برگردان به زبان ساده
بدرگاه خواجه شدم دی سوار
بدان تا ز دیدار او برخوردم
هوش مصنوعی: دیروز به حضور بزرگوار رفتم تا از دیدار او بهرهمند شوم.
ز بهر عمارت بدان پیشگاه
یکی تودة خاک آمد برم
هوش مصنوعی: من برای آبادانی و زیبایی آن مکان، تودهای از خاک را به آنجا آوردم.
دو سه توبره کاه در پیش او
که شایستی ار بودی آن بر سرم
هوش مصنوعی: در جلوی او دو یا سه توبره کاه قرار دارد که اگر شایسته بود، باید آن را بر سر من میگذاشت.
به لفظی که دانند آنرا خران
همی گفت در زیر لب استرم
هوش مصنوعی: به زبانی که حتی خران هم آن را میدانند، من در زیر لب سخن میگویم.
چه بودی گر این خاک من بودمی
من آن بخت نیک از کجا آوردم
هوش مصنوعی: اگر این خاک و سرزمین از آن من بود، آیا بخت خوب و خوش اقبالی که دارم را از کجا به دست آورده بودم؟
از این خاکم اندر دهان آمد آب
سزد گر دگر خاک را نسپرم
هوش مصنوعی: من از این خاک هستم و در لحظهای آب به دهانم میآید، پس اگر خاک دیگری را واگذار کنم، حق دارم.
از این پس تو بر خاک ره می نشین
که آن بهتر از لاشۀ لاغرم
هوش مصنوعی: از این به بعد تو بر زمین بنشین، چرا که نشستن روی این خاک بهتر از آن است که من به حالت خستگی و بیرمق بیفتم.
که هم آب و هم کاه دارد ببر
من از دور باد هوا می خورم
هوش مصنوعی: ببر مرا به جایی که هم آب باشد و هم کاه، من از دور از وزش باد لذت میبرم.
برو خواجه را از زبانم بگوی
که ای چشمۀ جود و کان کرم
هوش مصنوعی: برو به خواجه بگو که تو منبع بخشش و کمالی.
مرا نیز از کاه پر کن شکم
که آخر نه از خاک ره کمترم
هوش مصنوعی: مرا هم پر کن از کاه تا شکمم پر شود، چرا که من نیز از خاک کمتر نیستم.
رسولم ز استر بنزدیک تو
ادا کردم و دردسر می برم
هوش مصنوعی: پیامبر من به نزد تو آمد و من سختیها و مشکلاتی را تحمل کردهام.