برگردان به زبان ساده
روز هنگامه شه ما، صف مژگان سپهش
وآن خم زلف پر از حلقه، کمند و زرهش
هوش مصنوعی: در روزی که شه ما به میدان میآید، صف مژگانش مانند سپاهی است و آن خم زلف پر از حلقههایش مانند کمند و زرهی اوست.
ترک آن چشم سیاه مژه اش حاجت نیست
کار صد لشکر خونخوار کند یک نگهش
هوش مصنوعی: نگاه آن چشمان سیاه، نیازی به تلاش ندارد، چرا که تنها یک نگاه او میتواند به اندازهٔ نیروی صد لشکر، دلها را متزلزل و خونین کند.
آن که از ناز نهد پای تکبر بر خاک
غافل است آن که بوّد فرق سران خاک رهش
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر ناز و خودخواهیاش بر خاک پای مینهد، غافل است از این که او نیز همچون دیگران در نهایت به خاک بازمیگردد.
آن که از دیده او دیده ما گشت سفید،
نور هر دیده بود مردم چشم سیهش
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر او، چشمان ما رنگ باختند و به سفیدی گراییدند، در واقع نور و روشنایی هر چشمی محسوب میشود، در حالی که مردم دنیا چشمان سیاه و تیرهای دارند.
به قیامت نکند میل بهشت و رخ حور
هر که آغوش نگاری بود آرامگهش
هوش مصنوعی: هر کسی که آغوش یک معشوق را در کنار خود داشته باشد، به بهشت و زیباییهای آن اهمیت نمیدهد و به دنبال آنها نمیرود.
غیر ترسم بر افسر هنر خویش کند
فرصت صحبت وی بار خدایا مدهش
هوش مصنوعی: من نگرانم که هنر و شایستگی من نتواند به خوبی در برابر حضور او خود را نشان دهد، ای خدا، این فرصت را به من نده.