برگردان به زبان ساده
ای که از عدل تو هر مظلومی
داد بیدادگر آسان بستد
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر عدالتت، هر مظلومی به راحتی از ظلم ستمگر شکایت میکند.
قابض تو که به تهدید و وعید
ارتفاع همه سیچان بستد
هوش مصنوعی: تو که با تهدید و هشدار، هر مقام و مسئولیتی را از دست آنها گرفتی.
آب دهقانان یکباره ببرد
وز همه برزگران نان بستد
هوش مصنوعی: آب کشاورزان به یکباره رفت و تمام محصولاتی که برای کشاورزان دیگر بود را نیز از بین برد.
پخته و خام به مردم نگذاشت
حقّ و باطل همه یکسان بستد
هوش مصنوعی: او حق و باطل را به یکسان از مردم گرفت و هیچکس را دچار نیکی یا بدی نکرد.
چون جو و کاه صحرا برداشت
باقی از خانه گروگان بستد
هوش مصنوعی: هنگام برداشت محصول، جو و کاه که به دست آمدهاند، باقیماندههای خانهام را به همراه خود میبرند.
بیل و دلو و رسن و پشماگند
با جوال و جل و پالان بستد
هوش مصنوعی: ابزارهایی مانند بیل، دلو و طناب و همچنین کیسه و بار، همه را جمعآوری کرده و آماده کرده است.
کلهاز فرق یتیمان بربود
پیرهن از تن عریان بستد
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که زندگی یتیمان، سخت و دشوار است و آنها از نظر مالی و اجتماعی در شرایط نامساعدی قرار دارند. در واقع، اشاره میکند که نیازهای اولیه آنها به آسانی تأمین نمیشود و آنها از چیزهای اساسی مانند لباس هم محروم هستند.
هر چه بد بستداز آن درویشان
تا طلاق زن ایشان بستد
هوش مصنوعی: هر چه بد از درویشان گرفته شود، تا زمانی که جدایی زن آنها برقرار شود.
بود منصف تر ازین نامعلوم
لشکر غزلکه خراسان بستد
هوش مصنوعی: در این بیت به این اشاره شده است که به جزئیات و ویژگیهای نامشخصی که در دنیای شعر و غزل وجود دارد، باید دقت کرد و این که این ویژگیها میتواند به منابع و سرزمینهایی مثل خراسان برگردد. به نوعی، غزل گاهی مانند لشکری میماند که از مکانهای خاص، احساسات و زیباییها را به دست میآورد و به خواننده منتقل میکند.
ملک الموت بد آن قابض تو
که ز بس غصّه مراجان بتد
هوش مصنوعی: مرگ، درد و ناراحتی فراوانی به همراه دارد و در اینجا به سیاهسازنده زندگی اشاره دارد که به خاطر مشکلات و غمها بسیار دشوار و سخت شده است.
قدری جو که حوالت کردی
بنداد آن و دو چندان بستد
هوش مصنوعی: مقداری جو که به تو داده شد، آن را گرفته و دو برابر بیشتر پس گرفت.
بود فرمان تو بروی به دو جو
این یکی چون بنداد آن بستد
هوش مصنوعی: فرمان تو در دو جو جاری است؛ یکی از آنها وقتی بسته میشود، دیگری آزاد میشود.
آنچه گفتی که بده آن بنداد
و آنچه گفتی تو که مستان بستد
هوش مصنوعی: آنچه تو خواستی و گفتی که به من بده، او به من نداد و آنچه من گفتم، او از من گرفت.
باسطی را بکمار ای خواجه
که جو از قابض نتوان بستد
هوش مصنوعی: ای آقا، فردی را بگمار تا کارها را به خوبی انجام دهد، چون نمیتوان جو را از شخصی که میخواهد با تنگنظری خودش محیط را محدود کند، گرفت.