شبیه دریا در حال خروش هستم و مانند بادهای که در حال جوشیدن است. با این حال، به خاطر عشق و محبت، سکوت کردهام و زبانم را بستهام.
خاموشیم بود سبب کام مدعی،
از کام بهتر آن که برآرم زبان خویش
هوش مصنوعی: خاموشی من باعث خوشحالی و رضایت مدعی است، اما از رضایت بهتر این است که زبان خود را به سخن بیاورم و حرف بزنم.
بحریم و آتشیم، خروشان و سرکشیم
وز کف نمی دهیم در این ره توان خویش
هوش مصنوعی: ما در حال نبرد و هیجان هستیم، آتش وجودمان فوران میکند و در این مسیر هیچگاه از توان خود دست نمیکشیم.
تا آن که یار جان و دل از ما کند قبول
افسر، گرفته بر کف دست ارمغان خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوب جان و دل ما را بپذیرد، هدیهای که برای او آماده کردهایم را در دست داریم.