برگردان به زبان ساده
برون رفتم از خانه دی نگهبان
تهی بود از آیندگان کوی من
هوش مصنوعی: از خانه بیرون رفتم و دیدم نگهبان در دیوار مفقود است و کسی برای پیگیری کارهایم در کوی من نیست.
فرو رفته با خود به اندیشه یی
جوانی درآمد ز پهلوی من
هوش مصنوعی: در دل خود غرق در افکار جوانی بودم که ناگهان به کنارم آمد.
گرانی به بالا دو چند اشتری
هر انگشت او چون دوبازوی من
هوش مصنوعی: بها و ارزش او به اندازهای است که هر یک از انگشتانش مانند دو بازوی من به نظر میرسد.
حمایل زپولاد در گردنش
چنان قطرۀ آب از جوی من
هوش مصنوعی: گردن او به نحوی از زره پوشیده شده است که شبیه قطری از آب است که از جوی سرازیر میشود.
بزد دست و پولاد روشن زبر
برآهخت و آورد رخ سوی من
هوش مصنوعی: دستش را بلند کرد و شمشیر درخشانش را به سمت من گرفت و صورتش را به سویم چرخاند.
چو نزدیک شد بی محابا کشید
برهنه بیکبار در روی من
هوش مصنوعی: هنگامی که نزدیک شد، به طور ناگهانی و بدون هیچ تردیدی، ناگهان بر روی من حمله کرد.
چو از پر دلی من نرفتم ز جای
نه آژنگی آمد در ابروی من
هوش مصنوعی: وقتی که از سر شوق و عشق نتوانستم از جایی بروم، نشانهای از آن در ابروی من بروز کرد.
بر آهخت تیغ و بیازید دست
یکی پاره بگرفت از موی من
هوش مصنوعی: چشم بر هم نگذارید و با تیزی تیغ خود به جنگ آمدهام، یکی از موهای من را محکم گرفت.
عطا دادم او را ز خود اندکی
ز شادی ببوسید زانوی من
هوش مصنوعی: من از روی محبت و شادی، اندکی از خودم به او بخشیدم و او از خوشحالی زانوی من را بوسید.