برگردان به زبان ساده
فرو ریزم از دوری روی جانان
ز سرچشمه چشم، سیل فراوان
هوش مصنوعی: از شدت دوری معشوق، اشکهای من مانند سیلی از چشمانم سرازیر میشود.
فرو ریزیش، لیک نی قطره قطره
چو از ابر ریزنده، باران نیسان
هوش مصنوعی: بارانی که از ابر میریزد، به طور ناگهانی و پیوسته به زمین میافتد، نه به شکل قطرهقطره و آرام که به تدریج و در طول زمان نازل شود.
فرو ریزیش کامد از نیم رشحش
یمین و یسارم، دو موّج عمّان
هوش مصنوعی: از سمت راست و چپم، دو موج دریا به سوی من سرازیر میشود.
عجب را که با اینچنین موج دارم
تنی پای تا سر، در احراق نیران
هوش مصنوعی: تعجب میکنم که چطور با این حال و هوای پر طغیانی که دارم، تمام وجودم در آتش و نابودی غرق است.
شبی یاد دارم که در کنج خلوت
سری برده بودم فرو در گریبان
هوش مصنوعی: یک شب را به خاطر دارم که در جایی خلوت و آرام، سرم را پایین برده و در گریبانم عمیق شدم.
همه دستگیرم خیالات دلبر
همه پایمردم سخن های جانان
هوش مصنوعی: تمام افکار و تصورات من حول محبوبم را در آغوش گرفتهام و تمام صبر و استقامت من به خاطر سخنان محبوبم است.
ز بحر تفکر رسیدم به برّی
که بد عالمش حلقه ای در بیابان
هوش مصنوعی: از عمق تفکر و اندیشه به سرزمینی رسیدم که در دنیای خود مانند حلقهای در یک بیابان مینماید.
همه خاک او غیرت مشک اذفر
همه ریگ او حسرت درّ و مرجان
هوش مصنوعی: تمام خاکش به دلیل غیرت او به بوی خوش مشک میماند و تمام شنهایش حسرت بدست آوردن مروارید و سنگهای قیمتی را دارد.
فرازش همه توده های زبرجد
نشیبش همه لعل های بدخشان
هوش مصنوعی: ارتفاعات آن مانند تودههای زبرجد و درههایش مانند لعلهای بدخشان است.
در آن دشت دیدم روان کاروانی
که چون رهروانش نپرورده دوران
هوش مصنوعی: در آن دشت، کاروانی را دیدم که مسافرانش نهتنها در طول زندگی خود به درستی تربیت نشدهاند، بلکه از تجربیات لازم نیز بیبهرهاند.
بهر توسنی دلبری روی انور
بهر هودجی مهوشی موی قطران
هوش مصنوعی: برای ما بهانهای است که به زیباییهای دلبرانهاش اشاره کنیم، همچنان که از موهای زیبای او مانند رنگ قطران لذت میبریم.
همه بر ستوران سوار و پیاده
همه بر لب جوی تسنیم، عطشان
هوش مصنوعی: همه بر اسبها و بهصورت پیاده در کنار جوی آب زلال و شیرین حضور دارند و تشنه آب هستند.
همه دهر پیما، ولی پا برهنه
همه ستر بخشا ولی جمله عریان
هوش مصنوعی: همه در زندگی در حال حرکت و گذراندن زمان هستند، اما عدهای با سادگی و بیآلایشی زندگی میکنند. در حالی که برخی ممکن است ظاهری زیبا و آراسته داشته باشند، اما در واقع در باطن عریان و بدون پوششاند.
تنی چند لیکن به جان ها معانق
مهی چند لیکن ز یک خور درخشان
هوش مصنوعی: چند نفر هستند، اما روحها و دلها در هم میآمیزند، و گرچه از یک نور درخشان نشأت میگیرند.
همه پادشاهان در ملک، ملت
همه شهریاران در شهر ایمان
هوش مصنوعی: همه پادشاهان و حاکمان در سرزمین خود، در واقع نماینده و خدمتگزار ملت و مردم هستند و وظیفه دارند که به ایمان و منافع آنها توجه کنند.
از آن قوم آتش دل و باد جنبش
بگرداب حیرت من خاک بنیان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف احوال کسی میپردازد که در میان جماعتی قرار دارد که دارای آتش عشق و شور و حرارت در دل هستند و در عین حال دچار حیرت و سردرگمی شده است. احساس عمیق و متلاطم او را در مقابل وضعیت خود و دنیای اطرافش نشان میدهد، گویی که در گردابی از سردرگمی و پریشانی گرفتار شده است و این وضعیت باعث شده که او همچنان در جستجوی حقیقت و معنای زندگی باشد.
