برگردان به زبان ساده
کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
بباید ترک سر کردن که ناکامی بود کامش
هوش مصنوعی: کسی که در عشق محبوبان، صبر و آرامش ندارد، باید از زندگی دست بکشد؛ زیرا در غیر این صورت، شکست و ناامیدی نصیب او خواهد شد.
اگر عاقل بود عاشق نخواهد شد در این وادی،
ز خود بگذشتن و جان دادن است آغاز و انجامش
هوش مصنوعی: اگر فردی عاقل باشد، هرگز عاشق نخواهد شد، زیرا در این مسیر، تنها با فداکاری از خود و قربانی کردن جانش مواجه است.
درآن وادی که عشق خوبرویان آتش افروزد
بود با شعله یکسان جسم و جان پخته و خامش
هوش مصنوعی: در آن سرزمین که زیباییهای عاشق به شعلهور کردن آتش میپردازند، روح و جسم هر دو در حال پختن و نپختن به یک اندازه تجربه میکنند.
نمی دانم چرا شد تیره چون شب روزگار من
زخورشیدی که شمع ماه آمد مشعل بامش
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا روزگار من اینقدر تاریک و غمافزا شده است، مانند شب. روزی که من با روشنایی خورشید زندگی میکردم، حالا به یاد میآورم که مانند نوری که شمع از ماه میگیرد، در زندگیام تنها یک نور کم و ناچیز وجود دارد.
شبی خورشید ما طالع شود، گر تیره بختی را
پدید آید همان دم بامداد عید در شامش
هوش مصنوعی: یک شب خورشید ما طلوع خواهد کرد و اگر در آن لحظه فردی بدشانس باشد، همان موقع که شب عید به پایان میرسد.
خوش آن بی خانمان رندی که در کیش نکونامان
نه جا در مجلس خاص و نه پا در شارع عامش
هوش مصنوعی: آن شخص بیخانمان و زیرکی که در بین خوبان و نیکوکاران نه جایی در مجالس ویژه دارد و نه در خیابانها و مکانهای عمومی.
که می گویی که عاشق را نباشد کفر و اسلامی،
همان زلف و رخ دلدار باشد کفر و اسلامش
هوش مصنوعی: آنکس که میگوید عاشق نباید به مسائل دینی اعتنا کند، در واقع خودش را درگیر زلف و زیبایی معشوق کرده و این عشق اوست که کفر و ایمان را معنا میکند.