برگردان به زبان ساده
در کشورم کشید سپه پادشاه باز
در مزرعم نماند اثر از گیاه باز
هوش مصنوعی: در سرزمین من، هنگامی که سپاه پادشاه حمله کرد، دیگر نشانی از گیاهان در زمین باقی نماند.
دور از نظر شدی تو و عمری بود که ما،
داریم دیده در طلبت فرش راه باز
هوش مصنوعی: تو از نظر دور شدی و ما تا مدتهاست که در جستجوی تو هستیم و راه را برای آمدنت هموار کردهایم.
ای نفس شوم شرمی از این کرده های زشت
گیرم که کردگار ببخشد گناه باز
هوش مصنوعی: ای نفس، از کارهای زشت خود شرمسارم و امیدوارم خدایی که گناهان را میبخشد، مرا مورد عفو قرار دهد.
هرچند صیقل آوری افزون شود غبار
آیینه را که تیره کند دود آه باز
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که آینه را پاک کنی و صاف کنی، باز هم غبار و دودی که بر آن نشسته، آن را تیره و کدر میکند.
من بنده گریخته از درگه توام
هم بر در تو آورم اکنون گناه باز
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که از درگاه تو فرار کردهام، اما حالا باز به درگاه تو میآیم و گناه خود را به یاد میآورم.
از جهل اگرچه توبه شکستم هزار ره
نتوان طمع برید ز لطف اله باز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بارها از ignorance (نادانی) بازگشتم و توبه کردم، اما نمیتوانم از رحمت و لطف الهی ناامید شوم.
از کوی دوست دل نگران گر نمی رود
اندر قفا کند ز چه افسر نگاه باز؟
هوش مصنوعی: اگر دل من از نگرانی به دنبال دوست برنگردد، پس چرا نگاهش را از من نمیگیرد؟