که اینان چه جمعند، این گونه عاجل
که اینان چه قومند، این سان شتابان
هوش مصنوعی: این گروه چه جمعیتی هستند که به این سرعت و شتاب در حال حرکتاند، چه کاروانی هستند که چنین بیوقفه و عجولانه میتازند؟
بتأیید عقل و به تسدید دانش
به درک آمدم عاقبت کاین وشاقان
هوش مصنوعی: به یاری عقل و با هدایت دانش، در نهایت به درک و فهم رسیدهام که این دلدادگیهای گمراهکننده ارزش چندانی ندارند.
بیابان نوردند منزل به منزل
که شاید ببوسند دربار سلطان
هوش مصنوعی: صحرانوردان به سفر ادامه میدهند و در هر مرحله از راه، امیدوارند که بتوانند به دیدار و احترام دربار پادشاه نائل شوند.
الا ای منیری که از عکس نورت
هویدا به کیهانیان روی یزدان
هوش مصنوعی: ای نورانی که نور تو به وضوح آشکار است و به وسیلهاش میتوان به حقیقت خداوند پی برد.
اگرچه بر ابطال قومی مشعبد
عصا اژدر آورده موسی بن عمران
هوش مصنوعی: هرچند موسی بن عمران با عصای خود بر نابودی قومی تأکید کرده است، اما در حقیقت او نشان از قدرت و هدایت الهی دارد.
تو را کلک معجز نگار است بر کف
براین قوم چون دست موسی و ثعبان
هوش مصنوعی: تو با هنری شگفتانگیز مانند عصای موسی بر این مردم تأثیر میگذاری و قدرتی جادویی داری.
تو را نجم رخسار و چشم مخالف
به تمثیل مانا، شهاب است و شیطان
هوش مصنوعی: تو مانند ستارهای هستی که با زیبایی چهره و چشمانت در بین دیگران میدرخشی، و میتوانی به خوبی و بدی، درخشان و تاریک، تشبیه شوی.
تو را نام در نامه آفرینش
چو نام خدا بر سر نامه عنوان
هوش مصنوعی: در آفرینش، نام تو مانند نام خدا بر سر نامهای بزرگ و مهم ذکر شده است.
تو را لفظ معجز بیان در حقیقت
کلید در گنج اسرار قرآن
هوش مصنوعی: تو با زبان معجزهآسا و شگفتانگیز خود، به عمق معانی و اسرار نهفته در قرآن دسترسی داری.
چو در دشت لفظ از پی صید معنی
در آری سمند سخن را به جولان
هوش مصنوعی: زمانی که در دشت، واژهها را برای شکار معنا به کار میگیری، یعنی در جستجوی معنایی عمیقتر هستی، اسب کلامت را آماده کن تا به حرکت درآید.
فرو ماندش عقل در گام اوّل
چو از سرعت عقل اجساد بیجان
هوش مصنوعی: عقل در نخستین گام از درک او باقی میماند، مانند موجوداتی که به خاطر سرعت ذهن نمیتوانند احساس و زندگی داشته باشند.
تو را صولجان عزم و گو هفت گردون
قضا پنجه و لامکان سطح میدان
هوش مصنوعی: تو با اراده و عزم محکم خود، در برابر سرنوشت و تقدیر قرار گرفتهای و مانند یک جنگجو در میدان زندگی میجنگی.
شد از مزرعت حبّه ای رزق موری
خلایق بر آن مور تا حشر مهمان
هوش مصنوعی: از مزرعهای، دانهای به روزی موری تبدیل شد که تا روز قیامت، موجودات روی زمین بر آن مور مهمان خواهند بود.
چرا تا نبوسید خور، خاک پایت
به جان آتش افتادش از داغ حرمان
هوش مصنوعی: چرا تا خورشید تو را نبوسید، خاک پای تو به خاطر حسرتی سوزان به آتش درآمد؟
و از این اضطراب است هر صبح تا شب
ز مشرق به مغرب روان زد و لرزان
هوش مصنوعی: این حالت ناآرامی باعث میشود که از صبح تا شب، از شرق تا غرب در حال حرکت و به تلاطم بیفتیم.
الا ای خدیوی که نه کاخ علیا
یکت پله از آستان نگهبان
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو که نه در کاخهای بلند نشستهای و نه در جایگاههای پر زرق و برق، بلکه در آستان نگهبان سادگی و تواضع قرار داری.
شنیدم که از کبر قومی سیه دل
ز یک جنس در ذات با جان بن جان
هوش مصنوعی: شنیدم که گروهی از افراد بددل به خاطر غرور و خودپسندی، از نوعی از جنس که در ذات با روح و جان ارتباط دارد، دوری میکنند.
گروهی که ابلیسشان در شقاوت
به مکتب سرا کم ز طفل دبستان
هوش مصنوعی: گروهی که شیطان در بدبختیشان تاثیر دارد، در مدرسهای کمتر از یک کودک دبستانی آموختهاند.
گروهی که بوجهلشان درجهالت
در عجز گویان به تسلیم و اذعان
هوش مصنوعی: گروهی که نادانی و نادانی آنها در گفتار ناتوانها به اعتراف و تسلیم میانجامد.
