برگردان به زبان ساده
بس کن ای سرد ناخوش احمق
چند و تا چند حیلت و فن تو
هوش مصنوعی: بس کن ای سرد و ناخوش و احمق، تا کی میخواهی به ترفندها و حیلههای خود ادامه دهی؟
پیش ازینم طمع چو می بودی
به عتابیّ و خزّ ادکن تو
هوش مصنوعی: قبل از این، زمانی که به طمع و آرزوهایم گرفتار بودم، مرا بیتوجهی و کنایه میکردی.
می فتادم به خاک و می دادم
بوسه بر پای تو چو دامن تو
هوش مصنوعی: من به زمین میافتادم و بر پای تو بوسه میزدم، مانند بوسهای که بر دامن تو میزنم.
چون مرا نیست هیچ بهره از آن
بند و غل باد جامعه بر تن تو
هوش مصنوعی: چون من از آن بند و زنجیر هیچ سودی ندارم، پس لباسی که بر تن توست، مهم نیست.
ببریدم طمع بیکباره
رستم از بارنامه کردن تو
هوش مصنوعی: من به یکباره از امید به رستم جدا شدم و دیگر نمیخواهم او را بارنامه کنم.
برنشینم ازین سپس همه جای
چون زه پیرهن به گردن تو
هوش مصنوعی: من از اینجا برمیخیزم و به هر جا که بروم، مانند دوزی که پیراهن را به گردن تو میدوزد، به تو متصل خواهم بود.
هر چه می خواستم بخواهم گفت
فار غم .... در .... زن تو
هوش مصنوعی: هر چیزی که میخواستم به دست بیاورم، گفت که از غم رها شو و به عشق تو بپرداز.