گروهی که فرعونشان در تکبر
به دربار نخوت یکی عبد فرمان
هوش مصنوعی: گروهی که فرعونشان در تکبر به دربار خود میبالید، یکی از غلامانش را دست کم میگیرد.
یکی محفل آراستند از شیاطین
نه شیطان جان، بلکه اشباه انسان
هوش مصنوعی: در یک جمع یا محفل، افرادی را گرد هم آوردهاند که شبیه شیطان هستند، اما در واقع خود شیطان نیستند؛ بلکه انسانهایی هستند که ویژگیهای ناپسند و شیطانی دارند.
نموده همه با عصا زهر توام
نموده همه درعبا تیغ پنهان
هوش مصنوعی: همه افراد با عصا آمدهاند تا زهر تو را نشان دهند، ولی در لباس خود، تیغی پنهان دارند.
چو برقصد شبل علی، کور موصل
چو بر قتل صهر نبی، شرک شیطان
هوش مصنوعی: زمانی که شیر جوان علی به رقص درآید، مردم کور موصل در برابر کشتن داماد پیامبر، مملو از شرک و پیروی از شیطان خواهند بود.
پس آن قوم بی ننگ و بی عار و بی دین
به محفل تو را خوانده پرخاش جویان
هوش مصنوعی: این افراد که نه شرافتی دارند، نه احساس عیبی میکنند و نه به دین و ایمان پایبند هستند، به محفل تو آمدهاند و با خشم و اعتراض رفتار میکنند.
شدی وارد ای شه بر آن قوم پرکین
چو بر اهرمن از کرامت سلیمان
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو با ویژگیهای خود وارد گروهی شدهای که مانند اهرمنها هستند. این ورودی تو، نشاندهندهی کرامت و بزرگی سلیمان است.
بلی مهر از فیض عامی که دارد
بتابد به حربا و خفاش یکسان
هوش مصنوعی: بلی، خورشید مهر با نور فراوانی که دارد، به طور یکسان به همه چیز نور میافشاند، چه به پرندگان زیبا و چه به موجودات تاریکی مانند خفاش.
نگویم چه گفتند آن قوم ابکم
که لعنت ابر قول و بر ذات ایشان
هوش مصنوعی: نمیخواهم بگویم آن مردم گنگ چه گفتند، که نفرین باد بر کلام و وجودشان.
به پاداش گفتار آن فرقه دون
که نشناخته بر که بستند بهتان
هوش مصنوعی: در پیآمد سخنان آن گروه نادان که بدون شناخت بر دیگران تهمت زدهاند.
بر ایشان گروهی عجب شد مسلط
نه رحمی بر اموالشان کرد و نه جان
هوش مصنوعی: گروهی به آنها مسلط شدند که نه بر اموالشان رحم کردند و نه به جانشان توجهی داشتند.
گروهی ز کُفّار از رحم عاری
نهاده به فجار شمشیر برّان
هوش مصنوعی: گروهی از کفار که به کمرحمی و نابودی دنیا پرداختهاند، آمادهاند تا با شمشیرهای تیز و برنده به سوی دشمنان بشتابند.
به هامون روان گشت هر لحظه آمون
ز بس جوی خون گشت جاری ز شریان
هوش مصنوعی: هر لحظه به سمت هامون، آرامش به سفر میرود، زیرا به خاطر جاری شدن خون، رودها در رگها به حرکت درآمدهاند.
نبردند از آن بحر زورق به ساحل
نگشتند از آن لجه ایمن ز طوفان
هوش مصنوعی: در اینجا میتوان گفت که کشتیها از دریا به کرانه نرسیدند و در میان این امواج طوفانی ایمن نماندند.
مگر هر که بگریخت اندر پناهت
شد ایمن که کعبه است ایمن ز حدثان
هوش مصنوعی: هر کس که به تو پناه آورد، از خطرات ایمن خواهد بود، چون کعبه که از ناپاکیها در امان است.
جهانبان، خدیوا، الا ای که آمد
پناه تو ملجأ گبر و مسلمان
هوش مصنوعی: ای فرمانروا و بزرگ، تو که پناه و پناهگاه همه هستی، حتی برای کسانی که از دیانتهای مختلف آمدهاند.
گریزد به حصن ولای تو افسر
هم از کید نفس و هم از شر شیطان
هوش مصنوعی: به دژ و قلعهی ولایت تو پناه میآورد، هم از فریب نفس و هم از شر شیطان.
الا تا شررخیز شد نار دوزخ
الا تا فرحبخش شد باغ رضوان
هوش مصنوعی: بگذارید آتش جهنم شعلهور شود و خوشیهای بهشت نیز فزونی یابد.
مُحبّ تو را باد نعمت مؤبد
عدوی تو را باد نقمت فراوان
هوش مصنوعی: دوست تو را نعمتهای فراوانی ارزانی باد، و دشمن تو را گرفتار عذابهای بسیار قرار دهد.